چند وقتیه باباهه رو خیلی کم می بینم . دو شب سه شب یه بار .
حالا این جاش مشکلی نیست ، مشکل اصلی این جاست که چرا دلم واسش تنگ نمی شه پس ؟
رییس قوه مجریه : اگر من گفتم زندانی سیاسی نداریم شما همین جا مرا اعدام کنید .
رییس قوه قضاییه : طبق قانون اساسی فعلی ، زندانی سیاسی نداریم .
واقعا هماهنگی و وحدت کلمه ی سه قوه ی کشور منو کشته !
می گم ،
حالا من که از تکنیک مکنیک سر در نمیارم ، ولی این تیم نمی دونم چی چی ِ ایران که واسه المپیک بازی می کنه ، لامصبا خیلی قیافه هاشون بوسه . رنگ سفید هم خیلی بهشون میاد :x
این همه بازیکن جوون خوش تیپ خوش قیافه با اون بازی به اون خوبی داریم تو ایران ، اون وقت هر چی پیر و پاتال با قیافه های قابلمه هستش میندازن تو تیم ملی !
هــِــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
دلم واسه گريه هامون تنگ شده .
به بیماریهای روانی من توهم آهنگ - کلاه قرمزی بینی رو هم اضافه کنید .
پریروز صبح هر آهنگی رو توی سرویس می شنیدم ریتمش به نظرم شبیه آهنگ اون فیلم اولی کلاه قرمزی میومد و بالا سرم قلب پر پر می زد !
و این توهم حتی هنوزم ادامه داره ...
مرتیکه ،
با این همه سن ، با اون قد و قواره ، با اون طلبکاری و مدعی العموم بودنش ، با اون همه متال بازیش و اون ادعاش که گوش فلک رو کر می کنه ،
عر عر زده زیر گریه که چرا بهش گفتم جاکش !
من از این گلزار اصلا خوشم نمیادا ،
ولی باید اعتراف کنم وقتی مشکی می پوشه style ش خیلی سکسی می شه .
واسه کسی تب کن که برات بمیره .
عجبا .
بعد سه چهار ماه که این ژان کریستف دستمه و دویست صفحه شم نخوندم ، الان آخر سالی وسط امتحانای جور واجور ، عمدتا هم سر کلاس درسای تخصصی ژان کریستف خوندنم میاد .
بماند که نویسنده ی محترمش اصلا فکر نکرده اگه یکی از موسیقی سر در نیاره ، خوندن اون همه شرح و توضیح درباره موسیقی چقدر براش خسته کننده س .
بچه هه تقریبا دو سالشه .
باباش زنگ زده این جا ، می گه رفته بالای میز ناهار خوری وایساده رو لبه ش ، هیچ جوریم راضی نمی شه بیاد پایین و تا میرن جلو بیارنش خونه رو می ذاره رو سرش .
لابد مامانش چپ چپ نگاش کرده احساساتش جریحه دار شده خواسته خودکشی کنه !
می دونی ،
دارم کم کم به این نتیجه می رسم که روی بعضی از آدما ، از یه حد خاصی بیشتر نباید انرژی بذاری .
ذاتا بی لیاقت تشریف دارن آخه .
یادمه بچگیام ، خیلی امام خمینی رو دوست داشتم . خیلی .
بازم یادم میاد پنج سالم که بود ، یه روز تو یکی از کتابای خواهرم دیدم نوشته امام خمینی زنده است . یا یه همچین چیزایی .
انقدر ذوقیدم . انقدر ذوقیدم که نگو . بعدش که رفتم به مامانم گفتم و روشنم کرد که استخوناشم الان پوسیده کلی بغض کردم و غصه خوردم .
هیچ ربطی هم نداشت ، همین جوری یادم اومد .
اون قضیه کلاه قرمزی و اینا بود ..؟
این توهم از همه بیشتر درمورد آهنگ دختر بندری ِ اندی و کورس وجود داره و باعث می شه من به شدت از این آهنگ خوشم بیاد و قلب بشم ... !
آخه اندی ؟! خداییش اندی ؟! اونم تنها نه ، با کورس ؟!
من رفتم بمیرم !
یه چیز بی ربط دیگه م یادم اومد .
من تا سه سالگی اسمم زهره بود ، بعد که خواهر کوچیکه به دنیا اومد علاوه بر توجه پدر و مادر و فامیل اسمم رو هم ازم گرفت . اسم اون شد زهره ، اسم منم عوض کردن . در تمام این مدتم اسمم تو شناسنامه همون زهرا بود ولی واس خودش خاک می خورد و کسی محل سگم بهش نمی داد !
خدایی حالا که نگاه می کنم ننه بابای منم خیلی چیزخل تشریف دارن .
خيلی احساس بدی داره اين که بدونی يکی دو نفر از دوستات الان نشستن درباره ت فکر می کنن عجب جنده ی پتیاره ايه اين دختر .
هی گایز
That's NOT the way it is ...
البته خوب نظر لطف اعضای گروه جیپسی کینگز هستش که ابراز تمایل می کنن توی ایران هم برنامه هایی داشته باشن ،
ولی خداییش خیلی افت داره براشون که این قدر از اوضاع دنیا شوت و پرت باشن که همچین حرفی بزنن !
با این سن و سال و قد و قواره پاشدم رفتم نمایشگاه کتاب ، یه دونه گاو خریدم آوردم خونه می گم مامان سلام این بچه مه !
از اون فجیع تر ، باباهه که از همون اول کلی ذوق کرد و مامان جانمم بعد از یه کم رو ترش کردن گاوه رو به نوه گی قبول کرد و بغلش کرد کلی واسش لالایی خوند ...!
رفتیم از این سفره خونه سنتیا ، نشسته بودیم بیرون رو تخت .
قلیون که خواستیم آقاهه خیلی شیک و دموکرات جواب داد برای خانومها قدغنه ، بفرمایید سالن پشتی !
داری خسته م می کنی ...
هی تو ... داری حوصله مو سر می بری ...
I'm warning !
دههه .
یه موضوع بدین من درباره ش یه یادداشت منسجم و پیوسته بنویسم .
حوصله م سر رفت از مدل جیگر زلیخا نوشتن !
فعلا .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر