البته شاید دیگران اسم یکی دو تا سوال و اعتراض خشن با لحن نامناسب و پریدن وسط حرف سخنران و تقریبا توهین کردن به او را اتفاق نگذارند. به ویژه اگر معتقد باشند سخنران آرمانهای والای فمینیستی و مبارزات جنبش زنان را زیر سوال بردهاست! اما از آنجایی که من جدیدا بهشدت مسالمتجو و صلحطلب و سازشگر شدهام و به طرز عجیبی بدون گارد مبارز و مدافع با منتقدان برخورد میکنم٬ به نظر من اتفاق است. آن هم یك اتفاق بد.
حرفهای حمیدرضا جلاییپور را میتوانید همینجا بخوانید. اولش به مذاق من هم هیچ خوش نیامد. اخم کردم و مشغول نوشتن شدم. حرفهایش که تمام شد به خودم گفتم حالا منصفانه که نگاه کنیم٬ درصدی از حرفهایش هم واقع بینانه بود. اعتراض هم داشتم اما ترجیح دادم به ثبت اعتراضات و نقدهای دیگران بپردازم. اما متاسفانه اکثر سوالها و اعتراضات (اگر سوالات بیربط را نادیده بگیریم) از موضعی بسیار تدافعی و در عین حال تهاجمی٬ با زیر سوال بردن شدیداللحن سخنران٬ و با لحنی نامناسب مطرح شدند. حس شخص من این بود که خانمها و آقایان حاضر و سوالکننده بهشدن گارد تدافعی داشتهاند و سخنان آقای جلاییپور باعث سوپراکتیو شدن این گارد تدافعیشان شدهاست که اینقدر شدید واکنش نشان میدهند. تا جایی که وسط حرف سخنران بپرند و با صدای بلند و لحن توهین آمیز بگویند شما دارید توهین میکنید! اینجا منظورم به هیچ وجه تایید سخنان آقای جلاییپور و رد اعتراضات نیست٬ بلکه حتی شاید برعکس هم باشد و من هم با ایشان مخالف باشم٬ اما اصلا مساله این نیست. این فقط بهانهای شد تا آنچیزی را که مدتهاست با دیدن رفتار برخی دوستانمان با منتقدان به ذهنم میرسد بگویم.
هرطرفی که درست بگوید و هر طرفی که غلط٬ و سخن هرکس را که بخواهی نقد کنی٬ خیلی سالمتر و مدنیتر و متمدنانهتر است که از ادبیات منطقی و استدلالی استفاده کنی نه کوبیدن و تحقیر و برچسب زدن. خیلی سالمتر است که از عقایدمان پیشفرضهای اساسی و همیشه درست نسازیم و در ذهنمان به عنوان فیلتر ورودی قرار ندهیم٬ که هر سخن جدیدی را بلافاصله با عقاید خودمان چك کنیم و در صورت اندکی تناقض بهشدت به آن اعتراض کنیم. نفی نمیکنم که هرکس برای خودش یكسری چارچوب اساسی عقیدتی دارد٬ اما امکانش هم هست که هر حرف جدیدی را میشنوی٬ یكبار هم فارغ از چارچوبهای خودت نگاه و بررسیاش کنی و مطمئنا مسائل جدیدی را میبینی. یا آن انتقاد و آن حرف تخریبی نیست و پرسشی است و جای پاسخ یا اعتراض دارد٬ یا اینطور نیست و سکوت کردن در جوابش منافعمان را بیشتر حفظ میکند (شخص من فکر نمیکنم فریاد زدن و ساکت شو گفتن راهحل مناسبی باشد). اگر خواستیم اعتراض کنیم٬ چرا با شدت و چرا با لحن اعتراضی و جوری که انگار به مقدساتمان توهین شده؟ چرا در برابر هر اظهارنظری سریع فریادمان بلند شود که آاااای تو به جنبش زنان توهین کردی! تو پدرسالاری و داری برای ما تصمیم میگیری! (مگر به خودمان شك داریم که طفل صغیر هستیم٬ که تا یکی بگوید به نظرش بهتر است ما فلان کار را بکنیم فریاد کنیم که برای ما تصمیم نگیر؟ شاید اظهار نظر بوده عزیزم! اظهار نظر صرف!)
از دو حالت خارج نیست: یا ما درست میگوییم و به صحت حرفمان ایمان داریم (که البته بد نیست هر چند وقت یكبار این «درست گفتن» را ریفرش و چك کنیم) که پس با یک سخن مخالف نباید از کوره دربرویم. میتوانیم با خونسردی و اعتماد بهنفس پاسخ بدهیم. یا درست نمیگوییم و خودمان هم این را میدانیم و برای پوشاندن این بیاعتمادی به حرف خودمان٬ با مخالفان و منتقدان با شدت برخورد میکنیم. میخواهم بگویم خانمها و آقایان! وقتی حالت دوم بر حرف و اعتقادات ما حکمفرما نیست٬ چرا کاری کنیم که به نظر بیاید هست؟!