یوهووووووو پاس می شم!
( یا اقلا این طور فکر می کنم!)
با تلاشهای فراوان از جمله بیدار موندن تا ساعت چهارونیم صبح و تلفنهای دوستان بامرام که یک ساعت در میون ما رو چک کردن که خواب نباشیم و درس بخونیم، و جزوه ی محشر اون پسره همکلاسیم که من تصمیم گرفتم از ترم بعد شدیدا باهاش طرح دوستی و عشق و رمنس و اینا بریزم، و لطف استاد گرام و خوشتیپ و گوگولی و جیگر که سوالها رو هلوبرو تو گلو طرح کرده بودن، احتمالا من با نمره ی (گوش شیطون کر) بالای 15 پاس می شم و این یعنی این که شاید معدلم هم زیر هفده نیاد که خیر سرم استعداد درخشان بودنم به گند کشیده بشه و مزایاش بسوزه! نتیجه دیفرانسیلی این که ما الان شدیدا خوشحال و خندان بوده و در دیفرانسیلمان یک مجلس عیش و طربی برپاست که بیا و ببین! هنوز هم سر قول های دیشبم هستم و از فردا میشینم برای امتحان بعدی که حقوق مدنی و یکشنبه هست می خونم که شب شنبه دوباره مثل دیشب پدرم در نیاد ( البته یکی از دوستان می گفت که این جمله ی از ترم بعد درس می خونم دو حالت داره: یا عملی می شه، یا هشت بار تکرار می شه! نمی دونم چرا یه حسی به من می گه مال من از نوع دومه!)
نکات حاشیه ای:
1 - بابا به خدا این استاده عوضی سر از اینجا درآورده. یک چنان موجود نازنین و خوشتیپ و زیبا و جذاب و مهربون و گوگولی ای هستش که جاش روی جلد مجله پلی بوی هست نه کلاس های ما! به سلامتی کل دانشکده هم فهمیدن که من برای این غش و ضعف می کنم که البته تازگی نداره، چون کلا وقتی از لابی دانشکده عبور می کنه صدای آخ و اوخ و الهی و آخی و نازی و غش و ضعف دخترها پشت سر ایشون بلند می شه. قابل توجهتون که اقلا 7-56 سالشه!!!
2 - برای اولین بار امروز از ریخت این دانشگاه کوفتی خوشم اومد. البته اونم ربطی به خودش نداشت برف خوشگلش کرده بود! تازشم با وجود به فاک رفتن شدید ما همش داریم دعا می کنیم هی برف بیاد چون خانوم حراستی هامون ( این فاطی کماندوها که دم در وایمیستن دهن آدم رو سرویس می کنن!) گشادن و روزای برفی نمیان سرکار!!
3 - بی زحمت بعدا یاد من بندازین برم کتابهای اخلاق و ادبیاتمو که گمونم 10 روز بعد هستش امتحانشون رو بگیرم از انقلاب!
4 - آقا برای بیدار موندن هیچ حربه ای موثرتر از خوردن نیست! من که کوالایی هستم واسه خودم و ولم کنی وایساده خوابم می بره، دیشب به یاری یک بشقاب زرشک پلو و دو سه لیتر چایی و یه دیس شیرینی و یه خامه شکلاتی و یه خامه ( این دو تا باید با انگشت خورده بشن تا اثر کنن!) و یه بشقاب میوه موفق شدم تا صبح بیدار بمونم. اگه یه وقت مثل دیشب من شب امتحانی گیر کردین وسط یه کوه درس، می تونین از این توصیه های ایمنی استفاده کنین!:D
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر