شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۳

اينكه آدم دوست داشته باشه مورد توجه قرار بگيره
با اين كه همش تلاش كنه تا مورد توجه قرار بگيره
خيلي فرق داره.
Unfortunately
Very Unfortunately (درسته؟)
Fucking Unfortunately
مورد دوم، در مورد من بيشتر صدق ميكنه.


-
توي تز دادن و حرفاي خوب خوب و گنده گنده زدن و اداي آدمهاي فهيم و باشعور درآوردن، بله، البته كه همه‌مون استاديم.
فقط وقتي نزديكمون ميشي حواست باشه بوي گند خودخواهي و تظاهر و اداي خوب بودنمون خفه‌ت نكنه.
اينم البته چيز جديدي نيست. قضيه همون ظرف كريستال محتوي گه.


-
اما تو يكي، كاش به ده درصد اون به قول مي لكچرايي كه ميدادي و ميدي، عمل ميكردي.
جمله بالا حاوي دو فقره لينك بود كه ترجيح ميدم تو وبلاگ خصوصيه بذارمش.


-
مادموازل كوچولو هم مادرته.
(ثريا در اغما، اسماعيل فصيح)



-
اصولا ريدم تو اون دينتون كه چارتا وبلاگ به خطرش ميندازن.
آخ خدا. آخه چقـــــــــــــــــــــــدر الاغ آفريدي تو؟


-
موهامو رنگ ميكنم
سياه.
سياه سياه رنگ شب.
بعدشم بعد از دوش گرفتن بازشون مي‌ذارم تا همونجور فرفري و پيچ پيچي خشك بشن.
بعد ميرم يه ديوان حافظ ميگيرم دستم،
تمام بيتهاي حاوي كلمات گيسوي شكن در شكن و زلف گره گير و نميدونم اي گيسوي تو سيه تر از شب هجران و فلان رو ميخونم و حال مي‌كنم.
كس‌خلم خودتونين.


-
عجـــــــــــــــــيبه!
واقعا عجيبه!
خودمم باورم نميشه!
مني که هميشه از آدمهاي جديد و رابطه‌هاي جديد فراري بودم،
الان هوس اون لحظه‌ي من و من موقع آشنايي اوليه رو کردم، که طرف با خودش کلنجار ميره تو رو به اسم صدا کنه.
هوس اون لحظه‌اي که براي اولين بار نگاهها تو هم گره ميخوره.
اووووووووه...آخرين بار اين لحظه‌هاَ انقدر دوره که حتي يادمم نمياد.


-
*هر چقدر هم من به روی خودم نيارم
هر چقدر هم تا حالا حس نکرده باشم
هر چقدر هم به خودم تلقين کنم
هر چقدر هم من فرق داشته باشم
جاش ته قلبم خيلی خاليه



-
Something's still missing...


-
پرتني في چاله يوما واژگوني، يا حبيبي!
نخير خل نشدم. تو كتاب ادبياتم نوشته اينو.


-
گفته بودم،
بيشتر موقعها، دلم مي خواد بعضي آدم ها رو اصلا به كل نبينم. صداشونم نشنوم.
اين بعضي، يه چيزيه حدود نود درصد.
آخه اين ديگه چيه كه خدا از من دريغ كرده؟


-
اينکه هر چی ميگی هيچی نميگم
معنيش اين نيست که باهات موافقم
يا جوابی ندارم بدم
فقط ميخوام تا آخرش گوش بدم ببينم چقدر رو خريت من حساب کردی بعد به همون نسبت زاويه لگد رو با خط افق تنظيم کنم!



-
يه مدت مديدي من يه سري چيزا رو تحمل کردم، حالام تو يه چند وقت تحمل کن لوس بازياي منو.
نترس. به جاييتم برنمي خوره.


-
هي پسرك تپلي دوست داشتني،
تولدت پيشاپيش مبارك.


-
تا اطلاع ثانوي هيچ علاقه اي به آشناشدن با كسي ندارم.
قبلشم نداشتم البته.


-
الانم بعد از چندين و چند ماه ناپرهيزي ميكنيم اين پست رو در همين حد متوقف و پابليش ميكنيم.
فعلا.

هیچ نظری موجود نیست: