‏نمایش پست‌ها با برچسب خواننده ی وبلاگ موظف است بعضی وقت ها به درد صاب وبلاگ بخورد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خواننده ی وبلاگ موظف است بعضی وقت ها به درد صاب وبلاگ بخورد. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۸

چگونه وقاحت می تواند حد و مرز نداشته باشد یا چی فک کردین پس، وظیفه تونه

با سلام. پیرو درخواست‌های متعدد دوستان و آشنایان، علی‌رغم ضیق وقت (با صدای سامان گلریز خوانده شود) و عدم تمایل قلبی نگارنده به خودلوس‌کنی در ابعاد وسیع، به پیوست ویش لیست درخواستی شما مرقوم می‌گردد. با توجه به سال تخمی‌ای که نگارنده گذرانده است و خودجرانی و سینه‌چاکی وسیعی که مخاطبین جهت دریافت لیست مزبور انجام داده‌اند؛ انتظار می‌رود موارد مربوطه لحاظ گردد که موجب امتنان و سپاس خواهد بود. (رئیسم اینو ته لایحه‌هاش می‌نویسه)

1. مونوپولی. با توجه به میزان علافیت نگارنده که هیچ خیر سرش کنکور ارشد ندارد و میزان کثافت ذهن نگارنده و دوستان، به منظور پیش‌گیری از انجام انواع بازی‌های انحرافی و ضداخلاقی نظیر بطری‌بازی، سکه‌بازی، سوراخ‌بازی و الخ، که بر همگان واضح است صرفن منتهی به انحطاط هر چه بیشتر جوانان به ویژه ک.ب‌ها می‌گردد و اسناد و مدارکش هم موجود است، یک دستگاه مونوپولی کمک شایان تقدیری خواهد بود.
2. از این خودنویسا. قابل ذکر است که ال سابقا یکی از این‌ها در مالکیت خود داشته و عین خر زده نوکش را شکسته‌است و از آن‌جا که به دلایل نامعلومی خودنویس مربوطه جزو اقلامی است که ذاتا باید هدیه داده یا گرفته‌شود، نمی‌تواند خودش برای خودش بخرد. ادامه‌ی این بند را فاکتور می‌گیریم خوبیت ندارد در این شب عزیز.
3. آل استار ساق کوتاه سبز. از این یشمی سدری‌ها. کیف آدیداس سبزمو که دیدین؟! ست همون بی‌زحمت. دستتون درست.
4. سرامیک کوچولوی در ابعاد 2*2 سانت در رنگ‌های مختلف. می‌دونید کدوما رو می‌گم که؟! ال قرار است که در آینده‌ای نزدیک نصف آینه‌ش را ببرد و دور بقیه‌ش طناب بپیچد و بچسباند به دیوار ال آینه، با نصف بریده‌شده هم یک سری عملیات هنری انجام بدهد که در آن سرامیک رنگی رنگی کوچولو مورد نیاز خواهد بود. مضاف بر این که بچگیام خونه پسرعمه‌ی بابام همیشه از اینا بود و من دوس داشتم. دو نقطه نوستول.
4. فلش مموری. بی‌زحمت یک قفلی چیزی هم بهش آویزان باشد که گم نکنم. ترجیحن سربی، آهنی چیزی که نشکنم. راستی بهتون گفتم من فک می‌کردم فلش مموری رو اگه بندازی تو آب جرقه می‌زنه؟!
5. صد سال تنهایی چاپ قدیمی ترجمه بهمن فرزانه. فاکتور مجددن.
6. شمع و عود اسطوخودوس. خارجکیش می شود لوندر. نمی‌شود ننه بابای آدم بفهمند آدم فرت و زرت سیگار می‌کشد که. باید گردن یک چیز سوختنی انداخت.
7. بندهای ت، ج، چ، ح، د، ر پست مربوطه‌ی لاله‌ی دور از وطن. خودش را، یا حتا عمه‌اش را اگر بتوانید بیاورید در اولویت است.
8. یک آدم خیری که بیاید با هر تکنولوژی‌ای که هست که من نمی‌دانم این پازل ون‌گوک من را بچسباند و نصب کند. دو سال است زیر فرش خاک می‌خورد بدبخ. تا این‌جا اومدی دیوارا رو هم رنگ کن دیگه. چاهریم.
9. درست است ما با این وجنات و ابهت و ادعا و دیالوگ-حفظی، یک مجموعه کامل سکس اند د سیتی و فرندز نداشته‌باشیم؟! نه خدا رو خوش می‌آد آخه؟ خودتون شعورتون باید برسه دیگه اینا رو که من نباس بگم. استغفرالله.
9. (ال ساختار شکنی دو تا 9) تمام سایت مزبوری که شر کرده و شیاف تان کردم. مجبورم نکنید دوباره بکنم. با زبان خوش. آباریکلا.
10. هارد اکسترنال نمی‌خواد بخرید حالا گرونه. گناه دارید خب. حالا به جاش یه موتور هوندائه، چی چیه، از همونا بی‌زحمت. به خدا که من کاهیده شدم از این تجاوزات تاکسی‌ای. خدا به سر شاهده که دیگه ماشین و مرد می‌بینم می ترسم. اسپری فلفل هم ورکس. بابا جان
how far a girl should go for a fucking safe cab ride in this city! :(
11. انسان ام آرزوست باباجان؛ انسان ام آرزوست.
12. سیلویا پرینت و الخ. خودت می‌دونی که ک.ب. به من‌ چه. صد دفه گفتم تو صورتم نخند. خندیدی پاش وایسا.
13. سورپرایز می.

جهت ارسال موارد فوق با روابط عمومی فن کلاب مربوطه تماس بگیرید تا آدرس های لازم به شما داده شود. با تشکر. ال.

شنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۸۸

سماور، پلاستیک، دمپایی کهنه

اصلن به شما هم می گویند خواننده وبلاگ؟ یعنی بین این همه آدم، یک نفر نیست که یک دایی داشته باشد که پسرخاله ی زنش یک دوست کتاب فروشی دار داشته باشد که الیزه تان تا ایام خوش جوانیش تمام نشده و تبدیل نشده به یک وکیل عینکی قوزی کنج دفترخانه، برود نصفی از وقتش را آن جا صرف به تحقق پیوستاندن رویای کودکیش و اعتلای فرهنگی ملت و ارضای غرابز خود گربه وار به کتاب مالی اش بکند -یا اصلن سگ خور، هر شغل-فعالیت نیمه وقت خوشایند اینجوری ای - بعد آن یک نفر مزبور بیاید اسم و آدرس دایی اش را به الیزه تان بدهد و ماچش را هم بگیرد برود.
نه واقعن؟! رویتان می شود باز بیایید این جا را بخوانید اگر که دایی ندارید الان؟! :ی
پی نوشت: از اتاق فرمان صداهایی می آید مبنی بر این که پست ما غیرقابل فهم است. واضح هست انشالله که یک فقره الیز جویای کار می باشم دیگر؟ :ی

چهارشنبه، شهریور ۲۷، ۱۳۸۷

عاشق شدم من در زندگانی
بر جان زد آتش
عشق نهانی
یک سو غم او، یک سو دل من
در تار مویی
در این میانه دل می کشاند ما را بسویی

...

اممم.. ام پی تری شو نداره کسی خب؟؟

پی‌نوشت:
با تشکر فراوان از لطف دوستان، دریافت شد :) اگه کسی می خواد ایمیل بذاره براش بفرستم هم.
وبلاگ کلن در این جور مواقع چیز بسیار خوبی است! :ی

پنجشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۷

بنده یک عدد سوال دارم
بر حسب اتفاق کسی این جا می دونه چنان چه خانمی مبتلا به ایدز باشه و حامله بشه، بچه از ایام جنینی مبتلا به ایدز می شه یا موقع زایمان و بر اثر تماس با خون مادر یا همچین چیزی مبتلا می شه؟ و اساسن آیا فرزند یک فرد اچ آی وی مثبت حتمن خودش هم اچ آی وی مثبت خواهد بود یا احتمال داره سالم باشه؟
با تشکر پیشاپیش!