شنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۳

آقا ما داریم می ریم چند وقتی این اینترشت ( کپی رایت تافته) رو ول کنیم و به کار و زندگیمون برسیم. ارکات و مسنجر و این چیزا هم تعطیله خوب طبیعتا. گفتم یه بوق اینجا بزنم نگین دختره مرده!
زت زیاد..

- بر پدر و مادر این Blog This و داشتن دوسه تا وبلاگ با یک اکانت بلاگر لعنت که هی هی باعث میشه آدم اشتباهی و جا به جا پست کنه!

- تولد این خانومه و اون آقاهه هم با اندکی پس و پیش مبارک!

پنجشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۳

ههههه! هیچ می دونستین من با نیکول کیدمن وجه شباهت و اینا دارم ؟؟:D
موهای جفتمون عین مرینوس فرفریه !

* این پست قرار بود یه جا دیگه بره، اشتباهی اومد اینجا! بعد خوب از یه آدم گشادی مثل من که توقع دیلیت و ادیت و این حرفا ندارین که نه؟!
Hooray!!

دوشنبه، آذر ۰۲، ۱۳۸۳

... پيش معلم فرانسه ام که مي رم،معمولا بي حوصله تر از اون هستم که بخوام غير از افعال بي قاعده به چيزي توجه کنم.اين معلم من يه پسر بچه 3يا 4 ساله خجالتي داره که بي سروصدا يه گوشه بازي مي کنه و کاري به کار ما نداره.من که تا حالاحتي درست حسابي نگاهش نکرده بودم.حتي اسمش رو هم نمي دونستم.امروزبعدازدرسم که داشتم از معلمم خداحافظي مي کردم.يه دفعه صداشو شنيدم:صبرکن خاله!کلي تعجب کردم.فکر کنم مامانش هم اندازه من متعجب شد.صبر کردم ببينم چيکارمي خواد بکنه .ديدم دويد و رفت يه چيزي در گوش مامانش گفت.مامانش خنديد و به من گفت که اولا مي پرسه که شما ترشک مي خوريد يانه؟دوما که ميخواد يه هديه به شما بده.مي گه صبر کنيد تا کادوييش کنم.من هيجانزده جلوي در منتظر شدم.مدتها بود که براي هيچ کادويي انقدر ذوق زده نشده بودم .بالاخره کادو رو اورد.يه بادکنک سفيد بود که توي يه دستمال کاغذي سفيد پيچيده بودش.منظورش ازبسته بندي ،همين دستمال کاغذيه بود.به چشم من که قشنگترين کاغذ کادوي دنيا بود.بهم سفارش کرد:خاله،زياد بادش نکني ها ،ماشينت منفجر ميشه...اصلا نمي دونستم چي بگم.فقط پيش خودم فکر کردم که تا وقتي که بچه ها تو دنيا هستن ، مهربوني هست..شادی هست..کادو هم هست.

نمي‌دونم تقصير اين پست سايه بود، يا May It Be انيا، يا چي،
اما خيلي وقت بود اين مدلي بغض و گريه‌ نکرده بودم..
يه سري چيزاييم هست البته، براي نگفتن.

- هروقت یکي این وقت نصفه شب اومد از این آپدیتاي خل و چلي کرد، بدونید دلش خیلي گرفته.

شنبه، آبان ۳۰، ۱۳۸۳

آخه بگو کثافت عوضي، لجن، آشغال،
اگه تو خودت تو يه خونواده‌اي به‌دنيا اومده بودي که بابات نون شبتو به‌زور ميداد، اگه تو سن پايين به‌زور داده بودنت به يه آدم عوضي يا معتاد يا سن بابابزرگت يا هرچي، اگه شوهرت مرده‌بود کار گيرت نميومد بچه‌ت از گرسنگي جلو چشمت پلاستيك مي‌خورد، اگه به‌خاطر اينکه شب و روز کتك نخوري مجبوري فرار کرده بودي و الان چاره اي جز فاحشگي براي سير کردن شکمت نداشتي، بازم از اين زرا مي‌زدي؟؟!؟

ببخشيد زن بدون خانواده يك ريال ارزش نداره اون‌وقت يعني چي؟! يعني همه ارزش زن به اينه که يه شوهري داشته باشه که براش بپزه بذاره جلوش شبم بهش سرويس بده يا همش دنبال چارتا توله بدوه دماغشونو پاك کنه؟! اگه اين‌کارا رو نکنه هرچيم عقل و شعور و فهم و بارعلمي داشته باشه زرشك؟؟ بله؟

اي خــــــــــــــــاك برسر اون مردمي که رفتن به اين الاغ راي دادن آخه. چي بگه آدم؟! خب لابد واقعا عقايدش رو قبول داشتن که رفتن بهش راي دادن ديگه! آخ که مثل سگ از راي ندادنم پشيمونم. کشيديم کنار که مثلا اعتراضمونو نشون بديم، اعتراضه به پشمم حساب نشد هيچي، مجلس رو داديم دست يه مشت گوساله که از اين زرا بشنويم الان ازشون. قديميا که بيخود نگفتن خلايق هرچه لايق.

البته احترامم چيز خيلي خوبيه.. اما به کسي که آدم باشه و بفهمه که همه‌ي ارزش و احترام يك زن رو، با چندوچون و حساب‌کتاب پايين تنه‌ش حساب نمي‌کنن. اصلا يه وقتايي من واقعا نمي‌فهمم اين زرا به چه حقي زده مي‌شه. بابا اون زن فاحشه اصلا گيريم از سر شکم سيري و بيکاري و هوس اينکارو ميکنه. بابا خوشش مياد اصلا. نجابت که يه ارزش اجتماعيه و مثل همه ارزشهاي ديگه کاملا نسبي و اعتقادي، براي اون ارزش نيست.بابا اصلا مال خودشه دوست داره بده!!! به في خالدون مردمم کار دارين آخه؟!
من به‌ندرت ميشه انقدر از يکي عصباني بشم. اما به خداقسم اگه اين زنيکه کثافت آشغال الان جلو دستم بود بادستاي خودم مي‌کشتمش.

- اصلا اصلا پستاي اين‌جور عصبي‌مو دوست ندارم...

چهارشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۸۳

من اگه جاي خدا بودم، بعد به يه موجودي مثل خودم اين‌همه استعداد و فهم و شعور و انواع نعمتهاي موجود رو مي‌دادم، اون‌وقت اون موجود به يکي ديگه که يك ‌دهم اين چيزا رو هم نداشت حسودي مي‌کرد..
همچين مي‌زدم پس گردن اين موجود ناشکر عوضي که صداي سگ بده.

بله من خيلي ازخودراضي تشريف دارم. حرفيه؟!؟

سه‌شنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۳

...اما من هنوزم مي‌خوام يکي باشه که حتي اگه لگد بزنم تو شکمش و بهش چنگ بندازم و بگم برو گم‌شو، دستامو محکم نگهداره و به‌زورم شده بغلم کنه.

هر قدرم که چيپ هست؛ باشه. به يه ورم.
باور کنين من توقع زيادي ندارم.. فقط ميشه الان لطفا يکي بغلم کنه؟؟
البته اينم بگم که ممکنه لگد بزنم تو شکمش ها.

- به‌سلامتي نظر به‌اينکه قد موهاي سرم وبلاگ دارم الان ميخواستم اينو تو يکي ديگه بنويسم، اينجا نوشتم. به درك حالا.
-- اين پستم يحتمل ازاوناست که بعد دوروز حال نمي‌کنم و پاکش مي‌کنم.

جمعه، آبان ۲۲، ۱۳۸۳

حالا الان مي‌خواستم درس بخونما، اما يه سري مسائل باعث شد كرم نوشتن بيفته تو تنبونم.
اه چقدر تاريكه اينجا. اين حرف ث كجاي اين كيبورد لعنتي بود؟ پونصد بار اشتباه زدمش.

-
لطفا هيشکی عاشقم نشه که کلی درس دارم!

-
و خداوند چيزي را احمقانه‌تر و تخمي‌تر از گلدكوئست خلق نكرد
و به همين دليل،FUCK IT.

-
اصولا من مدلم اينجوريه. هر كي رو بيشتر دوست داشته باشم بيشتر بهش فحش مي‌دم و در مجامع عمومي كمتر تحويلش مي‌گيرم.
مي‌بينين يه وقت جلو ملت زياد بهتون حال مي‌دم، خيال ورتون نداره. اگه علاقه‌ي خاصي داشتم مي گذاشتمتون رو تخمم يكم هوا بخورين!

-
البته مساله بالا، استثنائاتي هم داره‌ها.

-
يه سوالي كه چندوقته بدجوري ذهنمو به‌خودش مشغول كرده، اينه كه چرا بهترين پسرا، هميشه گير دختراي كيري ميفتن؟!؟؟؟؟
شرمنده كه به ادب و فرهنگ والاتون برخورد، ولي واقعا كلمه ي مناسب ديگه‌اي پيدا نكردم!

-
بابا! خب جنبه نداري کتاب نخون زنيکه!
رفتم تحت تاثير سه تفنگدار و غرش طوفان و ژوزف بالسامو و اينا (توجه دارين که، من بچه کنکوري‌ئم ارواح کونم!!) خواب ديدم که ايران شده عين فرانسه زمان انقلاب و همه رو ترتر مي‌کشن! من رو هم توي دادگاه محکوم به اعدام کردن و با اينکه همه بهم مي‌گن فرار کن، من خيلي شرافتمندانه مي‌گم نه، من به حکم دادگاه احترام مي‌ذارم!!
بعدش اومدم خونه کامپيوترمو جمع کردم(!)، زندگيمو يکم سامون دادم و به دوست و آشناها هم زنگ زدم که من دارم اعدام مي‌شم!!!!!!
بعد به خانوم Pat زنگ زدم مي‌گم نيلو منو مي‌خوان اعدام کنن.. خدافظي و اين حرفا..، ايشونم بدون اينکه به هيچ ورشون باشه خيلي ريلکس مي‌گن که زنيکه چرا اين چندوقته اصلا به من زنگ نمي‌زدي!؟!؟!؟!
آقا کمك!! من نخوام خواب ببينم چيکار بايد بکنم؟!؟!

-
اصولا من با تعريف بددهني و بي‌تربيتي مشكل دارم.
ببخشيد، كدومتون وقتي با دوستاتون حرف ميزنين يا نشستين همين‌طوري با خودتون چرت‌و‌پرت ميگين، مودب تشريف دارين و فحش نميدين؟!
منم اينجا مطلقا با خودم حرف مي‌زنم و يكي دو نفر ديگه كه لنگه خودمن. بقيه‌ئم اگه مشكلي دارن و خوششون نمياد مي‌تونن تشريف ببرن جهنم.

-
من برگشتم چون خیال میکردم یه چیزایی عوض شده،
اما الان که دقت میکنم، میبینم نچ. هیچی عوض نشده.
خب؟
توضیحی داری؟؟

-
يه راه حل خوب براي ترك نشدن و به‌فاك نرفتن، ميتونه اين باشه كه خودت دست پيش رو بگيري و بذاري بري و به‌فاك ببري.
لابد اونايي كه ميگن پيشگيري بهتر از درمانه، يه چيز حاليشون بوده ديگه بابا.

-
يه چيزي رو مي‌دونين
ديگه حالم از نوشتن و بعد زيرش‌زدن به‌هم مي‌خوره.

-
اینو از تو مسج آرشیو یاهومسنجرم پیدا کردم. مربوط مي شه به پست 25 آگوست و مدال رضازاده و اینا!
SomeOne (11:08:34): he he heee :D:D:D
SomeOne (11:08:39): didi rezazade ro ?
Elize (11:09:02): bale daram 1 update mikonam dar rabete ba reza zade!:D:D:D
SomeOne (11:09:19): labod dar rabete ba boos bodanesh !8-
Elize (11:09:32): cheghad boose bacham:X:X:X:X:X
Elize (11:09:34): googooli:X:X:X:X:X
Elize (11:09:40): topole ghade khers:X:X:X
Elize (11:09:43): ghadde gav :X:X:X:X:X
SomeOne (11:09:45): hey khoda!! 8- 8-
Elize (11:09:59): lop dare ghade toop:X:X:X:X:X:X
SomeOne (11:10:06): dige hamin reza zade bara ma shaakh nashode bood !8-

-
منم كه اصلا به روي مبارك نياوردم كه همش زيرسر خودم بوده.

-
آخه چرا اصرار ميكني عزيز من؟؟
خودآزاري داري؟ يا ميخواي منو پيش خودت خجالتزده كني؟!
بابا بفهم ديگه. هركي يه Dark side ي داره كه نميخواد نشون كسي بده. زوره مگه!؟
گه.

-
به‌هرحال،
مائم كه هنوز تنهاييم.

-
پسر موردعلاقه‌م، پسريه كه باباش يه رستوران بين‌المللي داشته باشه.

-
عجيبه،
اين هشت سال اختلاف سني؛ اصلا به چشم نميادا.

-
خوبي اين جوري نوشتن اينه كه هر چرتي به ذهنت اومد مينويسي و خالي ميشي؛
بديشم اينه كه، اگه چند وقت بعدش بخوني نوشته هاتو، همون پاي مانيتور احتياج به يه لگن پيدا ميكني كه اين كس‌شعرا چي بود من گفتم.
اصلا راستشم بخواين، كم‌تر از شونصدخط نوشتن ارضام نمي‌كنه.

-
نه.
قبول کن عزیزم.
قبول کن که روند تغییر شخصیتت یه مقدار نزولی بوده.

-
واي.
خوابام چقدر بد،بد،بد، پر از كابوس و ترس شدن اين شبا.

-
تو،
هيچ دقت كردي من فقط وقتي ميام سراغت كه بهت احتياج دارم؟
هيچ دقت كردي چه خواركسه‌ايم من؟؟

-
همينه ديگه. ملاحظه طرف رو كه ميكني و بعضي چيزا رو به فكر اينكه شايد خوشش نياد بهش نميگي، نتيجه‌ش اين ميشه كه برميگرده انگ بي‌عرضگي بهت ميزنه. اين دفه ميزنم دهنتو صاف ميكنم تا ديگه از اين زرا نزني.
اين كه تعريف عرضه از نظر بعضيا چيه هم، واقعا جالبه.

-
Just what we all need
more lies about the world that never was and never will be...

-
هــــــــــــاي پسرك تو را miss نموده‌ايم بسيــــــــــــــــــــار.
اثري بوقي چيزي از خودت نشون بده مرتيکه.

-
آقا اين خوش‌اخلاقي مزخرف ذاتي ارثي منم شده واسم دردسر. فرقي نداره چه احساسي به ملت داشته‌باشم. درهر حال تو روشون مي‌گم و مي‌خندم و تحويل مي‌گيرم.
دهه.من نميخوام خوش اخلاق باشم بابا. چرا نميشه؟!

-
ما اصولا بعضي پاراگرافها رو ديليت ميكنيم، كه كسي پررو نشه.
تازه، بدينوسيله از دعوا و دلخوري و اينام ممانعت به عمل مياد.

-
اين ديگه چه مسخره بازيه؟!
دهــــــــــــــــــــــــــــــــــهه. دوماه از پاييز گذشته هنوز يه بارون درس حسابي نيومده.
قاطي ميکنما.

-
خب،
حالا
چيپه كه باشه.
اما من دلم دوتا دست مي‌خواد، كه چنگ بزنن تو موهام.

-
سرمم که درد ميکنه مثل ســـــــــگ. لطفا صاحاب اون دو تا دسته، يه دست سومم داشته باشه كه بذاره رو پيشونيم.

-
همون نوازش وحشيانه رو مي‌گم که گمون کنم تا آخر عمرمم حسرتش به دلم بمونه.
ديگه تو اين دوره زمونه، رت باتلر كجا بود بابا.

