من و یلداهه دو تایی تک و تنها، سیگار کشان و فرندز بینان، می شینیم وسط اتاق خالی یلدا، بعد هی یاد روزهای خوش مون می کنیم که همه مون تو همین نیم وجب جا جمع بودیم و صدای خنده مون قطع نمی شد
عین این دهقان های آواره ای که بعد از جنگ جهانی دوم چمباتمه زدن روی نیم سوخته های باقی مونده ی دهکده و به خاطرات خوش جشن خرمن پارسال فکر می کنن.
عین این دهقان های آواره ای که بعد از جنگ جهانی دوم چمباتمه زدن روی نیم سوخته های باقی مونده ی دهکده و به خاطرات خوش جشن خرمن پارسال فکر می کنن.

