دوشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۴

S.O.S

۱- موردنياز:
از آنجا که ما جديدا، شديدا و فجيعا ( تضمين المزدوج رو حال کن جون من، انسانيا ميدونن چي مي‌گم!) به ماکسيما علاقه مند گشته ايم و اين اتومبيل عاليقدر را در خيابان ديده غش مي نماييم، و از آنجا که آرزوي خريد اين عالي‌جناب در آينده بسي اميد باطل و زهي تصور محال ميباشد، و از آنجا که خدا را خوش نمي‌آيد اگر ما پس فردا تصادف کرديم( انشاالله با ماکسيما) و افتاديم مرديم، آرزو بدل مرده باشيم، از جميع دوستان و آشنايان درخواست ميشود در اسرع وقت، يک ماکسيماي تروتميز، ترجيحا سفید و با راننده ي خوشتيپ گوگولي که تمايل به دوستي و عشق و گل و چمن و اين قبيل مسائل داشته باشد، براي مدت يکهفته تا يکماه براي اينجانب يافت نمايند. خدايشان مزد دهاد!
متقاضيان ميتوانند رزومه و عکس خود و ماکسيماي مذکور را به آدرس ايميل اينجانب که اين بغل مرقوم ميباشد ارسال نمايند تا در اسرع وقت با ايشان تماس گرفته شود. ضمنا در صورتي که فرد مورد نظر در پايان مدت قرارداد، تمايل داشت اتومبيل را به ما هديه دهد، منع قانوني وجود نداشته و پذيرفته خواهد شد.

۲- آقا اين کارت کنکور آزاد ما افتاده يه جاي قاطي پاطي اي که من اصولا نميدونم کجاس، و فقط ميدونم يه دانشکده س تو دربند و شماره تلفنشم ۲۷۲۴۹۳۹ هست! فلذا هي از ديروز با خودم دو دو تا چهارتا ميکنم ببينم کدوم بهتره: به کل بيخيال آزاد بشم ، ( چون در هرصورت نميخوام اونجا درس بخونم که!) يا اينکه ...
چيزه! کسي پايه نيس بريم اول کارت منو بگيريم، بعد بريم همونورا يه دل سير چايي قليون خودمونو خفه کنيم ؟؟‌دو نقطه دي !

هیچ نظری موجود نیست: