پنجشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۲

می ترسه . سرش درد می کنه . دلش درد می کنه . می سوزه . داغه . مغزش گر گرفته . تنهاست . نگرانه . عصبیه . تحقیر شده . هیچی نداره . هیچی . نمی تونه . نمی تونی . خسته ست . خیلی خسته .خیلی خیلی خیلی خسته . دلش یه خواب ابدی می خواد تا از همه این خستگیها رها بشه . غمگینه . غمگینه . غمگینه ....


هیچ نظری موجود نیست: