یکشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۲

اون اولا که این صاب مرده رو می نوشتم خیلی خوف بود ، هیچ کس نمی دونست اصولا همچین جایی وجود داره و با خیال راحت هر چی دلم می خواست میریختم این تو ....
بعد که به یه الاغ آدرسشو دادم ، گاهی وقتا ، خیلی کم اونم یه ریزه مجبور می شدم حرفامو یا نزنم یا یه کم بپیچونمشون .
به دومی هم که آدرس دادم ، دیگه یه کم بیشتر حواسمو به دستم جمع کردم تا هر چیزیو ننویسم .
سومی خیلی خوب بود چون بچه خوب و خنگ و جوانمردی بود و اصلا لازم نمی شد چیزیو نگم یا بپیچونم ، چون یا نمی گرفت و یا می گرفت و آخر مرام بود و به روی خودش نمیاورد ( بوس ! )
بعد که پابلیکش کردم دیگه رسما ریدمان شد تو هر چی وبلاگ بود !

نتیجه گیری اخلاقی : اگه تونستی جلو اون دهن صاب مرده رو بگیری آدرس وبلاگتو به هیچ کس نده ، راحت هر غلطی دلت می خواد توش بخور !

هیچ نظری موجود نیست: