جمعه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۳

نچ نچ .
چه توقعاتی داری تو عزیز من .
خب معلومه وقتی طرف ده دفعه می پرسه حالت خوبه و تو به دروغ می گی آره و اونم می دونه که داری دروغ می گی ، دفعه ی یازدهم یه ذکر خیری از اعضای شریفه ی ننه ت می کنه و بی خیال می شه .


من دیشب تازه فهمیدم مشکلم چیه .
بعد می خواستم بیام اینجا یه تز مفصل درباره ش بنویسم ،
دیدم اونقدر از این سبک کس شعرا نوشتم که دیگه دستم به پیوسته نوشتن نمیره .
حالا بی خیال ... واسه کسی ئم که مهم نیست .


But who
can
decide
what they dream
And dream I do ...


اه .
لعنتی
لعنتی
لعنتی


کرم از خودمه که اینو گذاشتم دارم پونصد دفعه گوش می دم .


احساس گاوی رو دارم که به هر چی مانع جلوشه شاخ میزنه و میره
و نمی دونه کجا داره میره .


مم ...
این که به جای زمستون ، تابستون هی سردم می شه ربطی به اتفاقات افتاده توی هر فصل داره ؟


نچ
درست بشو نیستم من .
همیشه همون موجود بی رگ مزخرف بی احساسی که هستم می مونم .
گول این دوست داشتنا رو نخور .


ااااه
آخه واسه چی تابستون شد ؟
خیلی شارژ بودم همین جوری ؟


Just walk away
Just say goodbye
Don't turn around now you may see me cry



تا حالا اقلا بیست دفعه بهم ثابت شده که آهنربای فوق العاده قویی برای جذب آدمهای خل و چل ، دیوانه ، عجیب غریب و ابنرمال دارم .
های ملت ،
هر کی منو دوست داره به خودش شک کنه .


احساس خود - تلف - کردگی بهم دست داده ...
جدی ، شاید من میتونستم یه گهی خیلی بیشتر از اینا بشم .


دلم واسه یه ذوق و هیجان غیرمنتظره ی یهویی بدجوری تنگ شده
ممم ... مثلا یه سورپرایز فوق العاده ی خوشحال کننده ...
یکیتون زحمتشو بکشه لطفا .


دمیس روسس اگر کسی دوست داره می تونه از اینجا یه آهنگ فوق العاده قشنگشو بگیره .


گهی پشت به زین
و گهی زین به پشت
و گهی زین به پشت
و گهی زین به پشت
و همش زین به پشت تا کونمان پاره شود



خفه شو
خفه شو
خفه شو
خفه شو
خفه شو
خفه شو
خفه شو
خفه شو
خفففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففففه شو


همه ی این خفه شو ها مال اینه که یه جایی باید به یه نفر یه خفه شوی گنده می گفتم و نمی دونم چرا نگفتم . دارم الان جبران می کنم .


این اعتماد به نفس باباهه دیگه داره رو اعصاب من راه میره ها .
من خوبم . کارهای من همه خوبن . من هیچ مشکلی ندارم . من منطقیم . من عاقلم . من الم . من بلم .
شیطونه میگه یکی دو تا از اون خفه شو های بالا رو به اینم بگما .


این مورینتس بچه م قربونش برم چقـــــــــدر قد کشیده و خوشگل شده :x:x:x:x چند سال پیشا یه کوچولوی ریزه میزه ی مظلومی بود این همش زیر دست و پا می موند ! من از همون موقعها هم که هیچ کس نمی شناختش و تحویلش نمی گرفت می دونستم بازیکن خوبیه ... از اون چشمای خوشگلش می شه فهمید که چقدر زیبا و تکنیکی و خوش هیکل و قدبلند بازی می کنه این !


یکی در ضمن بره به این کاسیاس جان پیغام منو برسونه که من وقتی هفت هشت سالم بود خونه همسایمون با پسراش فوتبال بازی می کردم و دروازه بان بودم ، جلوی دروازه دراز می کشیدم و به دلیل حجم هیکلی هیشکی نمیتونست بهم گل بزنه . شما عقلت قد بچگیهای منم نمیرسه که میری جلو دروازه لنگتو وا می کنی که توپ از لاش رد بشه ؟! x-(


این گوگل پدرسگم خوب بلده هر کی مزخرفات سرچ میکنه بفرسته وبلاگ من ، یه دونه عکس از مورینتس جونم با موهای بلند نداره !


آقا من یه سوال مسخره بکنم
این آقا خوش تیپه کرت کوبین ، چیکاره بوده توی نیروانا ؟
این The man who sold the world شونم خیلی خداس .


اگه ده سال بعد من شوهر کرده باشم ،
بعد شوهرم در حال نگاه کردن فوتبال باشه و منم در حال شستن ظرف ،
اونوقت شوهره غر بزنه که چرا اینقدر سر و وصدا می کنی ،
بهش میگم مرتیکه تن لش بلدی پاشو بیا خودت یه جوری بشور که صدا نده .


به قول همایون ، بعضیا کلا فرهنگ ندارن . می تونن از تو جیبشون دستمال دربیارن ها ، یا از خودم دستمال بخوان ، ولی دستشونو با روسری من پاک می کنن !


یه جور افتضاحی دچار گشادی شدم . هم روحی هم جسمی .


With you I laughed and cried
I have lived and died



به دست خود با محبت و اخلاص سینه و شکم پدر و مادر رضاعی خود را پاره کردم و معده و روده ها و قلب و ریه و کبد و سایر اعضای داخلی آنها را بیرون آوردم ...
سینوهه پزشک مخصوص فرعون _ میکا والتاری
( ترجمه ذبیح الله منصوری ش فقط قابل خوندنه )
آقا ظاهرا تعریف محبت و اخلاص از اون موقع تا حالا خیلی فرق کرده .


آقا نکنین .
واسه این ماماناتون ظرف نشورین .
دو سه دفعه که شستین خوششون میاد تازه ، بعدش دیگه قباله ی ظرفای خونه رو میزنن به اسمتون و بدبخت میشین مثل من .


به دختره میگم آخه فلان فلان شده تو که یکی زیر سرت داشتی واسه چی با این یکی شروع کردی دوباره مسخره بازیتو ؟!
میگه چون خیلی ناز گیتار می زنه !!


حالا چه اصراری دارم که حتما آپدیتهای سه متری بکنم همش ؟!
از این به بعد شروع به کوتاه کردنش می کنیم .
بابای .

*رفتم با یه حالت خیلی جدی و حکیمانه و دلسوزانه به ایشونمی گم : کیوان ! این بلاگ اسکای فلان فلان شده نصف مطالبت رو خورده و آرشیو نکرده !
این بنده خدا هم طبیعتا یه سری اعضای بدنش اومد توی دهنش ! رفت یه چک کرد بعد اومد به من گفت {....}{...........} ( اینا رو نگفت ولی من فهمیدم ! ) برو پایین صفحه ببین چارتا فلش داره می خوره به صفحه های بعدی !
من رفتم بیرون !

هیچ نظری موجود نیست: