خانم والده صبح ساعت 6 زنگ زدن که خواهر کوچیکه رو بیدار کنن برای مدرسه. من گوشی رو برداشتم و مامانم فکر کرده خواهر کوچیکه است، میگه: سلام مامان جان چه قدر خوابت سنگینه این همه زنگ زدم پا نشدی ... خودم رو معرفی میکنم و میگم منم، لحنش بر میگرده و میگه دوساعته دارم زنگ میزنم گوشی رو چرا برنمیداری خب؟!
کلن دنیا این روزها خیلی به ما لطف داره!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر