الو ؟
سلام ....
ا سلام ...خوبی ؟ چه عجب از اين ورا ؟!
هيچی زنگ زدم حالتو بپرسم .... دلم برات تنگ شده بود ....
مطمئنی ؟ فقط می خواستی حالمو بپرسی ؟ کار ديگه نداری ؟!
نه بابا چی کار دارم باهات .... چی کاره هستی اصلا مگه ! دلم تنگ شده بود برات ....
چه عجب يه بار گرگ بدون طمع سلام کرد ! خب ديگه چيکار می کنی .....چه خبر .....؟
ده دقيقه بعد :
راستی کامپيوترت روشنه ...؟
آره ...چطور ؟
هيچی اين کانکشن های من مشکل پيدا کرده ..... فلان ارور رو می ده ...می دونی چه جوری بايد درستش کنم ...؟!
همين جور که داری زور می زنی از راه دور بفهمی کامپيوترش چشه يادت مياد که گفته بود فقط می خواست حالتو بپرسه ..... کاش اقلا از اول می گفت که نخیر حال کوفتیت اصلا براش مهم نبوده ....
مگه می شه ؟!
اصلا يادت مياد تو عمرت کسی فقط برای پرسيدن حالت و فقط برای دلتنگيش بهت زنگ بزنه ؟
یادت میاد کسی نگاهت کنه فقط و فقط خودتو ببینه ؟
اصلا تا حالا کسی برای خودت دوستت داشته... ؟!
جوابشم که معلومه ...
خب دختره خر ! پس برای چی توقع زيادی داری ؟!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر