پنجشنبه، آذر ۰۱، ۱۳۸۶


ملاقات با مریم حسین خواه در زندان زنان
این عکس مریم رو که دیدم یه لحظه کاملن واضح صدای خنده ی همیشگیش توی گوشم پیچید. بی نهایت مغرورم به داشتن چنین خواهرانی، این قدر شجاع و این قدر پرانرژی و قوی، که هیچ چیز، حتا اوین، خنده هاشونو انرژی شونو قدرتشونو ازشون نمی گیره. صدای این خنده ها هم که توی گوش ات باشه، باور کردن این موضوع که توی این نبرد نابرابر، پیشاپیش ما برنده ایم، اصلن سخت نیست ...

۲ نظر:

ناشناس گفت...

درود من و تمام ملت ايران هم بينهايت مغروريم به داشتن گلهايي چون تو و چونان تو كه از حركت زيباي اين بزرگ زنان حمايت ميكنيد باور داشته باشيد به قدرت كوبنده و موثر حمايتتان شاد باشيد و سربلند و سلامت و پيروز در لحظه لحظه زندگيتون

Unknown گفت...

اين برخورد و روحيه مريم حسين‌خواه و شما جاي اميدواريه ولي متاسفانه مثل اينكه خيلي‌ها دارن خودشونو كنار مي‌كشن، واقعا فكر مي‌كنيد كه در اين نبرد پيشاپيش برنده‌ايد؟ واقعا چه تعداد از بچه ها مثل مريم برخورد مي‌كنند؟ در اين مورد نظرتون چيه؟