پنجشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۸۲

بازم دلم گرفته . به سلامتی مثل اینکه این دل من یه چیز گنده تو لوله ش گیر کرده که همش می گیره . یه لوله بازکن سراغ ندارین ؟
از غم نا مردمیها بغضها در سینه دارم....شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

می دونی ، گاهی فکر می کنم چیزی که اینهمه اذیتم می کنه و همش بغض تو گلوم و غصه تو دلم می نشونه ، تنهاییه . مثل اینکه خدا وقتی منو می آفرید حواسش نبود یه دوست هم بهم بده . یه دوستی که دلتنگیامو بفهمه . دوستی که همیشه باهام باشه . دوستی که بتونم هر وقت دلم خواست سرمو بذارم رو شونه ش و گریه کنم . دوستی که غصه هامو بفهمه ، حس کنه ، لمس کنه . دوستی که احساسمو مسخره نکنه . دوستی که به یه لبخند ظاهریم فکر نکنه شاد شادم و غمی ندارم . دوروبرمو نگاه می کنم ....تنهای تنهام . هیچ کس نیست . هیچ کس . دلم گرفته . دلم دوست می خواد . دلم می خواد این تنهایی کشنده تموم بشه . دلم می خواد به جای یه کیبورد و یه مانیتور کوفتی مسخره یه آدم زنده دردلهامو بشنوه . نگو خدا که دیگه خدا رو هم نمی شناسم . من نمی فهمم این خدا چرا همچین می کنه . آقا من یه آدم زمینی ام . من باید یه چیز رو ببینم تا بتونم دوستش داشته باشم . من باید دست یه دوست رو دور شونه هام حس کنم تا بفهمم باهام همدرده . من که نمی تونم بشینم شش ساعت با خودم حرف بزنم و دلمو خوش کنم که صدامو شنیده ! اگه راست می گه که خدامه و دوستم داره و صدامو می شنوه و غصه مو می فهمه ، یه تک پا پاشه بیاد این پایین . بیاد به دادم برسه . بیاد تنهاییمو تموم کنه . بیاد منو بگیره تو بغلش تا بهش تکیه بدم و بدونم که پناهگاهی دارم . آقا من یه خدای زمینی می خوام !
تنهام . تنهای تنها . چرا ؟ یعنی می خوای بگی تو دنیای به این بزرگی فقط من باید تنها باشم ؟ فقط برای من دوست و همزبون نیست ؟ فقط حرف منو کسی نمی فهمه ؟ اشتباه نکنی ....منظورم فقط عشق جنس مخالف نیست . حتی اگه یه دوست دختر داشتم که درست منو می شناخت شاید انقدر مشکل نداشتم . خیلی بده مگه نه ؟ خیلی بده که مثلا آدمی که پنج ساله باهات دوسته و همه فکر می کنن چیزی ازت نیست که نشناسه و ندونه ، حتی یه ذره از دلتنگیا و غصه هاتو ندونه . خوابش رو هم نبینه که تو چه جور آدمی هستی . دوستایی دارم که چهار پنج ساله باهامن ولی اگه این حرفامو بخونن باور نمی کنن من نوشته باشم . میشه به اینا گفت دوست ؟ اگه دوست بودن که با یه لبخند مسخره تصنعی فکر نمی کردن حالم خوبه و هیچ غمی ندارم . هیچ وقت هم نمی خوام بهشون بگم که چمه و واقعا کی هستم . فقط کسی می تونه منو بشناسه که "دوست " باشه . اینا اگه دوست بودن گول ظاهرمو نمی خوردن . بذار خوش باشن . بذار همین تصور مسخره رو از من داشته باشن .ولی اگه بفهمن من واقعا کی ام چقدر شوکه می شن !

تنهام . سرم درد می کنه . هوا گرمه . مهره های پشتم از درد می خواد بپره بیرون . مسکنام تموم شده . دلسوزی می خوام . محبت می خوام . می خوام یکی بیاد بگه چته ؟ می خوام یه نفر بیاد بگه فلانی چه مرگته ؟ می خوام حس کنم که برای یه نفر مهمم . حالا هر کسی . دلم یه دست مهربون می خواد که موهامو ناز کنه . یه سینه پراز محبت که سرمو بذارم روش و آروم بشم . شاید واقعا همه این بی تابی ها به خاطر این تنهایی کشنده باشه . مگه نه ؟

مسخره ست . مسخره ست که وقتی تو این دنیا هر کس کسی رو داره که باهاش درددل کنه و غصه هاشو پیشش خالی کنه من نشستم پای یه کامپیوتر مسخره و دلم رو رو صفحه های سفید تموم نشدنی وردپد می ریزم بیرون . آماده شو ای همسفر که بر خطر بار دگر پا بنهیم ....کدوم همسفر ؟ همونی که میگن باید باهات تا آخر راه بیاد ؟ همونی که میگن دوستت داره و حرفاتو می فهمه ؟ همونی که من نخواهم داشت ؟ آخه کی می تونه منو دوست داشته باشه ؟ کی میتونه منو بشناسه ؟ کی دل دیوونه پرغصه منو می فهمه ؟ کی دنیای منو می بینه ؟ کی ؟ بگو دیگه کی ؟

جالبه . شایدم جالب نیست ، گریه داره که همدم و سنگ صبور من یه صفحه سفید تایپه . ببین ...ببین ...اینهمه سنگ صبور دیگران بودم .....اینهمه به حرف دیگران گوش دادم ....اینهمه غصه هاشونو باهاشون شریک شدم ....آخرش که چی ؟ آخرش هیچ کس به حرفم گوش نمیده جز همین کیبورد و مانیتور بی احساس جامد . خدایا این انصافه ؟ من همیشه به همه محبت کردم . نمی گم آدم خیلی خوبی بودم ولی بد هم نبودم . همیشه واسه همدردی و همدلی با همه آماده بودم . هر جوری که تونستم به هر کسی که کمک می خواست کمک کردم . حالا تنهای تنهام . هیچ کس نیست که به من کمک کنه . هیچ کس نیست منو دوست داشته باشه . آره هیچ کس منو دوست نداره . بود و نبودم واسه هیچ کس مهم نیست . انصافه ؟ بخدا نیست . دلم تنگه . دلم گریه می خواد . حتی اونم دیگه نمی تونم . با این آدمایی که هیچی ازم نمی فهمن ....گریه هم نمی تونم بکنم . شدم مثل این پسرایی که تا گریه می کنن همه بهشون میگن مرد که گریه نمی کنه ! دلم گرفته . گرفته . گرفته . آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی ! دلم دلم قد همه ابرای دنیا گرفته .
منم و اشکی که حلقه میزنه ولی نمی ریزه . منم و غصه ای که چاره نداره . بسه دیگه . خدایا تمومش کن . دیگه تحملشو ندارم . تمومش کن . تمومش کن .

هیچ نظری موجود نیست: