پنجشنبه، فروردین ۰۷، ۱۳۸۲

test
من کی‌ام؟‌ الیزه، متولد ۶۶، دانشجوی سال آخرحقوق، ساکن تهران.
از سپتامبر ۲۰۰۲ وبلاگ می‌نویسم، و از مارس ۲۰۰۳ به طور ثابت در وبلاگ فعلی‌ام (الیزه) می‌نویسم. با اندکی بالا و پایین و وقفه‌های گه‌گاهی الیزه تقریبن ۵ سال و هفت ماه عمر کرده با این حساب. بسیار دوستش دارم و بسیار برایم مهم و عزیز است، و می‌توانم با اطمینان بگویم در تبدیل شدن به آدمی که الان هستم، این وبلاگ تاثیر زیادی داشته‌است و الان کاملن بخشی از هویتم را تشکیل می‌دهد.
چرا وبلاگ می‌نویسم؟ در اولین وبلاگی که درست کردم در باب انگیزه‌ی وبلاگ‌نویسی نوشتم « اگه آدم هیچ وقت تو عمرش حرف نزنه خفه می شه ، مگه نه؟» هنوز هم انگیزه‌ام همان است با کمی اضافات. می‌نویسم چون حرف‌هایی دارم که دوست دارم بزنم و حرف‌هایی دارم که به نظرم واجب است بزنم و وبلاگ تریبون مناسبی برای زدن این حرف‌هاست. از طرف دیگر از لحاظ نسل‌شناسی وبلاگی من متعلق به نسل وبلاگ‌نویس‌های بعد از دوران پارینه‌سنگی (هودر و سلمان و آیدا و گولیه و امثالهم) هستم. مثل اکثر این نسل؛ طوری با وبلاگ آمیخته شدم که هرگز نتوانستم ولش کنم. وبلاگم برای من مثل دست راستم است. نوشتن‌اش انگیزه نمی‌خواهد، به دلیل و سوژه و موضوع احتیاج ندارد، نوشتن‌اش مثل نفس کشیدن یا غذا خوردن یا تمام فعالیت‌های غریزی زندگی است. همین.
از چی می‌نویسم؟ الیزه روند طولانی‌ای را طی کرده تا به این‌جا برسد. مدتی دفتر خاطرات شخصی‌ام بود برای دو سه دوست نزدیک و دهان‌قرص. مدتی لگن بزرگی بود که مغشوشات ذهنم را درش بالا بیاورم، بدون توجه به این‌که شاید حال بقیه را به‌هم بزند (سلام گلناز) مدتی یک تین‌ایجر خشمگین افسرده‌ی عصبی بددهن بودم که دیگران از ترس عفت‌کلام لینکم را برمی‌داشتند. مدتی هم یک موجود جدی علاقه‌مند به مسائل اجتماعی و سیاسی که کارش لینک دادن به اخبار و وقایع و غر زدن در موردشان بود و مدتی هم یک فمینیست دوآتشه با یک وبلاگ شدیدن فمینیستی. حالا هم ترکیبی از همه‌ی این اجزا. اما در تمام این‌مدت الیزه قبل از همه چیز وبلاگی شخصی بود در مورد نویسنده‌اش، با ترکیبی از تمام دغدغه‌ها و احساسات نویسنده. سعی‌ام بر این است که این زمینه را حفظ کنم. این‌جا همه‌چیز پیدا می‌شود، از سیاست و وب و زنان و سک.س و طنز و دعوا و غیره، اما اول از همه‌ و کنار همه این‌جا منعکس‌کننده‌ی «من» است با تمام جنبه‌های شخصیتیم و به موضوعی اجازه نخواهم داد از من پررنگ‌تر شود.
طولانی شد. شرمنده. این هم یکی از جنبه‌های شخصیتی‌م است: پرحرفم و این را هیچ‌جا نمی‌توانم پنهان کنم.