-
خب، من الان دل تو دلم نيست كه يه‌وقت نكنه شوهرخواهره، اون سر ايران، از زور بيكاري يه شب يادش بياد كه من يه وبلاگي داشتم به اسم الايز!! بعد يه سرچ تو گوگل كنه و...
چه خاكي تو سرم كنم اگه اين‌جوري شه؟؟
اميرجان، اگه اينجا رو پيدا كردي، مرامي از روي جوانمردي يه بوق بزن كه بفهمم و يه خاكي به سرم كنم.

-
هـــــــــــــي،
Would U plz answer؟
اگه منو بخواين به يه جونور ربط بدين؛ به كدوم جونور شباهت دارم؟؟
جواب بدينا.
(نظر خودمم نميگم كه مسخره م نكنين!)

-
نه!!
حالم بده!!
اين‌روزا هي از قيافه خودم تو آينه خوشم مياد و قربون خودم مي‌رم!!

-
آره؟؟

-
بدي عشقهاي اينترنتي مي‌دوني چیه؟؟
ايميل و وبلاگ و آرشیو چت رو، نه مي‌شه سوزوند، نه مي‌شه پاره کرد، نه مي‌شه پرت کرد تو صورت طرف که اقلا دلت خنك شه.

-
آقا اين بيل برد چي چيه كه مي گه Let's talk about it's taste؟؟
حالا به سبك همون،
بيا درباره خوارمادرش صحبت كنيم.
(دوتا لينك محذوف)

-
خدا منو شناخت بهم تخم نداد ديگه. همينجوريشم عالم و آدمو به تخم نداشتَم حواله ميكنم. واي بحال اينكه اگه داشتم.

-
هه! دیدین تا من صدام بلند شد بارون اومد!

-
آقا ديدي بعضي آدما چقـــــــدر نفهمن؟؟
هر چي بهشون ميگي بابا برادر من، کسّ ننه‌ت، تو گوششون نميره که نميره!!

-
از نظرت كجا رود ور برود تو همرهي
رفت و رها نمي‌كني، آمد و ره نمي‌دهي

مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن / بحر رجز مثمن مطوي مخبون

-
آخرين دفه اي كه رفته بودم پيش اين دكتره، پارسال بود.
همون موقع كه هي يه چيزي از تو سينه م ميومد بالا و ميرفت پايين.
بعد ياد اين افتادم كه دكتره گفت عصبيه
يه لبخندم زد و گفت تو اين سن دخترا زياد ناراحتي عصبي دارن.
دوباره ياد اين افتادم كه همونجا اشكم سرازير شد.
بعدم ياد علتش افتادم؛
يه فاك ايت زير لبم گفتم،
حواسمم پرت كردم رفتم پي كارم.

-
مي‌گه: من تا وقتي بابام خرجمو مي‌ده دوست ندارم با کسي سکس داشته‌باشم. زورم مياد با پول بابام کلفت کنم(؟!) برم به يکي ديگه بدم.
..
تازه نگاه ميکني مي‌بيني بين ۲۰ نفر، اين الان روشنفکرشونه.
نگاه دختر روشنفکر ايراني‌ئم که به سکس، به يکي ديگه دادن ه، من شخصا رفتم بميرم.

-
نه.
هيچ خوشم نمياد از دوست‌داشتن کسي که مي‌دونم و مطمئنم هيچ آينده‌اي باهاش نخواهم داشت.

-
ديدي اينايي رو که تادهنشونو بستن و ساکتن و بحث خاصي پيش نيومده، ژست روشنفکريشون يه جوراييه که باخودت مي‌گي آي اين ديگه آخرشه. بعد، پاش که ميفته، يه عقايد فسيل و گندوکثافت گرفته‌يي ازشون مي‌بيني که حالت به‌هم مي‌خوره؟؟
ديدي؟
دیدي یا لينك بدم؟؟

-
اگه همين الان نرم بخوابم اين پستم قد فلان خر ميشه!
لذا، شب بخير.
اگه ساعت اين پست هيچ ربطي به شب نداشت، تعجب نكنين لطفا.

* آقا به اون سوال جونور و اينام، جواب بدين پليز.