جمعه، آبان ۲۲، ۱۳۸۳

حالا الان مي‌خواستم درس بخونما، اما يه سري مسائل باعث شد كرم نوشتن بيفته تو تنبونم.
اه چقدر تاريكه اينجا. اين حرف ث كجاي اين كيبورد لعنتي بود؟ پونصد بار اشتباه زدمش.

-
لطفا هيشکی عاشقم نشه که کلی درس دارم!

-
و خداوند چيزي را احمقانه‌تر و تخمي‌تر از گلدكوئست خلق نكرد
و به همين دليل،FUCK IT.

-
اصولا من مدلم اينجوريه. هر كي رو بيشتر دوست داشته باشم بيشتر بهش فحش مي‌دم و در مجامع عمومي كمتر تحويلش مي‌گيرم.
مي‌بينين يه وقت جلو ملت زياد بهتون حال مي‌دم، خيال ورتون نداره. اگه علاقه‌ي خاصي داشتم مي گذاشتمتون رو تخمم يكم هوا بخورين!

-
البته مساله بالا، استثنائاتي هم داره‌ها.

-
يه سوالي كه چندوقته بدجوري ذهنمو به‌خودش مشغول كرده، اينه كه چرا بهترين پسرا، هميشه گير دختراي كيري ميفتن؟!؟؟؟؟
شرمنده كه به ادب و فرهنگ والاتون برخورد، ولي واقعا كلمه ي مناسب ديگه‌اي پيدا نكردم!

-
بابا! خب جنبه نداري کتاب نخون زنيکه!
رفتم تحت تاثير سه تفنگدار و غرش طوفان و ژوزف بالسامو و اينا (توجه دارين که، من بچه کنکوري‌ئم ارواح کونم!!) خواب ديدم که ايران شده عين فرانسه زمان انقلاب و همه رو ترتر مي‌کشن! من رو هم توي دادگاه محکوم به اعدام کردن و با اينکه همه بهم مي‌گن فرار کن، من خيلي شرافتمندانه مي‌گم نه، من به حکم دادگاه احترام مي‌ذارم!!
بعدش اومدم خونه کامپيوترمو جمع کردم(!)، زندگيمو يکم سامون دادم و به دوست و آشناها هم زنگ زدم که من دارم اعدام مي‌شم!!!!!!
بعد به خانوم Pat زنگ زدم مي‌گم نيلو منو مي‌خوان اعدام کنن.. خدافظي و اين حرفا..، ايشونم بدون اينکه به هيچ ورشون باشه خيلي ريلکس مي‌گن که زنيکه چرا اين چندوقته اصلا به من زنگ نمي‌زدي!؟!؟!؟!
آقا کمك!! من نخوام خواب ببينم چيکار بايد بکنم؟!؟!

-
اصولا من با تعريف بددهني و بي‌تربيتي مشكل دارم.
ببخشيد، كدومتون وقتي با دوستاتون حرف ميزنين يا نشستين همين‌طوري با خودتون چرت‌و‌پرت ميگين، مودب تشريف دارين و فحش نميدين؟!
منم اينجا مطلقا با خودم حرف مي‌زنم و يكي دو نفر ديگه كه لنگه خودمن. بقيه‌ئم اگه مشكلي دارن و خوششون نمياد مي‌تونن تشريف ببرن جهنم.

-
من برگشتم چون خیال میکردم یه چیزایی عوض شده،
اما الان که دقت میکنم، میبینم نچ. هیچی عوض نشده.
خب؟
توضیحی داری؟؟

-
يه راه حل خوب براي ترك نشدن و به‌فاك نرفتن، ميتونه اين باشه كه خودت دست پيش رو بگيري و بذاري بري و به‌فاك ببري.
لابد اونايي كه ميگن پيشگيري بهتر از درمانه، يه چيز حاليشون بوده ديگه بابا.

-
يه چيزي رو مي‌دونين
ديگه حالم از نوشتن و بعد زيرش‌زدن به‌هم مي‌خوره.

-
اینو از تو مسج آرشیو یاهومسنجرم پیدا کردم. مربوط مي شه به پست 25 آگوست و مدال رضازاده و اینا!
SomeOne (11:08:34): he he heee :D:D:D
SomeOne (11:08:39): didi rezazade ro ?
Elize (11:09:02): bale daram 1 update mikonam dar rabete ba reza zade!:D:D:D
SomeOne (11:09:19): labod dar rabete ba boos bodanesh !8-
Elize (11:09:32): cheghad boose bacham:X:X:X:X:X
Elize (11:09:34): googooli:X:X:X:X:X
Elize (11:09:40): topole ghade khers:X:X:X
Elize (11:09:43): ghadde gav :X:X:X:X:X
SomeOne (11:09:45): hey khoda!! 8- 8-
Elize (11:09:59): lop dare ghade toop:X:X:X:X:X:X
SomeOne (11:10:06): dige hamin reza zade bara ma shaakh nashode bood !8-

-
منم كه اصلا به روي مبارك نياوردم كه همش زيرسر خودم بوده.

-
آخه چرا اصرار ميكني عزيز من؟؟
خودآزاري داري؟ يا ميخواي منو پيش خودت خجالتزده كني؟!
بابا بفهم ديگه. هركي يه Dark side ي داره كه نميخواد نشون كسي بده. زوره مگه!؟
گه.

-
به‌هرحال،
مائم كه هنوز تنهاييم.

-
پسر موردعلاقه‌م، پسريه كه باباش يه رستوران بين‌المللي داشته باشه.

-
عجيبه،
اين هشت سال اختلاف سني؛ اصلا به چشم نميادا.

-
خوبي اين جوري نوشتن اينه كه هر چرتي به ذهنت اومد مينويسي و خالي ميشي؛
بديشم اينه كه، اگه چند وقت بعدش بخوني نوشته هاتو، همون پاي مانيتور احتياج به يه لگن پيدا ميكني كه اين كس‌شعرا چي بود من گفتم.
اصلا راستشم بخواين، كم‌تر از شونصدخط نوشتن ارضام نمي‌كنه.

-
نه.
قبول کن عزیزم.
قبول کن که روند تغییر شخصیتت یه مقدار نزولی بوده.

-
واي.
خوابام چقدر بد،بد،بد، پر از كابوس و ترس شدن اين شبا.

-
تو،
هيچ دقت كردي من فقط وقتي ميام سراغت كه بهت احتياج دارم؟
هيچ دقت كردي چه خواركسه‌ايم من؟؟

-
همينه ديگه. ملاحظه طرف رو كه ميكني و بعضي چيزا رو به فكر اينكه شايد خوشش نياد بهش نميگي، نتيجه‌ش اين ميشه كه برميگرده انگ بي‌عرضگي بهت ميزنه. اين دفه ميزنم دهنتو صاف ميكنم تا ديگه از اين زرا نزني.
اين كه تعريف عرضه از نظر بعضيا چيه هم، واقعا جالبه.

-
Just what we all need
more lies about the world that never was and never will be...

-
هــــــــــــاي پسرك تو را miss نموده‌ايم بسيــــــــــــــــــــار.
اثري بوقي چيزي از خودت نشون بده مرتيکه.

-
آقا اين خوش‌اخلاقي مزخرف ذاتي ارثي منم شده واسم دردسر. فرقي نداره چه احساسي به ملت داشته‌باشم. درهر حال تو روشون مي‌گم و مي‌خندم و تحويل مي‌گيرم.
دهه.من نميخوام خوش اخلاق باشم بابا. چرا نميشه؟!

-
ما اصولا بعضي پاراگرافها رو ديليت ميكنيم، كه كسي پررو نشه.
تازه، بدينوسيله از دعوا و دلخوري و اينام ممانعت به عمل مياد.

-
اين ديگه چه مسخره بازيه؟!
دهــــــــــــــــــــــــــــــــــهه. دوماه از پاييز گذشته هنوز يه بارون درس حسابي نيومده.
قاطي ميکنما.

-
خب،
حالا
چيپه كه باشه.
اما من دلم دوتا دست مي‌خواد، كه چنگ بزنن تو موهام.

-
سرمم که درد ميکنه مثل ســـــــــگ. لطفا صاحاب اون دو تا دسته، يه دست سومم داشته باشه كه بذاره رو پيشونيم.

-
همون نوازش وحشيانه رو مي‌گم که گمون کنم تا آخر عمرمم حسرتش به دلم بمونه.
ديگه تو اين دوره زمونه، رت باتلر كجا بود بابا.

-
خب، من الان دل تو دلم نيست كه يه‌وقت نكنه شوهرخواهره، اون سر ايران، از زور بيكاري يه شب يادش بياد كه من يه وبلاگي داشتم به اسم الايز!! بعد يه سرچ تو گوگل كنه و...
چه خاكي تو سرم كنم اگه اين‌جوري شه؟؟
اميرجان، اگه اينجا رو پيدا كردي، مرامي از روي جوانمردي يه بوق بزن كه بفهمم و يه خاكي به سرم كنم.

-
هـــــــــــــي،
Would U plz answer؟
اگه منو بخواين به يه جونور ربط بدين؛ به كدوم جونور شباهت دارم؟؟
جواب بدينا.
(نظر خودمم نميگم كه مسخره م نكنين!)

-
نه!!
حالم بده!!
اين‌روزا هي از قيافه خودم تو آينه خوشم مياد و قربون خودم مي‌رم!!

-
آره؟؟

-
بدي عشقهاي اينترنتي مي‌دوني چیه؟؟
ايميل و وبلاگ و آرشیو چت رو، نه مي‌شه سوزوند، نه مي‌شه پاره کرد، نه مي‌شه پرت کرد تو صورت طرف که اقلا دلت خنك شه.

-
آقا اين بيل برد چي چيه كه مي گه Let's talk about it's taste؟؟
حالا به سبك همون،
بيا درباره خوارمادرش صحبت كنيم.
(دوتا لينك محذوف)

-
خدا منو شناخت بهم تخم نداد ديگه. همينجوريشم عالم و آدمو به تخم نداشتَم حواله ميكنم. واي بحال اينكه اگه داشتم.

-
هه! دیدین تا من صدام بلند شد بارون اومد!

-
آقا ديدي بعضي آدما چقـــــــدر نفهمن؟؟
هر چي بهشون ميگي بابا برادر من، کسّ ننه‌ت، تو گوششون نميره که نميره!!

-
از نظرت كجا رود ور برود تو همرهي
رفت و رها نمي‌كني، آمد و ره نمي‌دهي

مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن / بحر رجز مثمن مطوي مخبون

-
آخرين دفه اي كه رفته بودم پيش اين دكتره، پارسال بود.
همون موقع كه هي يه چيزي از تو سينه م ميومد بالا و ميرفت پايين.
بعد ياد اين افتادم كه دكتره گفت عصبيه
يه لبخندم زد و گفت تو اين سن دخترا زياد ناراحتي عصبي دارن.
دوباره ياد اين افتادم كه همونجا اشكم سرازير شد.
بعدم ياد علتش افتادم؛
يه فاك ايت زير لبم گفتم،
حواسمم پرت كردم رفتم پي كارم.

-
مي‌گه: من تا وقتي بابام خرجمو مي‌ده دوست ندارم با کسي سکس داشته‌باشم. زورم مياد با پول بابام کلفت کنم(؟!) برم به يکي ديگه بدم.
..
تازه نگاه ميکني مي‌بيني بين ۲۰ نفر، اين الان روشنفکرشونه.
نگاه دختر روشنفکر ايراني‌ئم که به سکس، به يکي ديگه دادن ه، من شخصا رفتم بميرم.

-
نه.
هيچ خوشم نمياد از دوست‌داشتن کسي که مي‌دونم و مطمئنم هيچ آينده‌اي باهاش نخواهم داشت.

-
ديدي اينايي رو که تادهنشونو بستن و ساکتن و بحث خاصي پيش نيومده، ژست روشنفکريشون يه جوراييه که باخودت مي‌گي آي اين ديگه آخرشه. بعد، پاش که ميفته، يه عقايد فسيل و گندوکثافت گرفته‌يي ازشون مي‌بيني که حالت به‌هم مي‌خوره؟؟
ديدي؟
دیدي یا لينك بدم؟؟

-
اگه همين الان نرم بخوابم اين پستم قد فلان خر ميشه!
لذا، شب بخير.
اگه ساعت اين پست هيچ ربطي به شب نداشت، تعجب نكنين لطفا.

* آقا به اون سوال جونور و اينام، جواب بدين پليز.



۱ نظر:

Unknown گفت...

Ye Joonevare Doostdashtani be name "Tanbal" ke tu ekippe ma be Kaf.Gaf maaroofe.. ba hameye Zeshtish, Masoomo Asibpaziro Hassase..