دوشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۶

خانم‌ها و آقایون محترم
توجه داشته‌باشید که موقع هدیه دادن، باید سلیقه و علاقه و میل و خلاصه خواست شخص هدیه‌گیرنده رو در انتخاب هدیه لحاظ کنید، نه این که طبق سلایق و دغدغه‌های خودتون یه چیزی رو که احتمال می‌دید یا می‌دونید طرف خوشش نمی‌آد بردارید بدید بهش، توقع تشکر و خوش‌حال شدنش رو هم داشته‌باشید. به این حرکت می‌گن زورچپون کردن سلیقه‌ی خودتون به طرف و اون رو به هیچ جاتون نگرفتن.
یه نفر هم بیاد در همین راستا حالی خانواده‌ی محترم من بکنه، که این‌که برمی‌دارن به من گردن‌بند طلای زرد و کفش پاشنه‌بلند جینگولی و ساعت خیلی زنونه‌ي نگین‌دار(!) کادو می‌دن با این استدلال که می‌دونم دوست نداری ولی لازمت می‌شه، دقیقن عین این می‌مونه که من بردارم بهشون مثلن فرهنگ نظریات فمینیستی کادو بدم با این استدلال که می‌دونم دوست ندارین ولی هر زنی لازمه اینا رو بدونه! بله گور پدر معنویات، بنده خیلی هم ناراحت هستم از این که این‌ها سلیقه‌ي منو به رسمیت نمی‌شناسن و کادوهای موردعلاقه‌ي منو به‌ام نمی‌دن!
کسی نمی‌دونه با قیافه‌ی عقب‌مونده‌ی این لینک‌دونی من چی‌کار می‌شه کرد؟ سلمونی اینا نمی‌شه بردش؟

۸ نظر:

ناشناس گفت...

برايِ کادو دادن، يه راهِ درست هست و يه راهِ امن: راهِ درست اينه که اون چيزي رو که ديگران دوست دارن به‌شون بدي و راهِ امن‌اش اينه که چيزي رو که خودت دوست داري بدي. (توضيحِ بيشتر نمي‌دم!)
در موردِ اين لينک‌دونيِ‌ت هم تحقيقاتي انجام بدم ببينم چيه اصلا، بعد مي‌گم کدوم سلموني مي‌توني ببري‌ش...

ناشناس گفت...

سلیقه‌ی خود آدم هم حتماً مهم است به‌نظر من. فکر کن من مثلاً روشن‌فکر بخواهم به توی مثلاً جواد کادو بدهم. خُب بد است مثلاً بروم گردن‌بند و فلان‌چیز بگیرم. خودم حالم گرفته می‌شود. البته دایرٍة‌المعارف فمینیستی هم نمی‌گیرم چون تو هیچ‌وقت نمی‌خوانی. پس چه‌کار می‌کنم؟ می‌روم مثلاً کتاب وانهاده‌ای، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنمی چیزی می‌گیرم و می‌دهم به طرف بلکه به کتاب‌خواندن علاقه‌مند شود.

رکسانا گفت...

تازه من هم که نه کتابخون هستم نه روشنفکر و خیل یهم جک و جواد تشریف دارم عمرا نمیتوانم گردنبند طلای زرد را تحمل کنم...

ناشناس گفت...

postaye intorit mano yade hasasyat haye khodam mindaze ta hamin yek sale pish...bad ke in hasasiat ha ro gozashtam kenaar behtar shod, bad bara mamanam daftarcheye mamnue kharidam koli ham khoshesh umad, bad albate jense dovom ro kharidam khoda ro shokr natunest tamumesh kone vagarna kareshun be talagh mikeshid, ama emtehan kon

ناشناس گفت...

آخی ... چه حسی به آدم دست میده وقتی همچین کادوهای جفنگی میگیره . مخصوصن اگه قبلن دلشو برای چیزهای خوب صابون زده باشه !

ناشناس گفت...

It's funny how i have the exact opposite opinion. i always think that giving something that you dislike to someone just because they like it is kind of pretentious. after all, the present is supposed to remind them of YOU; and when you give something that you love to a friend, however much they might not like that particular object, it still is a sign of you, of who you are and what you like. plus, when you abandon your own taste in order to make your present "desirable", it's as if you have given up on the hope of ever having an impact on your friend! if your friend is an anti-feminist, does it mean that you shouldn't ever try to "enlighten" him, in other words, to change his opinions for the better? and finally, let me quote Milan Kundera, who sums it up better than i could ever have done: if you like Schubert and your friend likes Schumann, always give him Schubert!

Sorry for my ramblings in english; I was in the mood for writing. I do admit that there are times when you just want a present that you like. During those times, the best way to cope with the pain of not receiving your desirable gifts is to turn to the above arguement!

ناشناس گفت...

چه خانواده خوش ذوقي دارين

ناشناس گفت...

ولی من دوست دارم وقتی کادو می گیرم سلیقه طرف مقابلم باشه. چون خودم همیشه به سلیقه خودم واسه خودم خرید م یکنم. گاهی هم تنوع لازمه. گذشته از اون اینطوری می شه حس طرف مقابل رو هم بیشتر حس کرد.