فراموش نمیکنیم
مي نويسم
در ستايش خون
ماسيده بر ديوار و بر كتاب
و در ستايش فرياد
معلق در هوا
و سياهي شب
مي نويسم
در ستايش بغض
آن هنگام كه بي تاب
خود را به ديواره ي حنجره مي كوبد
و در ستايش اشك
وقتي در كاسه ي چشم لب پر مي زند
مي نويسم
از تير
ماه سلطنت زنجير و چاقو و گلوله
و دهان هاي كف آورده
و چشماني كه مي سوزد
و خشمي كه از آسمان مي بارد
مي نويسم
از او
و نازك بدنش
وقتي زير لگد كبود مي شد
و زنانگي اش
كه به تاراج مي رفت
و مخمل صدايش
كه تنها
در پنج دقيقه خاموش شد
خاموش !
مي نويسم
از عزت
از احمد
از زيبا
و همه ي آنها
كه پاهايشان را
روي آسفالت داغ جاي گذاشتند
و بالهايشان را در آسمان
و ديگر هرگز باز نگشتند
مي نويسم
از تير ماه
وقتي كه از نيمه گذشته بود ...
پینوشت: نوشتهی زیبای بالا از گلناز عزیز است. طبیعتا چون وبلاگش را بسته است لینک هم که بدهم کار نمیکند.
پی نوشت 2 : شواهد و قرائن ( دو پست پشت سر هم لینک به نوشته های ملت) گواهی میدهند که خلاقیتم مرده!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر