شنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۵

...

... غصه‌ي تو، بغض تو گريه‌ی تو غصه‌ و بغض و گريه‌ي منه نازنين من. که فقط دوست نيستي، توي اين مدت برام همه کس بوده‌اي: برادر، پدر، دوست، عاشق، گاهي همه‌ي دنيا...
کاش مي‌دونستي چه‌قدر نگرانتم. چه‌قدر دوستت دارم. چه‌قدر عميق دردت رو مي‌فهمم و باهات غصه مي‌خورم. کاش مي‌تونستم برات کاري بکنم. کاش مي‌تونستم ذره‌اي از غصه‌هاتو خودم به‌دوش بکشم. کاش کاري بود که مي‌تونستم بکنم تا تو کم‌تر ناراحت باشي. کاش حرفي بود که بزنم تا از ناراحتيت کم بشه. کاش..

بلکه دعای شکسته ی همین چند چراغ نا امید
اوازی تازه از ترانه های تو باز آورد
ورنه
با هق هق بسیار این بی امان
هیچ ستاره ای از سفرهای دور دریا
به اسمان برنمی گردد

۲ نظر:

ناشناس گفت...

che doste khobi dare in kasi ke in post ro barash neveshti

ناشناس گفت...

gahi vaghta hamin hamdardiast ke adamo sare pa negah midare