چهطور میشه به یک زن* گفت بمیر؟ چهطور میشه ازش خواست احساسش رو سرکوب کنه؟ چهطور میشه بهاش گفت تمام خواهشها و عواطف و نیازهای انسانی و زنانهاش رو ندیده بگیره و مثل مجسمه به زندگیای که حالش رو بههم میزنه ادامه بده؟ چهطور میشه از یک زن خواست سنگ بشه؟
زنی که فقط 27 سالشه، جوون و شادابه، باهوش و زیبا و احساساتی و ساده و دوستداشتنی. زنی که با تمام دلربایی و محبوبیت و خواستگارها و عشاق فراوون، توی یه اشتباه وحشتناک با آدمی ازدواج کرده که هیچ سنخیتی باهاش نداره: یه مرد عوضی و موذی و آزارگر، تا دلت بخواد ظاهرفریب و زبونباز و غلط انداز، و بهشدت cheap و سطحپایین، که به ده درصد خواستههاش هم جواب نمیده. و بدتر از اون، خود زن رو هم سعی میکنه بکشه پایین و همسطح خودش کنه. زنی که اشتباه وحشتناک دوم رو هم کرده و بلافاصله بعد عروسی بچهدار شده و الان یه بچه مونده روی دستش با شوهر فوقالذکر و یه زندگی بههم ریخته که علیرغم ظاهر معمولی و موفقش فقط افسردگی و پسرفت براش داره.
امشب وقتی برام از پسری که تازه باهاش آشنا شده -و وابستگی عاطفیشون و رابطهي بسیار عاشقانهای که هیچوقت شوهرش بهاش نداده - میگفت، تمام وقت به این فکر میکردم که این برق نگاه، این شوق صدا؛ این خوشحالی و شور و هیجاناش رو -که مثل زمان دختریاش کردهبودش- چقـــــــــدر وقته که ندیدهام. ندیدهام که اینطور هیجانزده و مثبت و خوب باشه. صدای بلند خندهاش رو خیلی خیلی وقت میشد نشنیدهبودم. درست مثل دختربچهها شدهبود وقتی از یادآوری بوسههای پسر سرخ میشد ...
اون میگفت و خوشحالتر و هیجانزدهتر میشد و من افسردهتر و غصهدارتر. گفتم تمومش کن. برای هیچکدومتون عاقبت خوبی نداره. شوهرت میفهمه و دودمان جفتتونو بهباد میده. بچه داری، با بچهات چیکار میخوای بکنی؟ ... و همون موقع دهنم رو بستم چون فکر میکردم خوب، تموماش هم بکنه، بعدش چی؟ یعنی باید تا آخر عمرش با این آدم بمونه و حسرت یه ذره خوشبختی رو بهدلش بکشه؟ چیکار میتونه بکنه؟ چنین مردی چهطور ممکنه که راضی بشه طلاقش بده؟ اصلا گیرم طلاق بگیره، چهطور میتونه بچهای که عاشقش هست رو از دست بده؟ با پدری که هیچوقت از دختر مطلقهاش حمایت نمیکنه؟ با جامعهای که زن مطلقه رو مهرهي سوراخ میبینه؟ چه چارهای داره جز همهي عمر سوختن و ساختن، و چه دریچهی امیدی غیر از این رابطهی ممنوع؟ حالا مگه میشه به این راحتی از کنار گود دهنمونو باز کنیم و دم از خیانت و وفاداری و حیا و خانواده و غیره بزنیم و ازش بخواهیم این یه دریچه رو هم ببنده؟
اگر اشتباه اول و دوم رو نکردهبود، اگر اینجا ایران نبود، اگر میتونست طلاق بگیره و با بچهاش زندگی کنه، اگر، اگر، اگر...
* خواهشمندم هیچ احمقی نیاد بگه "شما جندهها همش دنبال همینین که زن شوهردار بره کثافتکاری کنه" و "اگه مرد زندار میرفت اینکارو میکرد جرش میدادین" که خیلی عصبانی میشم، یه ذره شعور کفایت میکنه که جلبک هم بفهمه اینجا منظورم فقط زن نیست؛ انسانی هست که توی تعهدات اشتباه خودش گیر کرده و در عین حال توان پایبندی بهشون رو هم نداره. اگر مردی هم در این شرایط میاومد و با من حرف میزد من دقیقا همین احساسات رو داشتم.
۱۴ نظر:
اینا بندهای نامریی قانون و قراردادها هستند که قانون رو که خودمون هم وضعش کردیم به گردنمون میندازه.
منم ازین مساله وحشت دارم.الان یکی از نزدیکانم همینطور شده ولی من حتی تحملشو ندارم از نزدیک ببینمش و خبر بگیرم برام سخته که ببینم چی بود و چی شد و کاری از دست کسی بر نمیاد.دختر یه خونواده ی مذهبی که تا 32 سالگیش موردای ازدواجشو رد می کردن چون استخاره بد می اومده.این آخریو هم که شوهرش شد استخاره نکردن که نمومونه رو دستشون.طرف خودش معلم و تحصیلکرده بود ولی باز به این مسایل مذهبی دامن زد.
نمیدونی چقدر کفرم در میاد وقتی اسم شوهرش میاد.یه ادم خیلی خیلی مستبد و دیکتاتور ...
احتمالا اون جمله ی:" شما جنده ها.. " رو خیلی ها می خواستن تایپ کنند که دستشونو بستی!! ولی ببین.، یه سوال:"چرا بهش گفتی که رابطه رو تموم وکنه؟". این نشونه ی خوبیه. وقتی که آدم تو رابطه ی ازدواجه و به خودش می یاد و می بینه که هنوز قابلیت عشق ورزی داره. می دونم که چنین کاری پر خطر وپر استرس و اصلا دیوانه کننده است و باید یکی از رابطه ها رو خاتمه بده. ولی نمی شه چون یکی بچه داره بهش گفت:چشماشو به زندگیی که می تونست بهتر از این باشه ببنده. شاید به خودش بیاد یه تصمیمی بگیره که برای بچه هم بهتر باشه. نمی تونیم ازدواج رو مقدس درنظر بگیریم و انسانیت رو منکر بشیم. نمی دونم حرفمو خوب زدم یا نه؟
راستش با عمق و جان مطلب مورد نظرت موافق هستم . چرا و چرا و چرا قلب یک زن جوان باید برای همیشه خاموش بمونه ؟! اما از سوی دیگه متاسفانه و متاسفانه و باز هم متاسفانه حداقل در این فرهنگ پوسیده ای که ما درش شناور هستیم اصولا بعید میدونم چنین روابطی فرجام خوشایندی داشته باشه و حتی بدتر از ان یعنی گاهی وقتا اسیب هایی که به پیکره روح و روان یک زن میزنه شاید از اسیب رابطه ناسالم زناشویی فعلیش بیشتر باشه . اینکه ان مرد جوان با چه انگیزه و تفکری یک زن شوهر دار را بعنوان پارتنر خودش انتخاب کرده ؟! عمق احساسات او نسبت به این دختر چگونه هست و و و ........ قصدم قضاوت نیست اما ...
همان طور که نوشتم متاسفانه این جور روابط صرفا جنبه مسکن موقت داره . ای کاش می شد راهی برای قدم بیرون نهادن از تعهدات اشتباه یافت .
ممنون كه مشكلات جامعه و ايرادهاي قوانين تخيلي مون رو به زيبايي به تصوير كشيدي.
هيچ كدوم از ما جاي اون زن نيستيم و نمي تونيم تا وقتي كه اين مشكل رو از نزديك لمس نكرديم در موردش قضاوت كنيم ولي نكته اي كه از همه بيشتر تو اين جور مواقع به ذهن من مي رسه اين هست كه واقعاً بچه اي كه تو اين محيط بزرگ بشه چه مشكلاتي بعداً داره دائم جلوي چشمش تحقير شدن مادرش رو مي بينه. به نظر من اين موقع ها سلامت روان از همه مهمتر است و جدايي خيلي بهتر از يك زندگي نا آرام كه آدم بعد از يه مدتي هويتش رو هم از دست بده. و فراموش نكنيم كه ما اول زنيم بعد مادر بايد از لحاظ روحي و عاطفي و خيلي چيزهاي ديگر تامين باشيم تا بتونيم به زندگي با يه مردي ادامه بدهيم و بچه رو به خوبي تربيت كنيم.
ممنون كه مشكلات جامعه و ايرادهاي قوانين تخيلي مون رو به زيبايي به تصوير كشيدي.
هيچ كدوم از ما جاي اون زن نيستيم و نمي تونيم تا وقتي كه اين مشكل رو از نزديك لمس نكرديم در موردش قضاوت كنيم ولي نكته اي كه از همه بيشتر تو اين جور مواقع به ذهن من مي رسه اين هست كه واقعاً بچه اي كه تو اين محيط بزرگ بشه چه مشكلاتي بعداً داره دائم جلوي چشمش تحقير شدن مادرش رو مي بينه. به نظر من اين موقع ها سلامت روان از همه مهمتر است و جدايي خيلي بهتر از يك زندگي نا آرام كه آدم بعد از يه مدتي هويتش رو هم از دست بده. و فراموش نكنيم كه ما اول زنيم بعد مادر بايد از لحاظ روحي و عاطفي و خيلي چيزهاي ديگر تامين باشيم تا بتونيم به زندگي با يه مردي ادامه بدهيم و بچه رو به خوبي تربيت كنيم.
اليزه عزيز نميدوني چقدر يكه خوردم از اينكه اين پستت دقيقا تجربه تلخ منه . بااين تفاوت كه اشتباه دوم رو نكردم ولي فرصت جبران اشتباه اول رو هم نداشتم من حتي قضيه رو به پدرم كه يه مدعي روشنفكريه گفتم با وجود اينكه خودش گند زده به زندگيم اما بازم شروع به دلسوزي براي شوهرم كرد و برخوردش با من هم بماند . الان هم خود همون پسر به خاطر اينكه سه سال بلاتكليفي خسته اش كرده بود رابطه رو تموم كرده نميدوني تو چه وضعيم يعني هيچ راهي براي امثال من نيست جز گوسفندانه ادامه دادن ؟ داغونم و افسرده . شوهرم با تنها گذاشتن من در دو سال اول زندگي اونم با يه دليل غير موجه با بي اهميتي به خواسته هاي من با قرار دادن مادرش تو بطن زندگي من و دهها كار ديگه موجب اين وضع شده من مطمئنم هيچ زني دوست نداره به شوهرش خيانت بكنه در واقع كسي كه بهش خيانت ميشه مقصرتره !
ضمنن به وبلاگت واين پستت لينك دادم
بنظر من طلاق بگيره. ديگه انقدر زن مطلقه تو تهران داريم که اگه يه طلاق نگيری از قافله عقبی!. باباش و جامعه هم کم کم عادت ميکنن. برای بچه اش هم بالاخره يه رهای پيداميکنه. فقط بايد قدم اولو برداره.
شما جندهها همش دنبال همینین که زن شوهردار بره کثافتکاری کنه" و "اگه مرد زندار میرفت اینکارو میکرد جرش میدادین"
1.zan age zan bashe hichkas nemitoone behesh bege sang sho! 2.jobran kardane ye eshtebah ba ye eshtebahe dighe? 3.oon pesare! oon be in chetori negah mikone? ... 4.khodesh chikaras pa? chera pedaresh hemaiatesh kone? 5.khodesh v zendegish v aiandash mohemtare ya dide jamee? 6.dahaneto naband komakesh kon.
الان شرایطش سخته. می دونم .خودم تجربه کردم.اما اگه گند جریان در بیاد انقدر وضش خرابتر می شه که جرات نمی کنم حتی بهش فکر کنم.از نظر من اگر واقعا می خواد فقط باید به فکر طلاق باشه. هر چقدر هم سخت باشه دوری از بچه اش سخت باشه ،باز هم بهتر از اینه که تو هچل به این گندگی بیفته. اونوقت دیگه هیچ هیچ هیچ هیچ راهی نداره. بهش بگو.خواهش م یکنم.
فقط به این فکر کنه که بعدش اون مرد دوم میتونه رابطه اول این زنو فراموش کنه یا به روش نیاره؟
من پسری هستم که شرایط مشابهی رو تجربه کردم...عاشق یه زن شوهردار و بچه دار شدم...با وجود شرایط خیلی خوبی که دارم برای همه عجیب بود چنین تصمیمی...ولی پاش ایستادم و می تونم بگم این بزرگترین اشتباه زندگیم بود...اون زن الان داره به زندگی نکبت بارش ادامه میده اما من دچار افسردگی شدم از طرف خانواده طرد شدم شغلم رو از دست دادم ...تا وقتی که با کسی هستید با کس دیگه ای دوست نشید این حرفایی که شما ها میرنید فقط تو فیلمها میتونه اتفاق بیافته...تو خود آمریکاش هم اگه زن شوهر دار همچین کاری بکنه قانون پدرشو در میاره....درست اتخاب کنید و بعدش چشماتونو ببندید به روی معایب همسرتون...باور کنید ارزش استرسها و دردسرهای بعدیشو نداره...
ارسال یک نظر