چهارشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۸۸

این که تا حالا در مورد انتخابات چیزی ننوشتم، جدا از درگیری های شخصی و ذهن مغشوش، یه علتش این بوده که فکر می کنم توی فضای مجازی اتفاقی قرار نیست بیفته. با نوشتن و گفتن و بحث کردن من و شما فرق خاصی ایجاد نمی شه. رای های تعیین کننده مال یه قشری ئن که احتمالن اینترنت واسشون تعریف نشده و شاید روزنامه و کتاب حتا، که دغدغه های خیلی ساده تری از من و شما دارن، که خیلی راحت تر از این حرف ها می شه رای شون رو به دست آورد و مسئولیت اش هم با خود کاندیدای مربوطه ست. این که این پست رو دارم می نویسم صرفن اعلام وضعیت و ابراز نظره، بدون هیچ تمایلی به بحث و تغییر نظر کسی و غیره.

من رای می دم چون این قدر این چند ساله سر انتخاباتی به این مساله فکر کردم که دیگه واسم بدیهیه. که انتخابی به اسم رای ندادن واسم وجود نداره. رای می دم چون چه بخوام چه نخوام دارم تو این کشور و این سیستم حکومتی زندگی می کنم که زیر پاش محکم تر از این حرف هاست و امیدی به تغییر ناگهانی ش ندارم، که اساسن اعتقادی هم به تغییر ناگهانی ندارم، و تغییر از مردم اتفاق می افته و مردم کشور من همینن، و تا فضایی وجود نداشته باشه برای گفتن و نوشتن و فرهنگ سازی در ابعاد گسترده، تغییری نخواهند کرد. من رای می دم تا شاید بتونم اون فضا رو بسازم. که شاید اگه اون فضا ایجاد شد، بیست سال بعد مردمی باشن که تغییر رو بخوان و بتونن آروم آروم انجامش بدن. من رای می دم چون واقع بین ام، چون به کم، کمی که از هیچ بیشتره قانع ام، چون اگه یه کتاب تو یه دولت بتونه مجوز بگیره که تو قبلی نمی تونسته، واسه من کافیه در برابر رای دادنم. چون رای دادن کار شاق هولناک انرژی بری نیست که در قبالش انتظارات فضایی داشته باشم از کاندیدام. چون ساده ترین حق شهروندی مه که می خوام ازش استفاده کنم.

اما حتا اگر همه ی این دلایل رو نداشتم این بار رای می دادم چون نمی خوام چهار سال دیگه این وضع رو تحمل کنم. چهار سالی که به یقین بدتر خواهد بود چون رئیس جمهور کذایی دیگه دغدغه ی دور آینده رو هم نداره. نمی خوام چهار سال دیگه فرهنگ و هنر و منابع و اقتصاد و آزادی های انسانی کشورم به فاک بره و مردمش تحت تاثیر این همه خفقان خموده بشن و دیگه چیزی به اسم اعتراض براشون تعریف نشده باشه. من رای می دم چون تو شرایط موجود به نظرم هر گزینه ای از رئیس جمهور فعلی بهتره.

من به موسوی رای می دم چون انتخاب بهتری ندارم. منکر هیچ کدوم از نقاط ضعفش که البته برای ما دهه شصتی ها در حد شنیده ها و خونده ها مونده نیستم، اما انتخاب بهتری ندارم. چون نقاط قوتی توش می بینم که برام ارزشه. چون شعار رادیکال رو مفت مفت خرج نکردن اش و ادعای کردن کاری که نخواهد کردنش برام مفهوم صداقت نسبی رو به همراه داره. چون مردم رو خر فرض نمی کنه. قاطعیت و بی تعارف بودنش توی چیزهایی که بهشون اعتقاد داره، مستقل از این که آگاهه که شاید برای یه عده دلسرد کننده ست و رای هایی رو ازش خواهد گرفت؛ برام مثبته چون می بینم این آدم تصویر واقعی از خودش ارائه می ده، از کسی که هست و از توانایی هاش. چون فکر می کنم اصلاح طلب نیست، که ادعایی هم نکرده در بودنش، اما معتقدم می تونه درصد خوبی از اهداف اصلاح طلبان رو با چالش کمتری تامین کنه. چون حمایت آدمی مثل خاتمی که تو سیاست این کشور هنوز یه دونه مونده و برای من محترم و صادقه پشت سرشه. چون تو کشور مردسالار و فضای سیاست مزخرف زن-ناپدید ما، زن فهمیده و روشن و باسوادی مثل رهنورد کنارشه. من به موسوی رای می دم چون نقاط قوت و ضعفش رو می ذارم بغل هم و بغل بقیه کاندیداها و گزینه ی معقولی می بینم اش.

هیچ نظری موجود نیست: