رییسم داره پای تلفن حرف می زنه. ترکی. بر خلاف همیشه احساس می کنم خیلی زیاد از کلمه هاش رو دارم می فهمم چون نصفشونو فارسی می گه. تلفنش که قطع می شه به خودم شک می کنم که آیا تا الان همیشه همینجوری حرف می زده و من تازه فهمیدم یا چی؟ ازش می پرسم شما همیشه عددا و اسما رو فارسی می گین؟ می گه نه. این آقاهه کرده. ترکی رو خیلی پیشرفته بلد نیست. اینجوری می گم که اشتباه نفهمه.
به نظرم خیلی مهربون و سوییت و ملاحظه مدار می آد. تلفن دوباره زنگ می زنه و باز شروع می کنه ترکی مهربون شده ی مناسب با فهم مخاطب تنظیم شده حرف زدن. دلم غش می ره. ایحساس می کنم این از اون چیزهاییه که می شد راحت به غزل نازلی حقایق درباره فلانی گفت و بفهمه و ذوق کنه.
سر صبحی نشستم آرشیوتو خوندم، دلم مثل چی برات تنگ شده جوجه تیغی خبیث پشم و پیل ریخته ی من. گرندما گرندما گرندما.
۶ نظر:
یکجایی خاطر دارم تقاضایی مطرح نُموده بودید در مورد اینکه کسی بیاید و عاشقتان شود و موجبات سرگرمی فلان.تقاضا به قوّت خود باقی است!؟
(در ثانی حتمن آدم باید آدرس اینترنتی داشته باشه برا اینکه اعلام نظر کنه؟ما که نداریم باید نکنیم؟این شد جامعه دموکراتیک؟این شد زندگی؟!)
من عاشق الیزه بودم . هستم یعنی . اما الیزه رخ نمی نماید . خودش را نشان نمیدهد . آن همه پیام را قابل به جواب دادن ندانست و نداد .
اما بهتر .
این جوری بهتر است .
م.
چی می گید شما اینجا برا خودتون؟:)) ایمیل من اون بغله٬ مراجعه بفرمایید اگه می خواید
مشکل است نمی شود آدم بیاید راستش را بگوید . یک باره زیر شلواری آدم را علم می کنند و به آدم سر کوی و بازار کوس بی ناموسی حواله می کنند . انقدر در این جا نوشتم یک بار هم یک جواب به ما ندادی . نه ایمیلی نه کامنتی در وبلاگی . هیچی . انگار که نه انگار .
چرا نمی نوشتی!می دونی از کی می خوندمت!می ذونی روزهایی که پست جدید می ذاشتی،روزام چطور بودن!خوشحالم هستی!نمی دونم شاید تو این هوای برفی خیلی گرمم که دارم می نویسم ولی می خوام بدونی یو آر د وان فر می اند ویش یو د بستس.u've ispired me alot baby!
چرا نمی نوشتی!می دونی از کی می خوندمت!می ذونی روزهایی که پست جدید می ذاشتی،روزام چطور بودن!خوشحالم هستی!نمی دونم شاید تو این هوای برفی خیلی گرمم که دارم می نویسم ولی می خوام بدونی یو آر د وان فر می اند ویش یو د بستس.u've ispired me alot baby!
ارسال یک نظر