تجمع آرام زنان در جلوی دادگاه انقلاب به خشونت کشیده شد
حدود پنجاه نفر از فعالان جنبش زنان ایران دستگیر شدند
فعالان جنبش زنان به اداره مفاسد اجتماعی وزرا انتقال داده شدند
قلبم تقریبا جایی اطراف دهانم هست و با سرعت هزارتا در دقیقه می زند. تقریبا دارم پس می افتم از نگرانی. طبق معمول هم هیچ کاری نمی شود کرد. گفتم که، همان نگرانی و دلشوره ی لعنتی پریودیک گریزناپذیر..
من بیانیه را امضا نکردم. واقعیتش مدام به این فکر بودم که چه خبر است، چرا این قدر شتاب زده؟ اعلان بیانیه فقط از دو روز قبل؟ توی این وضعیت که منتظرند تا فعالان حقوق زنان بهانه دستشان بدهند تا دستگیرشان کنند؟ و با این همه تجربه ی ناکارآمد بودن سیاست های خیابانی؟ امضا نکردم. امروز هم نرفتم. هم تردید داشتم دراصل تصمیم، هم به دلایل شخصی به هیچ وجه برایم ممکن نبود ریسک دستگیر شدن را بپذیرم. اما این مانع نمی شود از هم دلی با خواهرانم و نگرانی برایشان تا سرحد مرگ.
به قول مریم که الان خودش هم دستگیر شده، روزی می بینیم خواهرانمان را به هیچ جرمی گرفته اند. بدتر از آن، می بینیم که هیچ کاری نمی توانیم بکنیم...

