چهارشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۸
سهشنبه، اردیبهشت ۰۱، ۱۳۸۸
SP
درون گرای گارددار آدم گریز "یکی رو دوست داری عذاب وجدان می گیری" ای؟ آخـــــــــی! :ی :*
I guess I wanna say thank you
تو یکی از اون آدم هایی.
همیشه بودی.
شنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۸
اون ایمیل عصبانیه یادته که زدهبودی به سهتاییمون، همون موقعی که قاطی کردهبودی و مثل همیشهت که قاطی میکنی - اینو الان فهمیدهم بعد یک سال و نیم- یه سری کارهای خشونتآمیز میکنی که بعدن پشیمون میشی و آدم اون لحظه کلن نباید چیزی ازت به دل بگیره، میگفتم، قاطی کردهبودی و سهتاییمون رو ایمیلن جر دادهبودی و اینا، سر ماجرای لو ........و اینا به پیرمرد من وسط گیجی اینکه اینجا کجاست و چهخبره و کیبهکیه و اینا چی میگن؛ هی اون جاهایی رو که توش توضیح دادهبودی که از این چیزات فقط ماها خبر داشتیم که دوستای نزدیکتیم، میخوندم و ذوق و تعجب میکردم که هــــــی، الان یعنی که من دوستشم.
گفتهبودم بهت؛ تو واسه من مث یه چیز گرونقیمت خوشگل براق شکستنی میمونی. باید با احتیاط بهت نزدیک شد؛ نباید زیاد بهت دست زد، نمیشه خیلی دوروبرت پلکید، باید آروم و آسه آسه یه جوری که آرامش و خط و خطوطت به هم نخوره نشست بغلت و تحسین ات کرد.
دوست دارمت دختره.
تولدت مبارک
جمعه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۸
انسان وقتی خسته و مریض و منهدمه باید سعی کنه که هی یادش نیاد که جای نازلی و فیل الان این جا یه عــــــــالمه تا خالیه.
بله الان به این پست دقت کردم و دیدم شدم عین این وبلاگایی که میان می نویسن من و نونوش و مموش و خپلی و گومبولی با هم دیگه می ریم حموم! :ی
یه فیلمی که مثل اتوبوسی به نام هوس آخرش هی به چشم های خالی ویوین لی نگاه کنم و هورهور اشک بریزم
یا مثل عشق در بعدازظهر تهش هی زل بزنم به مانیتور و ندونم چی کار کنم الان
یا مثل سینما پارادیزو سه نصفه شب هی بخوام یقه یکی رو بگیرم بگم اتته پتتته بس که زبون قاصره اصن!
یا بیلیاردباز که بیست بار بزنم عقب اون تیکه رو نگاه کنم که چوب بیلیارد دستشه و داره کنار میز حرکت می کنه و سرشو می گیره بالا می گه آخه چطور می تونم ببازم؟!
خسته شدم بس که همش سریال، گیرم که خوب و همش فیلم خوب غیرشاهکار با نهایتن دو سه تا صحنه به یادموندنی
دلم فیلم شاهکار نفس گیر می خواد که بعدش فقط بتونم سیگار بکشم و اتته پتتته کنم!
(نگارنده هیچ هیچ هیچ هم منظورش این نبوده که ژانر فیلم های مورد علاقه ش را به شما شناسانده و ننه من غریبانه احساسات فرهنگ دوستانه تان را به گونه ای تحریک کند که فیلم خوب به اش پیشنهاد لازم نیست، خودش را بیاورید :ی)
دوشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۸
یکشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۸
شنبه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۸
جمعه، فروردین ۱۴، ۱۳۸۸
در باب سینمای قدیم و سینمای امروز و آدم های قدیم و آدم های امروز
تا کی باشه که وضع حمل کنیم زیرش.
چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸
یکی از خنده دارترین و ترن آف ترین چیزهایی که تو آدم ها می بینم بعضی وقت ها، اینه که فرق ساده ی بین عاشق شدن و از یکی خوشت اومدن رو نمی فهمن
طرف خیلی ساده از یکی خوشش می آد یا برعکس، به زبان خارجه می شه همون کراش داشته گی، در می آد که آاااااااه من عاشق فلانی شدم یا فلانی عاشقم شده. جمع کن بابا بساطتو.
پ.ن: یعنی خب شاید همه ی اینا معنیش این باشه که من دارم قیاس به نفس می کنم که خودم اینجوری ئم که تا با طرف رابطه - به مفهوم دونفره ی حس-دارش- نداشته باشم اصن قضیه از استیج خوشم اومدن به مراحل بعدی نمی تونه برسه. ولی از اون ورم به نظرم آخه فرق وقتی که تو سر جمع مثلن چاردفه یارو رو دیدی و اصن هیچی ازش نمی دونی که بخوای عاشقش بشی با وقتی که متریال عاشق شده گی رو داری یعنی حداقل یه ایمج درست درمون از یارو دستته، اون قدر واضحه که کسی که فرق این دو تا رو نفهمه به نظرم دچار عدم بلوغ حسی عاطفی می آد.