یکشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۸۲

جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید ...!

فقط یک {......} یا یک فرشته میتونه توسط ملت این همه { .......} ، اون وقت بشینه براشون {............................................................} !
من که فرشته هه نیستم مسلما ،
پس همون {......} ام دیگه .... !

هی {...} ! اگه طبق عادتت بخوای منو سر این یکی هم بازجویی کنی همچین میزنم تو دهنت که {.......} . فضولی هم حد و مرزی داره آخه !

***
شنیدید میگن تاریخ تکرار می شه ..؟
من که بدجوری بهش عقیده دارم .... یعنی به وضوح همش تکرار شدنشو می بینم !
فقط چیزه !!
کسی نمی دونه چه جوری باید با این تاریخ به توافق رسید که این یه دفعه رو پیلیز تکرار نشه ؟!

***
و من خیلی بداخلاق و سگ و عصبی و لوس و ننر و خر و بد و پلید شدم تا جایی که خودمم حالم از خودم بهم میخوره ... البته خب تازگی نداره من همیشه حالم از لجن و کثافت و این چیزا بهم میخورده ...!

***
هر هفته هر هفته پا میشن خانوم و آقا مجردی تشریف میبرن ددر ولگردی ، انگار نه انگار که بچه دارن ، من بدبختم میشینم خونه یا در و دیوارو نگاه میکنم یا برای خواهر کوچیکه باید غذا بپزم و ارد دادناشو تحمل کنم یا هیچی ازحوصله سر رفتگی بترکم ، اون وقت میان خونه می گن چرا خونه رو جارو برقی نکشیدی چرا سرامیکها رو تمیز نکردی چرا حموم رو نشستی چرا غذا نپختی !!!!
حیف که پدر و مادرن هیچی نمی شه گفت ....

***
نوشته بود از هر پنج خانم باردار یکیشون افسردگی حاد داره ...
نه مثل این که جدی جدی باید برم یه تست بارداری بدم !!!!!

***
یکی نیست بگه مامان جون چطور پسربازی با خاله م و دوستات و تور کردن بابای بیچاره م با هزار تا نقشه و 6 سال دوست بودن باهاش و نوشتن دقیقا 1200 صفحه نامه عاشقانه برای پسر مردم ( همون بابام ! ) برای تو عیب نبوده ، برای من دوستی معمولی با آدمهایی که بهشون اعتماد دارم هم بده ؟!
یعنی اگر هم کسی باشه بهتره که نگه ، چون اون دفعه که من اینو بهش گفتم نزدیک بود بزنه تو دهنم !

***
به پیر به پیغمبر من فکر خودم نیستم ، " من به فکر خستگی های پر پرنده هام ... "
حالا تو نفهم هی مثل شتر تبر بزن ببینم به کجا می رسی !

***
من در طول عمرم همیشه آدم آویزونی بوده م . با وجود تنفر عمیقم از کارایی نظیر منت کشی و داشتن یه غرور سفت و سخت ، همیشه موقع قهر و کدورت با بقیه خودم پیشقدم شدم برای آشتی چون اصلا و ابدا تحمل قهر و این چیزا رو نداشته م . اگرم با یکی رابطه م خوب باشه که دیگه طرف دهنش از آویزون بازیای من سرویس می شه !
و الان دارم فکر می کنم که از این همه آدم دوروبرم ، هیچ وقت کسی این واقعیت تلخ دردناک رو فهمید که پشت این آویزون بودن ها ، یه جور گدایی محبت قایم شده ؟!
آااااااااااااااااااای ! دلم برای خودم میسوزه ....

***
آدم مریض رذل پست فطرت روانی سادیست به این میگن !!
عوضی ! کلی ترسیدم :((

***
ببینم ، این که بدونی همه چی فقط و فقط برای این آرومه که تو دهنت رو بستی و همه قضایا رو ریختی توی خودت ، و اگر تو یه اپسیلن چیزیو بخوای بروز بدی همه چی به گه کشیده می شه ، حس خوبی داره یا حس بدی ؟
حالا هر کدوم که هست ...
چرا من اصلا هیچ احساس خاصی از این موضوع بهم دست نمیده پس ؟!

***
می گه : خیلی دوست دارم یه روز مریض شم تا حد مرگ ، همه دکترا هم جوابم کنن تا ببینم کیا از مردنم ناراحت میشن ، بعد معجزه شه حالم خوب شه !
می گم آره منم ترجیح میدم اصلا یه دفعه بمیرم ببینم واکنش اطرافیان ( که در زندگی دائما دارن به fuck می برنمون ! ) چیه ، بعد معجزه شه دوباره زنده شم !
می گه : ااا .... منم می خواستم همینو بگما ، ترسیدم مسخره م کنی ...

***
د من به کی بگم دردمو آخه ..!
سرکار خانوم دبیر ورزش اومده نصیحتمون میکنه که اگه انحراف ستون فقرات دارید حتما برید دکتر و بریکس ببندید ... درسته که گردن رو میاره جلو و خیلی اذیت می کنه ، ولی یه مزیت هم داره و اون این که باعث می شه باسنتون بزرگ بشه !!!!
خدا پدر و مادر این جنیفرو بیامرزه که چیزی رو که سابقا عیب بود تبدیل کرده به مزیت !!
آقا اینو گفتم یادم افتاد که یه دفعه اومدم محکم با مغز و مشت و لگد و همه چی از پشت برم تو یکی از همکلاسیا ، نگو پدرسگ ازین بریکس آهنیا بسته بود ! و حتی الانم که یادم میفته .... آاااااای !

***
این روزا به حرفها و کارا و واکنشهای خودم ( چه تو گذشته و چه حال ) نگاه می کنم بشدت احساس فداکار بودن و خوب بودن و ایثارگر !! بودن بهم دست میده ..... ای هووووووووووووووووغ ! تو دنیا اگه از یه چیز متنفر باشم این احساس تخمی _ تخیلی خوب بودنه .... یه لگن بیارید لطفا حالم داره بهم میخوره !
و در ضمن کپی رایت تخمی تخیلی هم مال ایشونه ... بعدا پا میشه میاد میگه چرا حقمو خوردی !
***
ببین لعنتی ، تو بیداری که اون فکر مزخرفت همش داره اعصابمو خورد میکنه ، پس لطفا تو خواب دیگه دست از سرم بردار ! به خدا یه شب دیگه خوابتو ببینم میام هر چی تو دهنم هست بهت میگما X-( عجبا ! حالا ما هم که زدیم تو کوچه علی چپ و میخوایم بیخیال شیم تو شیفت شب چسبیدی به ما ول نمی کنی ؟
لامصب این قدر چموشه که هیچ رقمه و هیچ جا با آدم نمی سازه ، تو خوابم حتی همش آدمو برنزه می کنه !!

***
اون ضرب المثله هست می گه " برای کسی بمیر که برات تب کنه " ؟
مجددا فقط یه فرشته یا یه { ....... } میتونه برای آدم هایی که تب سهله ، محل سگش هم نمیذارن ، بمیره .
خب کاملا واضحه من کدوم یکیشم دیگه ...!

هیچ نظری موجود نیست: