یکشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۸۳

بعد از هفده سال ، هنوزم وقتی می شنوم یا می بینم جایی ازم به عنوان یه دختر اسم بردن ، تعجب می کنم . یه جورایی ، هر دفعه ش برام تازه ست . مثل دفعه ی اول ، تازه و عجیب . وای چه بامزه ، من یه دخترم ...!
شاید موقع خلقت من خدا دستش خط خورده و اشتباهی دختر شدم و یه جاهایی deep inside ، هنوزم خودمو یه دختر نمی دونم .

به دلیل نامعلومی ، من بعد از هشت نه روز ساعت دوازده شب وقتی داشتم از خواب جون می دادم و یه امتحانم داشتم که لاشو باز نکرده بودم و حالمم چندان خوش نبود ، آپدیتم اومد .
به دلیل نامعلومتریم همون موقع باباهه اومد گفت بخواب .
آقا یکی بره این شانس مارو از ماتحت خر در بیاره .

الانم آخه آپدیتایی که دیشب میومد نمیاد .
خفه شم بابا . دو کلمه چیزشعر می خوام بنویسم اینقدر ادا اطوار میام که یکی ندونه خیال می کنه دارم آپولو هوا می کنم .

این خفه شوهه که گفتم به خودم ، از همون خفه شوهای سلیطه ای ِ موثر بود .
یاد گرفتیش بالاخره نیلی ؟

چقدر دلم واسه این زنیکه ی مرغ تنگ شده بودا .
بوس !

بالاخره این وبلاگ نویسی برامون یه فایده ای داشت و به مناسبت یک سال و نیم علافی در محضر بلاگر عزیز ، تونستم قبل از این که کس دیگه ای آی دی مو بگیره خودم بگیرمش . چقدر هم بوسه این جی میل :x:x:x
راستی ، وبلاگ نویسی یه فایده عظیم بوس دیگه م داشت برام .

یه دیوونه دیگه جز خودم پیدا کنین که با آرومترین و رمانتیک ترین آهنگای خولیو ایگلسیاس قر بده .

آی ملت
بدانید و آگاه باشید شباهت این جا با اله دلیلش اولا اینه که من تو یه پریودهای روحی خاصی ( مثلا موقع آپدیت کردن ! ) بشدت شبیه این دختره می شم ، یه دلیل دیگه شم اینه که لابد به خاطر علاقه ی فوق العاده ای که به این جونور دارم یه تاثیراتی ازش گرفتم .
حله ؟

ذوقم میاد ،
برای تخلیه ذوقی نشستم همین جوری هی تو نوت پد تایپ می کنم هییییییییییییییییییییییییییییییییی :x:x:x\:d/\:d/:d/:x:x:x
....!

آخه یه آدم تا چه حد می تونه مخش تعطیل باشه ، که به بهونه ی یه چس بارون و یه ذره سرمای هوا کلاس زبان رو دو در کنه به خیال این که امتحان میان ترمش جلسه بعده ، فرداش معلوم شه همون دیروز امتحان داشته ؟
shit .

می گم ،
درسته که این مسنجر جدیده یاهو خیلی خداس ،
ولی می شه خواهش کنم وقتی من دارم حرف می زنم تو بحر اسمایلی ها نری ؟

من از اولشم می دونستم این پسره ی کثافت عوضی مادرفلان بالاخره یه جوری گند میزنه . اصلا میدونستم . عمق جاکش بودنش از اون قیافه ی عوضی موذی پلیدش معلوم بود .
حالا من با این وضعیت مزخرف گه چه غلطی بکنم ؟

تو نصف لحظاتی که نیشم تا بناگوش بازه و دارم یوهاها می خندم ...
................................

اون نقطه های بالا این جوری بود :
داره هی حسودیم می شه .

He didn't even say goodbye
He didn't take time to lie
...
.

این نقطه ای که آخرش گذاشتم خیلی مهمه ها .

دهههههههه
چرا بیشتر از این آپدیتم نمیاد ؟

جمعه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۳

یه راه پیشنهاد کنین برای این که من توقعم رو از ملت بیارم پایین .
خیلی مسخره س که بعد از این همه ضایع شدن ، بعد از این همه شست تحویل گرفتن در برابر ابتدایی ترین و ساده ترین انتظاراتم از دیگران ، هنوزم از رو نرفتم و توقعات به این بزرگی ازشون دارم .

با وجود علاقه ی دیوانه واری که به بچه ها دارم ، ترجیح می دم اگه قراره مثل مامان خودم براشون مادری کنم ، اصلا هیچ وقت بچه دار نشم .
نه که بد باشه ها ، بنده خدا مثل همه ی مادرا نمی تونه قبول کنه که بچه ش یه آدمه که حق داره برای خودش زندگی کنه .
می تونی اسمشو بذاری خودخواهی ، ولی من ترجیح می دم خودخواه باشم تا این که از ابتدایی ترین حقوق انسانیم بگذرم .

می دونی ،
وقتی می بینی خیلی خیلی شاد و شنگولم ، منتظر باش که دو ساعت بعدش ، یا شایدم بیشتر ، مثل سگ یخ کنم و درد بگیرم و حالم خراب شه .
آخه همه ی انرژیمو واسه اون شادی الکی بی دلیل صرف کردم .

دیدی یه سری آهنگا ، انگار توی خونت بوده ن و از همون لحظه ی اول عاشقشون می شی ؟
من با این When Winter Comes ِ کریس دی برگ این جوریم .

عکس این گاو خوشگله رو گذاشتم رو دسکتاپ ، هی نگاش می کنم .
بعد مثل احمقا ذوق می کنم .

من ، یعنی همین دیوونگیهام دیگه .

چیز ...
اه .
کلافه ئم .

اَاااااااااااااااه .
سیگارمو بده .

منم یه نمه خودخواه و بداخلاقم .
رودرواسی نداریم که .

نخیر ، جدی جدی مثل این که اون چیزی که چشمامو به فاک برده همین کامپیوتر لعنتیه .

جیش دارم ،
حال ندارم پاشم برم دسشویی ...
پس شونه ی خودمو گاز می گیرم .
آروم میشینم سر جام .
و در حین این اعمال ( که کاملا واقعیت داشت ) ، میرینم به هیکل هر گونه عقل و شعور انسانی .

گربه م میاد .
اون جوری نگاه نکن ، یعنی از اون کش و قوس و خمیازه های گربه ایم میاد !

حرف زدن منم دیگه خیلی Fucking شده ، عین این لاتای چاله میدون . در حین حرف زدن جمیع آداب حرفیدن و تربیت و دستور زبان و ادبیات فارسیو به فاک می برم .
بیا ، از همین جمله که تازه مودبانه بود معلومه چه جوری شدم !

کم کم دارم یاد می گیرم با ملت همون جور رفتار کنم که با من رفتار می کنن .
از اون مهمتر ، همون قدری بهشون اهمیت بدم که اونا به من اهمیت میدن .

اه . باز این هوا سرد شد که .
از هیچی اندازه هوای سردی که باعث میشه تیک تیک دندونام بلرزه و دستام کرخت و بی حس بشن بدم نمیاد .

دیوانه که نیستم بشینم بقیه این فیلم مزخرف مصائب مسیح رو ببینم . تا همینجا هم به قدر کافی اشکم در اومده .
بدون یک درصد تردید ، این مردک مل گیبسن سادیسته .

تو کل این دنیا فقط دو نفر احساسات پاک و لطیف منو نسبت به گاوم درک می کنن .
اولیش که دوستم بود ، برداشت قلم کاغذ داد دستم که اون شعر من یه گاو خوشگلم رو براش بنویسم که بعدا برای دوست جونش بخونه .
دومی بابایی جونم که درست مثل خودم برداشت عکسه رو گذاشت روی دسکتاپش .
بقیه ول معطلند ...

کلافه ئم باز . برم گم شم .

خوش بگذره
...
شرط می بندم نمی فهمی یعنی چی .
بهترم هست این جوری .
پس بازم خوش بگذره ..

دوشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۸۳

این آهنگه رو که گوش می دم اولش خوابم می گیره ، بعدشم دلم به طرز وحشتناکی می خواد یکیو بغل کنم . از این بغل گنده گنده ها .
پسوندشم mod هست و با Winamp باز می شه . 200 کیلوبایتم بیشتر نیست . این Explorer مزخرف play ش نمی کنه وگرنه میذاشتم این رو .
کسی راهی بلد نیست راستی ؟

نچ ، این جوری نمی شه .
باید یه دفعه یه دونه محکم بزنم تو صورتش تا هم دلم خنک شه ، هم بابت این همه حماقت و ریدمانهایی که به بار آورده یه تنبیه کوچولو شده باشه .
که امکانش نیست ، بنابراین Fuck you .

عصبانیَم ...
تو مزخرف احمق چه فکری کردی که این جوری اون بچه ی طفلکی کوچولوی ساده رو هوایی کردی بعدشم گم و گور شدی که هنوز تو کف باشه طفلک ؟
هان ؟ نکبت ؟ توضیحی داری برای این کارت ؟
اه . عصبانیم . بدجور عصبانیم .

همه ی فیلم Amelie یه طرف ، اون صحنه ی آخرش یه طرف .
اون صحنه ی رمانتیک بچگونه ی ملوس بین امیلی و پسره رو می گم . آدم دلش می خواد مانیتور رو بغل کنه انقدر که از این دو تا بوسش میاد .

عزیزدلم ، چیزی که رفته ، رفته . چیزی که دیگه نیست ، نیست . نیست . نیست .
یقه درانی و خودکشی و بالا پایین پریدن و خود به در و دیوار کوبیدن هم فایده ای نداره .
اگه نوع بشر همین دو تا جمله رو می فهمید ....

حالا منی که امتحان حسابان دارم فردا ، هیچیَم نخوندم ، مجبورم بشینم این پا زور بزنم که چرت و پرت بنویسم ؟!

خوب ، خیلی مسخره س .
ولی یه وقتایی ، اصل مساله سر اینه که کی سلام می کنه .
...
جدی می گم .

فیلمی پاستوریزه تر از اسپایدرمن دیگه فکر نکنم تو فیلمهای هالیوود باشه . منم خوب با خیال راحت داشتم نگاه می کردم .
حالا پدر محترم هم باید درست لحظه ی آخر که جین داره پیتر رو بوس می کنه بیاد تو اتاق ...!

من چند دفعه باید بگم ذاتا از شرم و حجب و حیا و ادب و این چیزا بی بهره م ؟
خوب وقتی پسره چیزکش (!) هست ، من چی بگم ؟! بگم آدم بد و بدجنسیه ؟! ( حالا بماند که بعدا معلوم شد درصد چیزکشی اون بنده خدا 1 بوده ، درصد حماقت رفیق ما 100 . برم از یارو معذرت خواهی کنم ! )
دنبال نوشته های پاستوریزه و مودبانه و مثبت هستید تشریف ببرید پیش این هم اسممون .

ببین ، اون اسمایلی های بوس و بغل ذاتا و خود به خود نفرت انگیز و دروغی هستن .
دیگه لازم نیست زورکی بودنم بهشون اضافه بشه . مال خودت .
اوکی ؟

همه چى از اينجا شروع ميشه . يه شب که گم شدين و توى بى راهه هاى زندگى دنبال يه چيزى مى گردين که خودتون هم نمى دونين چيه ، يهو يه غريبه مياد و دستتونو مى گيره و با خودش مى کشه … و از اون به بعد ديگه بى راهه ها براتون مهم نيست . ديگه مهم نيست که گم شدين و دنبال چيزى مى گردين . تنها چيزى که براتون مهمه دست گرم اون غريبه ست که تو دستتونه …
بعدش ممکن خيلى اتفاق ها بيفته . اتفاق هاى جورواجور به اندازه ى تمام آدمهاي دنيا . ولى شروعش از همين جاست . از همين خط اول .


اَ . خیلی وقت بود از این مدل نوشته ها که همش لینکه این جا نیاورده بودم .

آهای اونایی که از Haloscan کامنت گرفتین ، بابا یه کم سلیقه داشته باشین . بنده خداها تمپلیت گالری واستون راه انداختن خداااااااا ! از هر رنگی و هر مدلی و هر فونتی توش هست . شماها زشت ترینش رو میذارین تو وبلاگتون ؟
زود برین یه تمپلیت خوشگلشو انتخاب کنین .

دختره ی بدجنس . هی گفتم یه بسته از این سیگار خوشگل بوسا برام بخر نخرید .
تا من باشم همش هی کیف پولمو یادم نره .

تو ممکنه بخندی ، یا مسخره کنی ، یا اصلا نفهمی .
ولی همین چیزای ساده ی کوچولوی مسخره بی اهمیت ، تاثیر خفنی روی اعتماد بنفس من داره .

از بلوف زدن و خالی بستن و لاف اومدن الکی که بعدشم خیلی شیک زده بشه زیرش خیلی بدم میاد .
مجبورتون که نکردن بابا ! ببندین اون گاله رو انقد ال می کنم بل می کنم نکنین .

A نمی خواد بی خیال B بشه ، B مثل خر تو کف C تشریف داره ، C هم به تنها کسی که محل نمیذاره B هستش .
ای ریدم تو این وضعیت !

یه شوهر تو مایه های این آنتونیو باندراس برای من گیر بیارین لطفا .
نخیر فعلا چیز دیگه نمی خوام .

ببین قبول کن که ضایعست بد .
این که آدم مصائب مسیح بذاره ( اول این مسیح رو با ص نوشته بودم اشتباهی ...! ) ، بعد حواسش نباشه وینمپ اون پایین بازه ، بعد یهو نیم متر دهنش باز بشه و کف کنه و هی فکر کنه که وا ...! چرا روی این فیلم آهنگ Pretty Boy از M2M رو گذاشتن ؟!
خودم رفتم بیرون !

من ، نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم که فکر نکنم توی این مسیر ، اگه یه روزی من قدمهامو متوقف کنم ، طرف مقابلم نه تنها می ایسته ، بلکه پشتشو به من می کنه و خیلی ریلکس و شیک میره پی کارش .
می دونی ، گهگاهی به نظر میاد فکر کاملا درستی هم هست . یعنی یه چیزی تو همین مایه ها یه نمه خفیفتر رو به چشم خودم می بینم .
و هیچ کس نمی تونه بفهمه که این مساله ی ساده ی مسخره ، از قویترین اسید ها هم بیشتر منو می خوره ...
دیوانه ی پارانوییدی ام من !
حالا بیا و درستش کن .
می کنی ؟

حوصله آپدیت بیشتر از اینم ندارم ... هرّی .
یعنی همون بای .

شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۳

خواهره در حالی که سعی می کرد صداش همسایه ها رو نکشه بیرون داد زد احمق .... نمی فهمی ، نمی فهمی ؟! چند وقت بعد این قدر بهش وابسته می شی که دیگه نمی تونی ولش کنی ، حتی اگه خودت بخوای ... نمی فهمی که اگه ادامه بدی بعد یه زمان بینتون بهم بخوره چه ضربه ای می خوری ؟! نمی فهمی وابسته شدن به یه نفر تو این سن چقدر خطرناکه ؟!
من ...
فقط سعی کردم بغضمو قایم کنم
و جلوی خودمو بگیرم و نگم که کار من خیلی خیلی وقته از وابستگی گذشته ، پس ديگه بي خيال .

چقدر این کلمه ی فروردین کلمه ی بوسیه . آدم یاد زیتون پرورده می افته .
حالا ربطش چيه ، خودمم نمي دونم .

دو تا پست آخر هما خدا بود .

باز باید برم مدرسه . باز امتحان . باز کلاس های رنگ و وارنگ . باز مسخره بازی . باز کوفت . باز زهرمار .
Fuck .

الان به طرز وحشتناکي دلم يه اتاق تاريک مي خواد که دم به دقيقه مامانه نياد دم درش ، با يه کم نور ضعيف سرخ .
با يه تنگ شراب ، از همون شرابهاي قديمي که رنگش رنگ ياقوته . از اونا که گفتم تو بهشتم مي خوام باشه .
آهان ، چون تازگيا از دودَم خوشم اومده ، يه بسته Kent هم باشه . قليون رو بيشتر دوست دارم ولي صداش سکوت اتاقمو مي شکنه .
ديگه ، همينا .

جدي ، خيلي تازگيا با دود و دم حال مي کنم .
ضايعست اگه يه دختر هفده ساله سيگار بکشه ؟

I'm FALLING forever ...

چقــــــــــــــــــدر اين دو تا کوچولو احمقن .
توئم باور کردي که پسره به خاطر تو نرفته مسافرت ؟
حالا اگه دوست داري اين جوري فکر کني اون يه بحث ديگه س ، ولي ،‌ من فکر مي کنم پسره مگه احمق بوده که خونه خالي رو که مي تونه هزار تا غلط توش بخوره ول کنه براي دفعه ي N ام بره کيش ؟
خيلي خوش باوري بابا .

تو دنيا اگه از يه چيز حالم به هم بخوره ، اينه که توي کارهام دخالت بي جا بشه .
آقا جون زندگي خودمه . دوست دارم آتيشش بزنم . حرفيه ؟
اگرم حرفي باشه تو اجازه زدنشو نداري .
So Fuck Off .

I dive again
I'm going under ...

از يه طرف تصميم مي گيرم لاغر شم ، از يه طرف هر روز بيشتر از روز پيش مي خورم .
رفتارم يه کم فقط ضد و نقيضه ...!

مي دوني چيه ،
حداقل !
اون قدر مرد باش که پاي گه خوردنت وايسي .
نه اين که سريع مجددا به گه خوردن بيفتي !
با توئم دختره ي احمق !
خودمو مي گما . باز سوء تفاهم نشه .

Each time that you hold me , my eyes fill with fear
اگه نتوني ببينيش ...
يعني اين که وضعت خيلي خرابه babe .
ولي تو مي بينيش ، من مي دونم .

داد زد نفهم ، ‌آخه تو توي اين سن اصلا مي فهمي دوست داشتن چيه ؟! بيست سالت که شد به تمام اين حرفاي احمقانه ي بچگونه ت مي خندي . دوست داشتن توي اين سن فقط يه حرف مزخرف تلقينيه . بذار وقتي خودتو شناختي و رو پاي خودت وايسادي از اين حرفاي گنده گنده بزن .
من ...
هيچي نگفتم .
حتي بغضمم سعي نکردم قايم کنم ،
نمي تونستم .
اون موقع فقط تو رو مي خواستم ،‌ با دستاتو ، که قايمم کني .

همه براشون سوال شده من چه مدلي اين قدر طولاني مي نويسم .
کاري نداره بابا .
بشين پاي کامپيوتر ، هر مزخرفي که به ذهنت اومد تو دو سه جمله خلاصه کن . از هر دري .
اين قدر کيف داره ...
گور باباي ويزيتوراي بدبختم که بايد جر بخورن سر خوندنش کرده .

چه بخوام چه نخوام ، اونقدر آدم برون گرايي هستم که هر مرگم باشه و هر حسي داشته باشم ، طرف مقابلم يا خودش مي فهمه يا خودم بهش مي گم . مثل اکثر دخترا .
اااااااي بابا . من بيشتر با تيريپ mysterious بودن حال مي کردم .

چقـدر ...
چقـــــدر ...
چقــــــــدر ...
چقدر چي ؟
نمي دونم ، بي خيال .

پسره ي لجن . خيال کرده خيلي زرنگه .
دو تا احمق کوچولوي زود باور رو گير اورده که به يکي بگه دوستت دارم به اون يکي ئم بگه تو مثل خواهرمي ، لابد آخرشم جفتشونو بکنه در ره .
بذار مطمئن شم ، حالي ازت جا بيارم که ديگه هوس اين کسکش بازيا به سرت نزنه .
عوضي !

به خودم مربوطه .

من ...
حالم از اين همه منم منم کردن خودم به هم مي خوره .

تا حالا خيال مي کردم خودخواه نيستم ؛
از همه هم خودخواه ترم .

آهنگ گوش مي دم ، Kyodai بازي مي کنم ،
دستامو مي زنم زير چونه م خيره مي شم به مهره هاي Kyodai .
اهنگ گوش مي دم ، فکر مي کنم ،
چشمام خمار مي شه ...
آهنگ رو خفه مي کنم ، چشمامو مي بندم ،
سعي مي کنم تمرکز کنم و دنبالم بگردم ...
نيست .
نيست اين عوضي .
هيچ جا نيست .
مي چرخم ، مزخرف مي نويسم ، مزخرف گوش مي دم ، ‌Kyodai بازي مي کنم ، دنبالم مي گردم ...
ولي نيست .
گمم کردم ...
هيچ جا نيست . توي همه ي اينا دنبالم مي گردم و نيست .
فقط یه جاس که مطمئنم می تونم پیداش کنم ، دستای تو ...
الان که توئم نیستی آخه .
بازم Kyodai بازي مي کنم ؛
مزخرف مي نويسم ...
ناخنامم مي کَنَم راستي .

آخرشم Low man's lyrics می ذارم ،
حواسمو جوری پرت می کنه این لعنتی که دیگه Kyodai هم نمی تونم بازی کنم .

گفتم هي ، مي خوام سيگاري شم .
گفت آره ديگه ، راحت ترين و ارزون ترين نشونه ي روشنفکري رو انتخاب کردي .
....!

اين دستاي من ، هميشه سرده .
خودت که ديدي هيچ جوري هم گرم نمي شه .
اه ... Fuck .

ببين ، ‌درباره ي هر چي که دوست دارم نظر بدين نميدين ، درباره مزخرفاتي که همين جوري الکي مي نويسم کلي تز ميدين .
جمعش کنين بابا .

اين شادمهرم بدجور تو آلبوم جديدش ريده .
مجبور بودي بخوني خوشگلم که اين جوري موسيقيو به فاک ببري ؟
هر کي يه نظري داره البته .
به ناموس نيلي ئم که توهين کرديم بايد در بريم الان !

من این مدلی بداخلاق و سرد نیستما .
نود درصد اوقات راه می رم و مزخرف می گم و می خندم و ملتو می خندونم . یه لبم هزار تا خنده . تازگیا البته .
ولی به قول اسکروج وقتی حالم خوبه که مریض نیستم وقتمو واسه این جا نوشتن تلف کنم !

زیاد که ابراز علاقه کنی ، نتیجه ش این می شه که دوستت دارم گفتنات برای طرفت پیش پا افتاده و بی اهمیت می شن .
مثل وجود خودت .

شب بخیر .