یکی از خنده دارترین و ترن آف ترین چیزهایی که تو آدم ها می بینم بعضی وقت ها، اینه که فرق ساده ی بین عاشق شدن و از یکی خوشت اومدن رو نمی فهمن
طرف خیلی ساده از یکی خوشش می آد یا برعکس، به زبان خارجه می شه همون کراش داشته گی، در می آد که آاااااااه من عاشق فلانی شدم یا فلانی عاشقم شده. جمع کن بابا بساطتو.
پ.ن: یعنی خب شاید همه ی اینا معنیش این باشه که من دارم قیاس به نفس می کنم که خودم اینجوری ئم که تا با طرف رابطه - به مفهوم دونفره ی حس-دارش- نداشته باشم اصن قضیه از استیج خوشم اومدن به مراحل بعدی نمی تونه برسه. ولی از اون ورم به نظرم آخه فرق وقتی که تو سر جمع مثلن چاردفه یارو رو دیدی و اصن هیچی ازش نمی دونی که بخوای عاشقش بشی با وقتی که متریال عاشق شده گی رو داری یعنی حداقل یه ایمج درست درمون از یارو دستته، اون قدر واضحه که کسی که فرق این دو تا رو نفهمه به نظرم دچار عدم بلوغ حسی عاطفی می آد.
چهارشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۸
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر