چهارشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۲

خودت دیدی که تو بدترین شرایط هم منکرت نشدم ... فحش و نفرینم نثارت نکردم .... بازم به خدایی و مهربونی و هر کوفتی که ادعاشو کردی قبولت داشتم ....
ولی هی رفیق !
بدجوری داری اذیت می کنیا !
یا پاتو از رو اعصابم بردار ....
یا یه جفت پا برات می گیرم که با مغز ولو شی رو زمین !

* نه بابا راحت باش . خودت که می دونی من فقط لاف میام هیچ غلطی نمی کنم !

هیچ نظری موجود نیست: