دوشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۸۶

تمام این دو سه روز و به‌خصوص از دیشب تا حالا کنار تمام سایر بدبختی‌های اجتماعی، فکرم مشغول مصطفی کرمی بوده. خیلی خوش‌حالم که دیشب تمام برنامه‌ي تلویزیونی‌ای که درباره‌اش پخش شد را ندیدم چون همان یکی دو دقیقه‌ تصویرش با چشم‌های بسته و اشک‌آلود و صدای بغض‌دار، و ناله‌های پردردش از دیشب تا به‌حال هنوز عذابم می‌دهد. مدام در این فکرم که چه ظلم وحشتناک و درد عظیمی است که پسر جوانی در 26 سالگی، به خاطر سهل‌انگاری و سنگ‌دلی عده‌ای برای ساختن یک فیلم، این‌طور اعضای بدنش را از دست بدهد و درد بکشد. و واقعا نمی‌فهمم، مسئولان بیمارستانی و پزشکی که بر خلاف تمام موازین انسانی، به خاطر مقداری پول (گیرم مقدار زیادی) درمان یک انسان را متوقف می‌کنند و اجازه می‌دهند درد بکشد، یا ضمن درمان فشار روحی عظیمی بر او وارد می‌کنند، چه‌طور می‌توانند شب راحت و با وجدان آسوده بخوابند؟ و اصلا سوال اساسی‌تر، بنده چرا پول‌دار نیستم؟؟!‌ و آن‌ جماعت محترمی که هستند چرا کمک نمی‌کنند وقتی این پول‌ها برایشان چیزی نیست ولی می‌تواند یک پسر جوان را از درد و معلول‌شدن نجات دهد؟ و اصولا مهم‌ترین سوال، از آن‌جا که بنده هنوز به وجود موجود محترمی به‌نام خدا معتقدم، ایشان این وسط به قول امیر زندانی‌مان، حرکت بدون توپ دارند؟؟!
امیدوارم این خبر راست باشد و عملی شود و هزینه‌ی درمان مصطفی کرمی تامین. اگرچه به نظر بعید می‌آید این آقا و ابواب و اصحابش به دردی بخورند و گره‌ از کاری باز کنند. فکر می‌کنم به‌هرحال کمک مالی به شماره حسابش (210384448 كد 318 بانك تجارت شعبه مهر ، به نام مصطفي كرمي) هم‌چنان مفید خواهد بود چون اعضای مصنوعی مورد نیاز و دوران نقاهت هم حداقل 60-70 میلیون هزینه بر می‌دارد. سوال اساسی دوم را تکرار می‌کنم که چرا من پول‌دار نیستم؟؟!