پیشنیاز خواندن این پست، خواندن اینجا، اینجا و اینجاست. مجموعن 5 دقیقهای بیشتر وقت نخواهد گرفت.
بیمقدمه شروع کنم، صادق اگر باشیم گذار همهمان یا اقلن اکثرمان به وبلاگها و سایتهایی که منحصرن محتوای جنسی تولید میکنند افتادهاست، احتمالن تا آنجا که رفتهایم بیکار نبودهایم و سری هم به محتویات سایت مزبور زدهایم، اعم از داستان و خاطره و عکس و فیلم و غیره. بهشخصه معتقدم صنعت پورن صنعتی بهشدت مردسالار، مردمحور و تولید شده از طرف مردان و برای مردان است (این به این معنی نیست که زنان نمیتوانند از پورن لذت ببرند، اما به باور من مخاطبین اصلی پورن مردان هستند.) در راستای جریان بحث، اینجا منظورم به طور اخص روایت از سک.س در قالب داستان و خاطره است. غیر از این، در همین وبلاگستان بحثهای تحلیلی و توصیفی و پستهای مرتبط بسیاری در مورد سک.س وجود داشتهاست. اما سوال این است، زنانی که "پارتنر" این روابط جنسی هستند، در این روایتها چهجایی دارند؟
طبق مشاهده شخصی من و پرسش از چند نفری اطرافام، حضور زن به عنوان راوی در اینگونه روایتها بسیار بسیار محدود است. درصد بسیار کمی از این داستانها و خاطرهها و پستهای وبلاگی و حتا تحلیلهای جدی، از زاویه دید زنان نگاشتهشدهاند (مثلن حالتی که نویسنده مرد بودهباشد ولی از زبان زن بنویسد) درصد بسیار کمتری از این محتوا، مستقیمن و واقعن توسط زنان تولید شدهاست.
مفهوم این امر بهسادگی این است که اقلن در این جامعهی موردبررسی (و به باور من در مقیاس بسیار وسیعتر) تولیدکنندگان "روایت در دسترس از سک.س در تمامی قالبها" اکثرن مردان هستند. و مجددن مفهوم جملهی قبل اینکه، روایت زنانه از سک.س اگر نگوییم تقریبن وجود ندارد، بسیار محدود و اندک است. یک لحظه به عمق این موضوع دقت کنید: از سک.س که میشنویم، میبینیم، میخوانیم و ... در حقیقت آنچه را دریافت میکنیم که مردان حس میکنند و میخواهند، میگویند و میکنند. خیلی به سادگی 50٪ قضیه در این بین فراموش میشود یا صرفن به میزان خواست مردان حضور مییابد. نمیتوانیم (یا خیلی سخت میتوانیم) به احساس زنان، خواست زنان، دید زنان، روایت زنان از رابطهی جنسی دسترسی داشتهباشیم. انگار دو نفر درگیر ماجرایی پیچیده که برای ما بسیار مهم است باشند، و ما بخواهیم از ماجرا سردرآوریم، اما فقط یکی حرف بزند و آن دیگری یا ساکت باشد، یا در مواقعی که دستور میگیرد اجازه بیابد که طرف اول را تایید کند. نخواهیمدانست ماجرای مزبور، برای طرف دوم قضیه چهگونه بودهاست.
به باور من اتفاقن داشتن روایت زنانه از سک.س دقیقن و مستقیمن به تمامی بحثهای روشنفکری و مردسالاری و حقوق زنان و جنبش زنان بازمیگردد. همانقدر که داشتن روایت زنانه از تاریخ، هنر؛ فرهنگ و ... ضروری است، داشتن این روایت از رابطهی جنسی که بخش مهمی از زندگی همهی انسانها و بهویژه زنان (که همواره وجودشان برابر با سک.س در نظر گرفتهشده) را تشکیل میدهد نیز ضروری است. ضروری است بدانیم زنان در این بین چه حس میکنند، چهچیز را جذاب یا ناخواستنی مییابند، از چهچیز لذت میبرند و از کدام نه، چه میگویند و چه میخواهند و چه میکنند و به عبارت سادهتر در این رابطهی (معمولن) دونفره؛ زنان غیر از آنچه مردان نشانمان دادهاند چه محلی از اعراب دارند؟ تا شاید بتوان با جمع این دو روایت، به درکی انسانی و متعادل از سک.س - و هر واقعیت دیگر- رسید.
اما در این بین همان مردانی که زن را برای سک.س میخواهند، دوست ندارند از زباناش از سک.س بشنوند - مگر آنچه را که خودشان دیکته کردهاند-. زنی که از سک.س حرف بزند فورن به انواع القاب از دست فاحشه، بیشرم، بیآبرو و ... مفتخر میشود، حال یا حرف دلخواه ما را میزند که آفرین، یا این وصلهها را میتوان راحت بهاش چسباند (چون مثلن داستان پورن مینویسد) و حرفاش را جدی نگرفت یا بهاش خندید، یا کار بیخ دارد و این وصلهی کذایی درست بهاش نمیچسبد چون خیلی جدی دارد حرف میزند و گویا ظاهرن فاحشه هم نیست، و اینجاست که سرگیجه و خشم مردسالار نهفته در درون آغاز میشود. نه فقط مردان که کل فرهنگ مردسالار و زنان مردسالار هم از این موضوع میترسند. بگذریم که در هر سه حالت لقب کذایی بیخریشمان جا خوش کردهاست.
. این که چرا مردان از روایت زنانهی سک.س میهراسند و میگریزند، مبحثی است که باید جای دیگر ریشهاش را جست و به عقیدهی من بسیار ساده و کلی و قابلدرک است. برای مردان این سوی واقعیت، ناشناخته و مبهم است و جدا از ترس کلی نوع بشر از ناشناخته، مردان (نه قطعن تمامی آنان ولی اکثریت) میترسند این سوی واقعیت با آنچه آنان میپنداشتهاند متفاوت باشد: "شاید واقعن زنان صرفن دو نقطهی حساس در بدن نداشتهباشند؟ شاید زنان از موی زیاد بدن خوششان نیاید؟ شاید سک.س را جور دیگری غیر از آنکه من ارائه میدهم میخواهند؟ " اگر اینچنین باشد دیگر نمیتوان خیلی راحت و بدون هیچزحمتی و تغییری احساس پرفکت بودن و مرد فوقالعادهي ایدهآل بودن کرد. دیگر احتمالن نمیتوان به تواناییهای شگفتانگیز جنسی و آن اندام مایهی افتخار تاریخی (سلام گلناز!) بالید. مردان دوست ندارند به طور جدی بشنوند زنان سک.س را چهگونه میبینند، چون ممکن است آنی نباشند که آنان فکر میکردهاند و آنوقت احتمالن یک گله خر لازم خواهد بود که این بار عظیم باقالی را حمل کند!
با در نظر گرفتن این مقدمات خیلی به سادگی میشود فهمید چرا وقتی زنانی پیدا میشوند که از حس و درک خودشان از سک.س بنویسند مردانی در آن سوی دنیا حالشان بد میشود (مطمئنام که دوستمان در این باب تهوع تنها نیستند!) و مینالند که ایبابا ساکت باشید و بگذارید ما در توهم خودمان خوش باشیم، یا اقلن اگر میخواهید حرفی بزنید جوری بزنید که ما بتوانیم شما را همان فواحش سلیطهی بیآبرو بنامیم و حرفتان را جدی نگیریم .. مرض دارید مگر که ما را متهوع کنید و دنیایمان را به هم بریزید! و کسی هم نیست به این آقایان بگوید عزیزان من جسارتن تصور شما فقط 50٪ واقعیت است، و متاسفانه وقتاش رسیده بزرگ شوید و با 50٪ باقی روبهرو شوید و سعی در هضماش کنید، که به خدا به نفع خودتان هم هست. کسی نیست بگوید آقایان شما با نوشتن و گفتن از سک.س و اتاقخواب مشکلی ندارید، که تا حالا ندیدهام خیلی جدی کسی معترض انبوه محتوای پورن تولیدی در جامعه مجازی فارسیزبان بشود. شما با زنانی که از سک.س جوری میگویند که شما انتظار نداشتهاید بشنوید مشکل دارید.
کلن ما حقوقدان تو بی ها عادتمان است همهچیز را زیاد جدی بنویسیم. خلاصه و سادهاش این میشود که ما زنان حق داریم - و باید - از دید و حس خودمان از سک.س - و هر چیز دیگری - بگوییم تا جهان یکطرفه به قاضی نرفتهباشد و همگی در کاخی از توهم بلورین ساختهی دست مردان لم ندهند، که این خطر تهدیدشان میکند که ناگهان این بلورها در هم بریزد. اگر با این موضوع مشکلی دارید شک نکنید که مشکلتان کلیدیتر و عظیمتر از این حرفهاست و ذهنتان مردسالارتر و محدودتر از آنچه تصور میکنید، لطفن مشکلتان را حل کنید.
* علیرغم این که نوشتن این مطلب یک ساعتی وقت گرفت و کلی تفکر، قطعن بیایراد نیست. از دانستن نظرات اصلاحیتان خوشحال میشوم.
** از کلیگوییهای موجود در پست متاسفم، صرفن در کانتکست مورد بحث در نظر بگیریدشان.
*** طی یکسری مذاکره بین من و آقای ناتور مشخص شد که گویا در نوشتهی من، منظور و مفهومی از پست ایشان تصویر شده که ایشان آن منظور را نداشتهاند. (این که چه منظوری داشتهاند بنده نمیدانم و شاید خب دوست ندارند توضیح بدهند اساسن و مجبور هم نیستند. کامنت احسان را هم میتوانید ببینید) لذا من بابت ایجاد این تصور در این پست متاسفم.
همچنان با تمامی آقایان و خانمهایی که از از سک.س گفتن خانمها و ربطش به فمینیسم و غیره خوششان نمیآید صحبت میکنم. میلیونها نفرند بیشک و شاید هم بیشتر.
بیمقدمه شروع کنم، صادق اگر باشیم گذار همهمان یا اقلن اکثرمان به وبلاگها و سایتهایی که منحصرن محتوای جنسی تولید میکنند افتادهاست، احتمالن تا آنجا که رفتهایم بیکار نبودهایم و سری هم به محتویات سایت مزبور زدهایم، اعم از داستان و خاطره و عکس و فیلم و غیره. بهشخصه معتقدم صنعت پورن صنعتی بهشدت مردسالار، مردمحور و تولید شده از طرف مردان و برای مردان است (این به این معنی نیست که زنان نمیتوانند از پورن لذت ببرند، اما به باور من مخاطبین اصلی پورن مردان هستند.) در راستای جریان بحث، اینجا منظورم به طور اخص روایت از سک.س در قالب داستان و خاطره است. غیر از این، در همین وبلاگستان بحثهای تحلیلی و توصیفی و پستهای مرتبط بسیاری در مورد سک.س وجود داشتهاست. اما سوال این است، زنانی که "پارتنر" این روابط جنسی هستند، در این روایتها چهجایی دارند؟
طبق مشاهده شخصی من و پرسش از چند نفری اطرافام، حضور زن به عنوان راوی در اینگونه روایتها بسیار بسیار محدود است. درصد بسیار کمی از این داستانها و خاطرهها و پستهای وبلاگی و حتا تحلیلهای جدی، از زاویه دید زنان نگاشتهشدهاند (مثلن حالتی که نویسنده مرد بودهباشد ولی از زبان زن بنویسد) درصد بسیار کمتری از این محتوا، مستقیمن و واقعن توسط زنان تولید شدهاست.
مفهوم این امر بهسادگی این است که اقلن در این جامعهی موردبررسی (و به باور من در مقیاس بسیار وسیعتر) تولیدکنندگان "روایت در دسترس از سک.س در تمامی قالبها" اکثرن مردان هستند. و مجددن مفهوم جملهی قبل اینکه، روایت زنانه از سک.س اگر نگوییم تقریبن وجود ندارد، بسیار محدود و اندک است. یک لحظه به عمق این موضوع دقت کنید: از سک.س که میشنویم، میبینیم، میخوانیم و ... در حقیقت آنچه را دریافت میکنیم که مردان حس میکنند و میخواهند، میگویند و میکنند. خیلی به سادگی 50٪ قضیه در این بین فراموش میشود یا صرفن به میزان خواست مردان حضور مییابد. نمیتوانیم (یا خیلی سخت میتوانیم) به احساس زنان، خواست زنان، دید زنان، روایت زنان از رابطهی جنسی دسترسی داشتهباشیم. انگار دو نفر درگیر ماجرایی پیچیده که برای ما بسیار مهم است باشند، و ما بخواهیم از ماجرا سردرآوریم، اما فقط یکی حرف بزند و آن دیگری یا ساکت باشد، یا در مواقعی که دستور میگیرد اجازه بیابد که طرف اول را تایید کند. نخواهیمدانست ماجرای مزبور، برای طرف دوم قضیه چهگونه بودهاست.
به باور من اتفاقن داشتن روایت زنانه از سک.س دقیقن و مستقیمن به تمامی بحثهای روشنفکری و مردسالاری و حقوق زنان و جنبش زنان بازمیگردد. همانقدر که داشتن روایت زنانه از تاریخ، هنر؛ فرهنگ و ... ضروری است، داشتن این روایت از رابطهی جنسی که بخش مهمی از زندگی همهی انسانها و بهویژه زنان (که همواره وجودشان برابر با سک.س در نظر گرفتهشده) را تشکیل میدهد نیز ضروری است. ضروری است بدانیم زنان در این بین چه حس میکنند، چهچیز را جذاب یا ناخواستنی مییابند، از چهچیز لذت میبرند و از کدام نه، چه میگویند و چه میخواهند و چه میکنند و به عبارت سادهتر در این رابطهی (معمولن) دونفره؛ زنان غیر از آنچه مردان نشانمان دادهاند چه محلی از اعراب دارند؟ تا شاید بتوان با جمع این دو روایت، به درکی انسانی و متعادل از سک.س - و هر واقعیت دیگر- رسید.
اما در این بین همان مردانی که زن را برای سک.س میخواهند، دوست ندارند از زباناش از سک.س بشنوند - مگر آنچه را که خودشان دیکته کردهاند-. زنی که از سک.س حرف بزند فورن به انواع القاب از دست فاحشه، بیشرم، بیآبرو و ... مفتخر میشود، حال یا حرف دلخواه ما را میزند که آفرین، یا این وصلهها را میتوان راحت بهاش چسباند (چون مثلن داستان پورن مینویسد) و حرفاش را جدی نگرفت یا بهاش خندید، یا کار بیخ دارد و این وصلهی کذایی درست بهاش نمیچسبد چون خیلی جدی دارد حرف میزند و گویا ظاهرن فاحشه هم نیست، و اینجاست که سرگیجه و خشم مردسالار نهفته در درون آغاز میشود. نه فقط مردان که کل فرهنگ مردسالار و زنان مردسالار هم از این موضوع میترسند. بگذریم که در هر سه حالت لقب کذایی بیخریشمان جا خوش کردهاست.
. این که چرا مردان از روایت زنانهی سک.س میهراسند و میگریزند، مبحثی است که باید جای دیگر ریشهاش را جست و به عقیدهی من بسیار ساده و کلی و قابلدرک است. برای مردان این سوی واقعیت، ناشناخته و مبهم است و جدا از ترس کلی نوع بشر از ناشناخته، مردان (نه قطعن تمامی آنان ولی اکثریت) میترسند این سوی واقعیت با آنچه آنان میپنداشتهاند متفاوت باشد: "شاید واقعن زنان صرفن دو نقطهی حساس در بدن نداشتهباشند؟ شاید زنان از موی زیاد بدن خوششان نیاید؟ شاید سک.س را جور دیگری غیر از آنکه من ارائه میدهم میخواهند؟ " اگر اینچنین باشد دیگر نمیتوان خیلی راحت و بدون هیچزحمتی و تغییری احساس پرفکت بودن و مرد فوقالعادهي ایدهآل بودن کرد. دیگر احتمالن نمیتوان به تواناییهای شگفتانگیز جنسی و آن اندام مایهی افتخار تاریخی (سلام گلناز!) بالید. مردان دوست ندارند به طور جدی بشنوند زنان سک.س را چهگونه میبینند، چون ممکن است آنی نباشند که آنان فکر میکردهاند و آنوقت احتمالن یک گله خر لازم خواهد بود که این بار عظیم باقالی را حمل کند!
با در نظر گرفتن این مقدمات خیلی به سادگی میشود فهمید چرا وقتی زنانی پیدا میشوند که از حس و درک خودشان از سک.س بنویسند مردانی در آن سوی دنیا حالشان بد میشود (مطمئنام که دوستمان در این باب تهوع تنها نیستند!) و مینالند که ایبابا ساکت باشید و بگذارید ما در توهم خودمان خوش باشیم، یا اقلن اگر میخواهید حرفی بزنید جوری بزنید که ما بتوانیم شما را همان فواحش سلیطهی بیآبرو بنامیم و حرفتان را جدی نگیریم .. مرض دارید مگر که ما را متهوع کنید و دنیایمان را به هم بریزید! و کسی هم نیست به این آقایان بگوید عزیزان من جسارتن تصور شما فقط 50٪ واقعیت است، و متاسفانه وقتاش رسیده بزرگ شوید و با 50٪ باقی روبهرو شوید و سعی در هضماش کنید، که به خدا به نفع خودتان هم هست. کسی نیست بگوید آقایان شما با نوشتن و گفتن از سک.س و اتاقخواب مشکلی ندارید، که تا حالا ندیدهام خیلی جدی کسی معترض انبوه محتوای پورن تولیدی در جامعه مجازی فارسیزبان بشود. شما با زنانی که از سک.س جوری میگویند که شما انتظار نداشتهاید بشنوید مشکل دارید.
کلن ما حقوقدان تو بی ها عادتمان است همهچیز را زیاد جدی بنویسیم. خلاصه و سادهاش این میشود که ما زنان حق داریم - و باید - از دید و حس خودمان از سک.س - و هر چیز دیگری - بگوییم تا جهان یکطرفه به قاضی نرفتهباشد و همگی در کاخی از توهم بلورین ساختهی دست مردان لم ندهند، که این خطر تهدیدشان میکند که ناگهان این بلورها در هم بریزد. اگر با این موضوع مشکلی دارید شک نکنید که مشکلتان کلیدیتر و عظیمتر از این حرفهاست و ذهنتان مردسالارتر و محدودتر از آنچه تصور میکنید، لطفن مشکلتان را حل کنید.
* علیرغم این که نوشتن این مطلب یک ساعتی وقت گرفت و کلی تفکر، قطعن بیایراد نیست. از دانستن نظرات اصلاحیتان خوشحال میشوم.
** از کلیگوییهای موجود در پست متاسفم، صرفن در کانتکست مورد بحث در نظر بگیریدشان.
*** طی یکسری مذاکره بین من و آقای ناتور مشخص شد که گویا در نوشتهی من، منظور و مفهومی از پست ایشان تصویر شده که ایشان آن منظور را نداشتهاند. (این که چه منظوری داشتهاند بنده نمیدانم و شاید خب دوست ندارند توضیح بدهند اساسن و مجبور هم نیستند. کامنت احسان را هم میتوانید ببینید) لذا من بابت ایجاد این تصور در این پست متاسفم.
همچنان با تمامی آقایان و خانمهایی که از از سک.س گفتن خانمها و ربطش به فمینیسم و غیره خوششان نمیآید صحبت میکنم. میلیونها نفرند بیشک و شاید هم بیشتر.

