بر تخم رود هر آنكه از ديده برفت.
---
چه موجودات بدبختي هستند اين عناصر ذكور .
طفلكها ابراز احساسات هم بلد نيستن. درست مثل اين كه حرف زدن به يه بچه ياد بدي، به اينام بايد انقدر بگي و بگي تا زبونشون باز بشه و اصولا ياد بگيرن آدم چه جوري علاقهش رو به ديگران نشون ميده.
بخوره تو سرتون بابا. نخواستيم.
---
اااه چقدر اين اتاقه سرده. يخ كرد پاهام.
---
داشتم جاروبرقي ميكشيدم و مامانه هم بيرون داشت جمع و جور ميكرد. در اتاقم كه بسته.
بعد يهو به ذهنم رسيد چقدر صحنه سينمايي ميشه اگه الان اون بيرون مامانم سكته كنه و هي منو صدا بزنه و منم به خاطر جارو نشنوم و بعد يه ساعت برم بيرون ببينم تقريبا مرده!!
با سرعت نور جارو رو پرت كردم زمين درو باز كردم كه مطمئن شم حالش خوبه.
---
حالا دو ديقهئم اومديم بنويسيم مامانه نشسته اينجا داره مخ تيليت ميكنه.
---
يا طرز فكر تو اشتباهه يا برداشت من،
آخه سگ كه نميتونه تلفن بزنه.
---
هر رابطهاي يه دز خاصي آرامش و امنيت و عشق بهت مي ده، يه دزي هم تنش و عصبيت.
اكسپاير شدن يه رابطه رو، از اونجا بفهم كه دز عصبيتش بيشتر از آرامش و عشقش ميشه.
---
بعد از دو ساعت درس خوندن تو كتابخونه سرتو بالا ميكني يكم كش بياي و خستگي در كني، چشمت ميفته به نوشته ي روي ميز :
خاك بر سر خرخون بدبختت كنن !
خيلي ممنون عزيزم كلي انرژي دادي بهم!!
به دو تا نمونه ديگه توجه كنيد:
سلام. من يك پسر خوب هستم. تو هم يك دختر خوب هستي. من مايلم با هم دوست بشيم البته اگه تو بخواي (مطمئن باش ضرر نميكني) به اين آيدي پي ام بده. ميلاد.
طريقه درست گاييدن ( يه چيزي حدود بيست خط آموزش روي ميز نوشته بود يارو ! )
---
تدابير نگهدارندهئم، تا يه مدت زمان محدودي كار ميكنن.
يه فكري بكن زودتر.
---
هر تو يي كه تو نيستي بابا.
---
هر اون ي هم اون نيست تازه.
---
عجــــــــــــــب خنگي هستيا..
رو هر كي اينقدر انرژي گذاشته بودم از خودمم اوستاتر ميشد.
---
But though you're still with me...
---
يكي از خصوصيات تخمي من اينه كه وقتي از يه موضوعي ناراحت ميشم، ميشينم همين جوري هي بهش پروبال مي دم و گندهش ميكنم.
تازه درست همون موقعم وبلاگ نوشتنم ميگيره.
---
خوااااااااااااااركسه ها من كجام بيادبه آخه؟؟
---
يكمي ديره واسه اينكه بگم چي دوست دارم و از چي خوشم نمياد.
دندت نرم.
---
FUCKING by nature...
---
محذوف.
---
گاهي فكر ميكنم تمام اين سطرها تلاش مذبوحانه يك احمقه براي پنهان كردن حماقتش.
يا شايدم تلاش يه بچه براي پنهان كردن بچگيش.
نچ.
هيچكدوم.
همش فقط يه صداس كه داد ميزنه...
اينم كه چي داد ميزنه، مطلقا به شما مربوط نيست.
---
اون اول اولا اسم گلزار ميومد من شخصا بالا مياوردم.
بعد از ديدن کما به اين نتيجه رسيدم که فقط وقتي لباس مشکي ميپوشه هيکلش خيلي سکسيه.
از ديشب تا حالام از مدل حرف زدن و خنديدنش خيلي خوشم اومده.
پروردگارا استدعاي عاجزانه دارم منو به روزي نندازي که بيام تو اين وبلاگ بنويسم وااااي گلزار دو نقطه ايکس !!
---
تحقير شدن بدترين حس دنياست،
اما بدترش، وقتيه كه خودت، به چشم خودت، حقارتت رو مي بيني.
عمقش رو هم درك ميكني تازه.
---
خوشم مياد سه حالت بيشتر نداره قضيه.
يا بيب بيب
يا بيب بيب بيب
يا برنزه.
هيچم لازم نيست بفهمين چي گفتم.
البته، بيانصاف كه نيستم، گاهي وقتا حالت چهارمم داريم.
---
مجددا محذوف.
---
هــــي چقده اين كوچه جديده خوبه. شونصد تا پسر گوگولي مگولي داره كه دست بر قضا همشونم يا ماكسيما دارن يا پرشيا يا زانتيا.
منتها يه اشكال كوچيك كه اين وسط هس اينه كه وقتي من با افتضاحترين و عمله ترين تريپ ممكن داشتم ميرفتم بيرون، همشون با هم نميدونم كدوم گور داشتن ميرفتن كه منو با اون قيافه ديدن و ديگه همه چي تموم شد!
---
يادم نيست چند جا خوندم يا شنيدم كه فلاني آدم خوبيه، فقط يكمي احمقه.
آخه نفهما، حماقت خودش بزرگترين و وحشتناكترين بدي ايه كه يه نفر مي تونه داشته باشه.
وقتي يكي اونقدر احمقه كه ميرينه به هيكل دنيا، ديگه كي مياد بررسي كنه ببينه نيت و منظور اصلي و قلبيش چي بوده و مثلا خوب بوده و از رو حماقت گند زده ؟؟
---
اصلا مگه فرقيم ميكنه؟؟ وقتي ريده شد ديگه شد. حالا چه فرقي داره كي كرده و چرا.
---
مسخره ش اينجاس كه هرچيئم خودتو جر بدي باز يه جاي كار ميلنگه.
---
يه وقتايي خودتو الكي سنگ رو يخ ميكني،
بعدش اونقــــدر از دست خودت حرصت ميگيره كه دلت ميخواد بزني تو گوش خودت.
---
تا حالا توي شيشه عينك، از فاصله دوسانتيمتري، مراحل دقيق حلقه زدن اشك توي چشمتو ديدي ؟؟
خيلــــــــي جالبه.
كافيه قبل از شكستن بغضه، دراز بكشي زير نور، يه دستتم بذاري جلوي چشمت و روبروي شيشه. اونوقت عكس چشمت منعكس ميشه اون تو.
بعد، يه نفس عميق ميكشي،
آروم.. بغضتو ول ميكني...
---
در مورد بعضي آدما حتي اون عبارت دل خنك كن كسّ ننهش رو هم نميشه گفت.
چون مادر محترمشون خود آدم و ننه و بابا و هفت جدشو به يه اشاره فتيله پيچ ميكنه.
---
حالم از خودم بهم ميخوره وقتي بعد از يه هفته زنگ ميزنم به يكي فقط براي اينكه درددل كنم.
بعد، ميگم خب، مگه ديگرانم همين كارو درباره من نميكنن؟؟
تازه اونا بينش خيلي بيشتر از يه هفته فاصله ميندازن.
---
علت اينكه پستام طولانيه، اينه كه معمولا در حالت Fucked Up شروع ميكنم نوشتن.
و خب، وبلاگي كه هــــــــــمه ي غرغرامو توش تخليه نكنم به درد لاي جرز ميخوره آخه.
---
ببينم.. ريدن به يه نفر هميشه دليل ميخواد؟؟
گمونم بستگي داره ريده شونده كي باشه.
اگه من باشم، كه عمرا دليل نميخواد هيچي مستحبم هست!
---
ننه كلاغه دوباره به افق نگاه كرد. كمي فكر كرد و توي دلش گفت : گور باباي جفت و جوجه ها و لونه هم كرده.
و به طرف افق پركشيد.
---
Shit... كليههه دهنمو سرويس كرد.
گوشاتو واكن.
ايندفعه فقط ميگم.. دفعه بعد عملا حواله ميكنم به تخمم.
---
يه دفعه بايد گوله كنم مفهوم واقعي منتظر تلفن كسي بودن رو به چند نفر بفهمونم.
---
اووووووه .. 21 روش براي غلبه بر تنبلي ؟؟ تازه قورباغه ئم قورت بدم؟؟
من يدونه پيشنهاد ميكنم جاي همه اون بيست و يكي كار كنه:
باسن مبارك را هم بياوريد.
---
بـــــــــــــــــــــــــدم مياد وقتي تلويحا بهم فهمونده ميشه كه اصلا مهم نيستم...
بيشتر مستقيمش رو ترجيح ميدم تا اقلا تكليفمو بدونم.
---
خيلي تابلوئه نه؟
باز قاطي كردم هر چي از دهنم درمياد دارم ميگم. بعدا واسه تك تك اينا يه فحش به خودم ميدم يه معذرت خواهي از يكي ديگه.
حالا فعلا بيخيال بذار زرمو بزنم.
---
اين دو تا پاراگرافم حذف شد.
---
در جواب خانم سحر عزيز، بايد بگم كه راستش واقعا حالم بهم ميخوره از بس اين موضوع رو توضيح دادم. تقريبا دفعه پونصدمه. حالا، اين دفعهم روش.
توي يكي دو تا پست قبلمم نوشتم. من يكي هيچ حوصله ندارم براي اينكه به تقليد متهم نشم، تمام حرفا و كارامو چك كنم ببينم كس ديگه انجام نداده باشه.
البته، علاوه بر اينكه به قول مهناز، همهمون افكار ريده شده ديگران رو قرقره ميكنيم، گاهيم پيش مياد كه دو نفر شبيه هم باشن. خيلي عجيب نيست.
سلام منم برسونين راستي.
تموم؟؟
---
واقعا تو كار بعضي از اين پسرا ميمونم.
كه چي آخه يه عالمه وقت تلف ميكنين و دروغ ميگين و خواركسه بازي درميارين و هزار جور معلق، تا به يه چيزي برسين كه هر چند قيمت دقيق دستم نيست، اما گمون نكنم بيشتر از پول توجيبي دو سه روزتون آب بخوره.
تازه، اون طرف حرفهاي ترم هست.
---
خواهر بزرگه: وايييي چقدر من کار نکرده دارم تهران.. خدا کنه زودتر برگرديم يکم به کارام برسم.
من: آخ گفتي منم يه کوه درساي نخونده م تلمبار شده رو هم..
خواهر کوچيکه: آره منم يه عالمــــه تلفن دارم که بايد بزنم!!
نيلو اين همون چس بچهست ها.
بچهم بچه هاي قديم.
---
اصولا تشنه تشنه لب چشمه بردن و آوردن اين پسرا حال ميده.
حالا اگه پسره از اين خوشتيپاي پدرسگ ازخودراضيم باشه، كه خيلي بيشتر.
---
وسط اين پسته، يه اسباب كشي داشتيم، يه سرم رفتم شمال عروسي و برگشتم.
---
اين ماني هست ..خوب؟ اين عشق منه. از موقعي كه اين تو دل مامانش بود و مامانش من و ماني رو مي نوشت من واسه اين بچه غش و ضعف مي كردم. الانم كه Wallpaper هام يكي در ميون عكس اين بچهس.
گفتم اينجام اين عشقمو جار بزنم خفه نشم يه وقت.
اصولا با اين عشق و علاقه يي كه من به بچه ها دارم، سر مامان بابامو نكنم زير ننگ شانس آوردم.
---
حالا مسخره خانوم، كه چي واسه يه مساله كوچولو اين همه سليطه بازي درآوردي؟؟
---
در مورد من يكي كه خيلي صادقه.
حواستون باشه زياد از جلو چشمم دور نشين.
---
حالا نوبرشو آوردي مگه بابا. اينم يه گه مثل بقيه.
---
ذهن من قبل از اينكه پيچيده باشه، ريده تشريف داره.
---
دو دسته تو عالم هستن كه هر چيئم زشت و بدتركيب و بيريخت باشن دوست داشتني و ملوسن.
يكي بچه هاي كوچولو، يكيم عروس ها تو شب عروسيشون.
---
ياشا ديشب تو عروسي ملت داشتن تانگو ميرقصيدن... بدجوري جات خالي بود!!
;)
---
عرض كنم خدمتت كه...
به تخمم.
---
جميع كسايي كه اسمشون ميلاده و من ديدم يه خصوصيت مشترك دارن. بيكار كه ميشن ميگن خوب حالا كاري كه ندارم برم يه چند سانتي قد بكشم!
---
الان من دارم با تك تكتون پازل بازي ميكنم.
اگه درست بچيني تيكه هاي اين پست رو، يه چيزي شبيه انگشت فاك از توش درمياد كه طرفت نشونه رفته.
خصوصي بود اين جمله بالا.
---
خودمونيم، اين آرايشگرا هم خوب پول ميگيرن كه برينن به قيافه آدم.
---
باز واسه چي ساعتو نگاه ميكني؟
بله؟!
آخه آدم نميشي تو دختره؟؟
- نــــــــــچ
Ok.
---
اون پسته بود، اولش نوشته بودم آخ که چقدر گاو هستند افرادي که آرشيو وبلاگشونو inactive ميکنن...
خب؟؟
اون پسته رو اگه ننوشته بودم الان آرشيوم رو inactive ميكردم.
---
حالا تا تو اين بحث آرشيوم و يادم نرفته، اينم بگم كه بابا مرگ من آرشيوتون رو هفتگي نكنين. شايد يه احمقي مثل من خواست نوشتههاي يك سال اخيرتونو بخونه. جر ميخوره بسكه بايد صفحه باز كنه آخه.
---
چاكريم.
---
از خودم متشكرم واقعا. خيلي شيك برداشتم تلفنه رو زدم به برق و سوزوندم.
بعدشم خيلي شيكتر جلو مامانه گفتم خب چرا سروصدا ميكني به يه ورم كه سوخت!!
---
اون مستر بين حداقل ميتونست واسه خودش كارت پستال بفرسته بابا.
من بدبخت كه نميتونم خودم به خودم زنگ بزنم بگم هــــــــــــــي دختر دلم برات تنگ شده.
---
اگه عاشقانهترينهاي دنيا رو بلد بودم...
هزارسال ديگهم بهت نميگفتم...همينجوريشم خيلي پررو شدي.
---
خيلي جالبه که من دقيقا ميدونم تمام مشکلاتم وقتي حل ميشه که يکم توقعمو بيارم پايين،
اما خب، نميشه ديگه.
---
ملت طلاق ميگيرن، شكست عشقي ميخورن، فلج ميشن، از هيچ جاي وبلاگشون نميتوني بفهمي طوريشون شده. فوقش يكمي ديردير آپديت ميكنن و پستاشون تلخ و فلسفي ميشه.
حالا ما، بهمون ميگن بالاي چشمت ابرو يا يه تب ميكنيم به طور ناگهاني قد پستامون ميشه ايــــــــــــن هوا همشم غر و نق و ناله!!
اون دفعه گفتم من يه آدم سوپر برونگرا هستم كي بود گفت نه ؟؟
بياد عين آدم كتكش رو بخوره و بره!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر