جمعه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۲

خدایا شکرت !
یه تو دروهمسایه آبرو داشتیم که اونم رفت .... تروخدا ببین ! این همه وقت نکبتای عوضی جرات نداشتن یه کلمه حرف بزنن بهم .... حالا این موجود آشغالی که این همه بهش خوبی کردم همچین حقمو گذاشت کف دستم که اون پسره ی ...... بشینه درباره م مزخرف بگه ... اصلا به جهنم ....
طبق معمول آش نخورده دهن سوخته !
شیطونه می گه برم این آشه رو بخورم که حالا که دهنم سوخته اقلا دلم نسوزه .... همینم مونده بود این پسره ی { ... } { .....} از این مزخرفات پشت سرم بگه !
آقا جون آره اصلا ! همسایه عزیز ! تو که پاکی و نجابت از سر و روت می باره ! من اینکاره م اصلا ! پاتوقمم ونکه قیمتمم اینقدره !!! راحت شدی ؟ من اگه امضا بدم که اصلا فاحشه م ولم می کنی ؟!
اه ! عوضی !

هیچ نظری موجود نیست: