توی این شرایط که قسطی دارم نفس می کشم و اسم خودم رو درست یادم نیست و این جا هم طبیعتا به کفشم حساب می شه و کم کم داشتم به فکر می افتادم درش رو تخته کنم، طبیعتا هیچ چیزی نمی تونست انگیزه بشه برای اپدیت کردنم، غیر از خبر نامزد شدگی منجر به ازدواج ( هدیه جان کپی رایت رو حساب می کنیم!) نیلوفر عزیزم.
اگرچه من هنوز نمی تونم باور کنم درست و حسابی، ولی نیلی نازنینم، برات از صمیم قلب آرزو می کنم خوشبخت بشی و زندگی خوبی داشته باشی، که انقدر خوب و مهربون و نازنینی که لیاقتش رو داری و حقته:*:*
هیچی دیگه، همین!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر