hewph
هی میشینم فکر می کنم ، فکر می کنم ، فکر می کنم ....
می بینم اگه من نبودم چقدر همه چی بهتر بود ا ! اصلا نصفی از این همه مشکل وجود نداشت ! یه عالمه آدم هم کمتر اذیت می شدن ..... کلی ریدمانهای مختلف هم اتفاق نمی افتاد ...
قشنگتر از این اونه که بدون این که بدونی و اصولا روحت خبردار باشه ، صرف " وجود داشتن " ت برینه به همه چیز ! خب بدبخت برو بمیر دیگه وقتی اینقدر نکبتی ! ( اینا رو با خودم بودم کسی به خودش نگیره )
اصلا این پست رو جدی نگیرید . کوفته تر و گیجتر از اونم که بفهمم چی دارم می گم . اصلا هنوز دقیقا نفهمیدم چی شده . این قدر گیجم که اصلا حتی گریه م هم نمیاد یه کم سبک شم . الان فقط یه چیز لازمه : یه بسته صدتایی دیازپام ، با یه لیوان آب و یه رختخواب گرم و نرم ....
* آره خودمم داره حالم از خودم بهم می خوره که این قدر لوسم تقی به توقی می خوره دلم خودکشی می خواد !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر