گرچه من اين روزها و اين ماهها به شدت با خودم و وبلاگنويسي و اصولا نوشتن قهر کردهام و گرچه الان براي نوشتن از برخوردهاي مهرآميز پليس با اراذل و اوباش دير شدهاست٬ اما نکتهاي هست که دوست دارم بگويم. بحثهاي انساني و حقوق بشري در اين مورد به قدر کافي مطرح شدهاست و ملت عزيز متمدنمان جوابهاي جالبي دادهاند. کامنتهاي اين پست پرستو را بخوانيد که بينهايت ترسآور و خشن است و گويا عقيده عمومي بر اين است که «حقشان بوده٬ تا آدم بشوند و ديگر به مال و ناموس مردم دستدرازي نکنند» و حتي يکي از دوستان لطف کرده و در کمال انسانیت و محبت براي پرستو آرزو کرده که از طرف آقايي از همين دسته (گويا موسوم به علي دالتون يا چنين چيزهايي!) مورد تجاوز قرار بگيرد تا حرف دهنش را بفهمد و ديگر از اين تزهاي روشنفکري حقوق بشري ندهد!! جدا از اين که من مردهي اين همه تمدن و انساندوستي و ملاطفت همميهنان عزيزمان هستم٬ از آنجا که خير سرمان قرار است بعدها جوجه حقوقدان بشويم!٬ ميخواهم بگويم دوستان٬ چه شما خوشتان بيايد و چه بدتان٬ و نظر محترم شما هرچه باشد و هرچه گلويتان را پاره کنيد که «حقشان است تا عبرت بگيرند» رويکرد حقوق کيفري٬ امروز چنين نيست. احتمالا چهارنفر گندهتر و فهيمتر از شماها ( بدبخت علوم انساني که هر بيسوادي در موردش کارشناس ميشود!) نشستهاند و تحولات رويکردهاي حقوقي در طول تاريخ و نتايج و مزايا و معايب همهشان را بررسي کردهاند٬ و روند حقوق کيفري هم به شيوهي خود اصلاحگري به اين نقطه رسيدهاست٬ که حقوق کيفري ِ انتقاممحور و مجازاتمحور و ترذيلي٬ جواب نميدهد. جدا از بحث انسانيت و حقوق بشر و عواطف٬ دار زدن و دست بريدن و آفتابه به گردن انداختن و با باتوم سياه و کبود کردن٬ نتيجه نميدهد. مجرم٬ محصول همين جامعه است. کينه و بغض و پرخاشگري و رفتار ضد اجتماعي او را همين اجتماع ساختهاست. حال اين مجازاتها و اين خشونتها٬ تنها خشونت بيشتر را به او ميآموزد. تنها بغض و کينه و نفرت او را بيشتر ميکند و از او بمبي ساعتي ميسازد که به محض آزادي از زندان و يافتن فضا٬ منفجر ميشود. معايب روش مجازات شديد و ترذيلي٬ صدبرابر مزاياي آن است.
رويکرد حقوق امروز اصلاحمحور است. به اين مفهوم که سرکوب و تنبيه و مجازات کورکورانه و شديد را براي مجرمي که رفتار ضداجتماعي دارد مناسب نميداند. سعي ميکند بفهمد که کدامين ناهنجاري جامعه٬ اين ناهنجاري را در رفتار مجرم شکل داده و سپس ضمن اصلاح مجرم فعلي٬ از به وجود آمدن مجرمين بعدي پيشگيري کند. مجازات البته حذف نميشود٬ اما کمرنگ و ملايم ميشود٬ به گونهاي که مجرم را تحقير نکند و مورد خشونت قرار ندهد ( تا مجرم تحقير و خشونت بيشتر را نياموزد و بر مردم روا ندارد)
ممکن است گفتهشود مجازات سنگين٬ جنبهي بازدارندگي دارد و با ارعاب٬ از ارتکاب جرم توسط مجرمين سابقهدار و افراد عادي جلوگيري ميکند. اگر فرد بداند که در صورت ارتکاب جرم مجازات سنگيني متحمل خواهد شد جرم را مرتکب نميشود. غلط است. اگر اين حرف درست ميبود طبق قوانين کشور اسلاميمان بايد هيچکس زنا نميکرد از ترس سنگسار٬ و قتل از ترس قصاص٬ و لواط و تجاوز از ترس سوختن به آتش و پرتاب از بلندي. ميبينيم که اين مجازاتها اجرا ميشوند. پس چرا هيچکس مرعوب نميشود؟ چرا هر روز شاهد تجاوز و قتل و خيانت همسران هستيم؟
آنچه مجرم آزاد شده٬ مجرم دستگير نشده و فرد عادي را از ارتکاب جرم باز ميدارد٬ ترس از قدرت پيگيري دستگاه قضايي کشور و اطمينان به مجازات شدن جرمش است٬ ولو آن مجازات سبک باشد. امروز آقا يا خانم X هنگام مثلا سرقت٬ احتمالا ميداند که اگر بگيرندش٬ اگر جرمش ثابت شود٬ اگر با ترافيك دستگاه قضايي نوبت دادگاهش زود برسد٬ اگر مالباخته از صرف پول و وقت و اعصابش خسته نشود يا از شرارتهاي احتمالي دزد و همدستانش نترسد و قضيه را پيگيري کند٬ و هزار اگر ديگر٬ دستش را قطع خواهند کرد. اما اووووووه.... اگر!! اين هزار و يك اگر است که به X جرئت دزدي٬ يا تجاوز٬ يا هر جرم ديگري را ميدهد. مطمئن باشيد وقتي X هنگام ارتکاب جرم با خود فکر کند که اگر ي در کار نيست و حتما دستگير خواهد شد و مثلا به ۳ ماه زندان محکوم٬ احتمالا در تصميمش تجديد نظري خواهد کرد. مجازات سبك اما قطعي موثرتر از مجازات سنگين و غيرقطعي است.
خلاصهاش کنم: خانمها و آقايان عزيز٬ گور پدر انسانيت! اين روش خشونتبار٬ جواب نميدهد.
رويکرد حقوق امروز اصلاحمحور است. به اين مفهوم که سرکوب و تنبيه و مجازات کورکورانه و شديد را براي مجرمي که رفتار ضداجتماعي دارد مناسب نميداند. سعي ميکند بفهمد که کدامين ناهنجاري جامعه٬ اين ناهنجاري را در رفتار مجرم شکل داده و سپس ضمن اصلاح مجرم فعلي٬ از به وجود آمدن مجرمين بعدي پيشگيري کند. مجازات البته حذف نميشود٬ اما کمرنگ و ملايم ميشود٬ به گونهاي که مجرم را تحقير نکند و مورد خشونت قرار ندهد ( تا مجرم تحقير و خشونت بيشتر را نياموزد و بر مردم روا ندارد)
ممکن است گفتهشود مجازات سنگين٬ جنبهي بازدارندگي دارد و با ارعاب٬ از ارتکاب جرم توسط مجرمين سابقهدار و افراد عادي جلوگيري ميکند. اگر فرد بداند که در صورت ارتکاب جرم مجازات سنگيني متحمل خواهد شد جرم را مرتکب نميشود. غلط است. اگر اين حرف درست ميبود طبق قوانين کشور اسلاميمان بايد هيچکس زنا نميکرد از ترس سنگسار٬ و قتل از ترس قصاص٬ و لواط و تجاوز از ترس سوختن به آتش و پرتاب از بلندي. ميبينيم که اين مجازاتها اجرا ميشوند. پس چرا هيچکس مرعوب نميشود؟ چرا هر روز شاهد تجاوز و قتل و خيانت همسران هستيم؟
آنچه مجرم آزاد شده٬ مجرم دستگير نشده و فرد عادي را از ارتکاب جرم باز ميدارد٬ ترس از قدرت پيگيري دستگاه قضايي کشور و اطمينان به مجازات شدن جرمش است٬ ولو آن مجازات سبک باشد. امروز آقا يا خانم X هنگام مثلا سرقت٬ احتمالا ميداند که اگر بگيرندش٬ اگر جرمش ثابت شود٬ اگر با ترافيك دستگاه قضايي نوبت دادگاهش زود برسد٬ اگر مالباخته از صرف پول و وقت و اعصابش خسته نشود يا از شرارتهاي احتمالي دزد و همدستانش نترسد و قضيه را پيگيري کند٬ و هزار اگر ديگر٬ دستش را قطع خواهند کرد. اما اووووووه.... اگر!! اين هزار و يك اگر است که به X جرئت دزدي٬ يا تجاوز٬ يا هر جرم ديگري را ميدهد. مطمئن باشيد وقتي X هنگام ارتکاب جرم با خود فکر کند که اگر ي در کار نيست و حتما دستگير خواهد شد و مثلا به ۳ ماه زندان محکوم٬ احتمالا در تصميمش تجديد نظري خواهد کرد. مجازات سبك اما قطعي موثرتر از مجازات سنگين و غيرقطعي است.
خلاصهاش کنم: خانمها و آقايان عزيز٬ گور پدر انسانيت! اين روش خشونتبار٬ جواب نميدهد.
۱۰ نظر:
vaghti ke mardome ma khodeshun be khodeshun rahm nemikonan baiad entezare chi ro dasht?
Elize Jan salam
awal inkeh az Weblog wa rok gooyat kosham amad wa TahsiNat miKonam wa in Ra moTmaen bash Man ahel bah bah chah chah nistam dooste koobam.
Postat Ra khandam wa koda ro shokr yek nafar ra payda kardam keh mesle kodam fakr mikonad. albateh agar in ra beh Hesabe zan boodaneman nagozarand.
wa jaedan man Ham bar hmain agideh hastam keh Chetor jamehee keh Az koshatn Digaran Lezat mibarad ya An ra Taeed mikonad mishad goft beh ansaniyat ham fakr mikonad . Bada beh hale kodakanema Elize jan keh cheh Olgopazirihaee keh namikonand .
barayat wa baraye kodam sabr mikaham Wa nirooee chand barabar dosote aziz
ShaD Zi
آفرین الیزه خانم .
مثلن میگویند وقتی علی سیاه داشت قداره میکشید روی مردم بی دفاع کجا بودید ؟؟
سوال اصلی اینجاست . ما که مسئول تامین مردم نیستیم. این را باید از پلیسی پرسید که میگذارد این همه ناامنی اتفاق بیفتد بعد یک شبه میخواهد همه را بگیرد و یک هفته ای آزاد کند
سلام
اصلا نمی دونم چی بگم ...
ولش کن...
مهم این بود که من کامنت دادم
حتما که نباید چیزی می گفتم
سیکتیر بابا
Let it be ... ro doos dashtam: )
vali chzi avaz nemishe engar...
Be maili ke tu weblog gozashtin ye sar bezanin
bande omidvaaram ke haale jenaabe aali besyaar khoob baashad
booooos
delemun tang shod khob
man neveshteye agouste 2004 et ro khoondam
taze fahmidam eshtebah fekr mikardam ke man faghat koskholam...
ba neveshte hat hal kardam chon ye koskhol mese khodam peida kardam
ye noghte eshterak beine ma hast oonam ine ke maghze joftemoon asasi goozide...
fanoos11@yahoo.com
من 3 سال است در انگلیس زندگی میکنم و دارم میبینم که چقدر روش اینها دارد جواب می دهد.
تقریبن بدون استثنا هر قاتلی که دوره ی یندان خود را می گذراند یا عفو می شود دوباره دست به قتل و جنایت می زند. لطفن ژست روشن فکری نگیرید.
ارسال یک نظر