یکشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۴

یک هفته گذشت،
(اصلا مهم نیست که چطوری)
و من هنوز زنده ام.
حس کسی رو دارم که از یه تصادف وحشتناک مرگبار جون به در برده و خودشم از زنده بودن خودش متعجبه.
یک هفته گذشته و من هنوز زنده ام،
هنوز میتونم بخندم
هنوز میتونم شاد باشم
هنوز میتونم زندگی کنم...

* راستی، انگشترمم پیدا شد.
ضمنا اینم مایه بسی شادمانیه که عاقبت عشق من به این رضا شفیعی جم به نتیجه رسید!!!

هیچ نظری موجود نیست: