Home
Contact
Feed






ZendegiMosbat.org | Everything on HIV and AIDS in Iran

Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com

Nedstat Basic - Free web site statistics

 


 

  Sunday، April 20، 2008  
به تمام آن‌هایی که معتقدند مستعارنویسی شهامت نمی‌خواهد
می‌دانی وبلاگستان فرق چندانی با جامعه‌ي واقعی آن بیرون ندارد. آدم‌ها همان‌اند. گیرم که شانس بیاوری و همان‌طور که آن بیرون ممکن است چند تا هم‌فکر خودت را پیدا کنی، این‌جا هم در یک جزیره‌ی وبلاگی از جنس خودت قرار بگیری و جا بیفتی و درصد معقولی از خوانندگان وبلاگ‌ات را آن‌ها تشکیل بدهند، که دیگر وقتی می‌نویسی بدانی آن که می‌خواند می‌فهمد، منظور تو را دقیقن همان‌گونه که‌بوده می‌گیرد، درست و منطقی و مودبانه نقدش می‌کند و نظرش برایت ارزش دارد.

اما حتا اگر این شانس را هم بیاوری، همان‌طور که هزارهزار آدم غریبه و خشن و متعصب و بسته آن بیرون هستند این‌جا هم هستند. این‌است که هیچ‌وقت امواج وبلاگی و خواننده‌هایی که بعدش سرازیر می‌شوند به این‌جا را خیلی دوست‌ نداشته‌ام و همواره ترجیح داده‌ام نوشته‌هایم را همان 50 نفری بخوانند که می‌دانم می‌فهمند و اگر بخواهند مخالفت کنند فحش‌ام نخواهند داد و از س.ک.س‌های خیالی‌شان با من حرف نخواهند زد. این سرازیر شدن سیل عظیم آدم‌های جدید و غریبه عینن به این می‌ماند که با لباس راحتی در خانه‌ات نشسته‌باشی و یک‌هو درها و پنجره‌ها باز شود و هزار چشم بپایندت. خانه‌ی تو است و این حق را برای خودت قائلی که هر طور می‌خواهی بگردی، ولی این باعث نمی‌شود جلوی چشم‌های دریده و نگاه‌های تجاوزگر احساس عدم امنیت و ناراحتی نکنی.

اما همان‌طور که از برخورد با آن جماعت مذکور در جامعه گریزی نیست، این‌جا هم باید ناچار ببینی‌شان، برای‌شان بنویسی و فحش دادن‌ها و عکس‌العمل‌های بدشان را تحمل کنی، چون اتفاقن آن‌ها که باید بخوانند همین‌ها هستند. برای تو و تو و تو که فحش‌ام نمی‌دهید و ج.ن.ده‌ام نمی‌خوانید (بگذریم که مدت‌هاست حساسیتی به این کلمه ندارم و برایم مثل این است که به‌ام بگویند قصاب یا بقال!) که لازم نیست از حق‌ام بر بدن‌ام بنویسم چون خودتان قبول‌اش دارید. برای همین رهگذران بی‌نام‌ونشان بددهان لازم است که با "غیرعادی" و "جدید" مواجه شوند و حتا گیرم که عصبانی هم شوند و این وضعی که دیدید در این کامنت‌ها راه بیفتد، باید ببینند و عادت کنند و بپذیرندش.

من این‌جا به تعریف رایج، مستعار می‌نویسم (بگذریم که پیدا کردن هویت و اطلاعات شخصی و حتا عکس‌هایم هم چندان کار سختی نیست و با یک سرچ هوشمندانه میسر است) اما مستعار نویسی باعث نمی‌شود آزار نبینم از خشونت‌های کلامی و توهین‌های ملت. اسم‌ام چه زهرا باشد و چه الیزه به هر حال کلمات خشن و توهین‌آمیز این رهگذران ناراحت‌ام خواهند کرد. فرقی نمی‌کند که باشی و با چه اسمی بنویسی، به هر حال اندکی پا را فراتر از گلیم تعریف‌شده برایت گذاشتن و از متفاوت نوشتن، واکنش‌هایی را در پی دارد که روح‌ات را آزار می‌دهند. ایهالناس مستعار بودن من باعث نمی‌شود سیل کلمات خشن و تجاوزگر این غریبه‌ها آزارم ندهد. کما این‌که بسیاری از کامنت‌های این چند پست اخیر لبخندهای تلخ و تاسف‌آمیز بر لب‌ام نشاند و آزارم داد که چرا ملت این‌چنین بی‌پروا به خودشان اجازه‌ی توهین و تحقیر می‌دهند.

دوستی این اطراف گفته‌بود اگر راست می‌گویید چرا نمی‌روید بیرون این حرف‌ها را بزنید. چرا با فک و فامیل و در و همسایه و دوستان این‌ها را نمی‌گویید. راست است من شخصن جرات‌اش را ندارم. با فامیل و هم‌کلاسی‌هایم از مثلن حق بر بدن گفتن هزینه‌هایی برایم خواهد داشت که نمی‌توانم بپردازم‌شان. اما این دلیل بر بی‌شهامتی من یا هر مستعار دیگری که در وبلاگش از ممنوعه‌ها می‌گوید نیست، چرا که این‌جا گفتن هم هزینه‌هایی دارد و سخت است اما آن‌ها را می‌توانم تحمل کنم. شاید نتوانم طرد شدن از خانواده به جرم رسوایی و بی‌آبرویی را به جان بخرم ولی این سیل واکنش‌های منفی و توهین و تحقیر را حاضرم تحمل کنم. مستعار نوشتن و از ممنوعه‌ها نوشتن مثل این است که پشت پرده‌ای نشسته‌باشی و حرف‌هایی بزنی که رهگذران دوست ندارند بشنوند و به طرف‌ات گوجه‌فرنگی (آن‌موقع که هنوز گران نشده‌بود!) و تخم‌مرغ پرت کنند و فحش بدهند. ممکن است چیزی توی سر و صورتت نخورد ولی آزار می‌بینی و توهین می‌شنوی و ادامه دادن حرف‌هایت یعنی داری شجاعت به خرج می‌دهی.

همین. خواستم بگویم این وبلاگستان هم چندان فرقی با جامعه‌ی آن بیرون ندارد و تقریبن به همان‌اندازه خشن است. چیزی که فرق می‌کند کم‌تر بودن هزینه‌هاست برای تابوشکنی، ولی هزینه‌هایی که صفر نمی‌شوند. مستعارنویسان را به اسم ترسو بودن و هزینه ندادن سرزنش نکنید، که در این جامعه و این فضا همان از پشت پرده حرف‌زدن هم جرات می‌خواهد.

* شش ماه حبس و ده ضربه شلاق برای نسرین افضلی
** عمیقن معتقدم این بحث " از زن و بدن" ‌اخیر در فضای وبلاگستان از مفیدترین بحث‌های مطرح شده‌ی وبلاگی بود. همین که حتا مخالفان این بحث را به رسمیت شناختند و نقدش کردند و زنانی جرات کردند از بدن‌شان بنویسند، دست‌آورد بزرگی محسوب می‌شود به‌نظر من. بحث اگر به توهین و دعوا نکشد ادامه یافتن‌اش بسیار مفید است. لینک‌های پست قبل هم هم‌چنان آپ‌دیت می‌شود و اگر مطلب جدیدی این اطراف دیدید که اضافه نکرده‌ام، اطلاع بدهید ممنون خواهم شد.