Home
Contact
Feed






ZendegiMosbat.org | Everything on HIV and AIDS in Iran

Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com

Nedstat Basic - Free web site statistics

 


 

  Saturday، September 17، 2011  
Don't worry. I don't feel bad. I don't feel anything at all
send رو می زنم. بعد ایمیلم رو دوباره می خونم. به آخرش که می رسم انقد دلم برای کسی که این کلمه ها رو بنویسه می سوزه که گریه م می گیره. بعد فکر می کنم اشکالش این جاست که به کسی نمی شه گفت. اگه می شد گفت دیگه کسی نمی پرسید چرا ناراحتی. چرا شنگول نیستی. افسرده ای، حوصله نداری، بی انرژی ای. اگه می شد گفت حتمن شنونده یه دستی به سر آدم می کشید و می گفت الاهی بمیرم چجوری داری تاب می آری که خل نمی شی هنوز؟ می گفت اشکالی نداره که اینجوری شد و اونجوری شد همین که هنوز داری سروایو می کنی خوبه. شایدم نمی گفت. ها؟ شایدم می گفت جمع کن ببینم بابا. اگه انقد ناراحتی بکش بیرون. شایدم می گفت داری ناشکری می کنی. غرغرات از رو شکم سیریه. شایدم می گفت شدی از این زن های خودخواه همیشه ناراضی همیشه طلبکار. هوم؟ شایدم اینا رو می گفت. نمی دونم. نمی تونم تشخیص بدم دیگه. مرز بین واقعیت و توهم برام شکسته. خیلی وقته شکسته. شایدم یه جایی این وسطا تاب نیاوردم و دیوونه شدم و خودم حالیم نیست هنوز. هوم؟

برچسبها: