یهچیزهایی یه وقتهایی اونقدر به نظر آدم بدیهی و ساده و قطعن درست میآد که وقتی میبینی یکی داره نفیاش میکنه سرت سوت میکشه و دود از گوشات بلند میشه. یکیش همین لزوم شرکت در انتخابات! یعنی من واقعن هرچی به ذهنم و جاهای دیگهم فشار میآرم نمیتونم بفهمم بعد این دوسال و همهی بلاهایی که سرمون اومد، و یه بخش قابلتوجهیشم به دلیل نداشتن مجلس درست حسابی بود، چهطور یه عقل سلیم و سالم میتونه بگه شرکت در انتخابات .. اهم نه ببخشید، «بازی انتخابات» فایدهای نداره و نباید شرکت کرد؟ چهطور ممکنه یه آدم با چشم سالم همچنان بگه خاتمی با احمدینژاد فرقی نمیکنه و هیچکدوم اهداف ما رو کامل تامین نمیکنن پس بشینیم تو خونه و هر چی شد شد؟
باربارا دیآنجلیس توی یکی از کتابهاش که البته هیچ ربطی به موضوع نداره میگه خیلی از زنها از شوهراشون شکایت دارن که باهاشون ارتباط برقرار نمیکنن. مثلن ماچشون نمیکنن، بغل و نوازششون نمیکنن و غیره. بعد یه سری مصاحبه و اینا نتیجه میگیره که پسزمینهي ذهن مردها این جور ابراز احساسات رو جسمی و مقدمه برای س.ک.س میبینه و ضمنن مدلشون اینجوریه که حس میکنن اگه مثلن این cuddling قرار نیست به س.ک.س منتهی بشه مثلن وقت ندارن به اندازه کافی، اساسن از خیر همون یه ذره هم میگذرن. بهطور خلاصه این که مردها اگه یهکاری رو نتونن تموم کنن و نتیجهي 100٪ دلخواه بگیرن شروع نمیکنناش اصلن.
این تئوری کاملن درست نیست و صرفن یه نظریه است؛ ولی به نظر من یکی اینجا که خیلی کاربرد داره (در مورد هم زنها هم مردها) دوستان خیلی ایدهآلگرایانه معتقدند هر کی هم که بیاد که واسه ما رفراندوم نمیذاره واسه انتخاب نوع حکومت (مثلن - منظورم اینه که حداکثر خواستههاشونو طلب میکنن) خب پس ما اصلن وارد انتخابات نمیشیم و بذار هر کی دلش میخواد بیاد! خوب از همین طرز تفکره که جای فاطمه حقیقتجو، عشرت شایق میره تو مجلس و از چند همسری و اعدام روسپیها دفاع میکنه. منظورم روشنه؟ بدیهی هست که ما توی این شرایط نمیتونیم آدمهای ایدهآلمونو به قدرت برسونیم و اهداف ایدهآلمون رو کسب کنیم، و ضمنن این رو باید بپذیریم که آدم سیاسی 100٪ سالم وجود نداره و قدرت مثل عسل میمونه که نمیشه رفت توش و نوچ نشد، ولی خب همیشه میشه بین بد و بدتر، بد رو انتخاب کرد و زیان کمتری دید!! مثلن الان خانوم X با اینکه اصلاحطلبه ولی به انواع حربهها داره متوسل میشه که صلاحیتاش تایید شه و بتونه بره مجلس. من شخصن به این آدم رای خواهم داد و اصلن برام مهم نیست که میخواد به قدرت برسه. چرا؟ چون میدونم اولن این هدف توی همه مشترکه و چیز عجیبی نیست (انتظار نداریم که گربه برای رضای خدا موش بگیره؟) دومن میدونم تعریف این خانم از قدرت و هدفی که میخواد تعقیب کنه و ابزارهایی که ازشون استفاده میکنه، اگرچه مورد تایید 100٪ درصد من نیست ولی حدودای 50٪ تاییدش میکنم و قطعن اولویت داره به اون آدمی که تعاریفش و اهدافش منفی صد درصد با دلخواه من مخالفه. این دو تا با هم فرق دارن به خدا!! حالا این موضوع ساده رو چهطور بعضی نمیفهمن من نمیدونم.
یادم نیست بعد یا قبل انتخابات ریاست جمهوری من همینجا چیزی نوشتم که منظورم این بود که ببین، اگه فرق این دو تا (احمدینژاد و خاتمی) حتا فقط و فقط این باشه که فلان کتاب از وزارت ارشاد خاتمی مجوز میگیره و از وزیر احمدینژاد نه، من قطعن خاتمی رو انتخاب میکنم. چه برسه به حالا که هر چشم سالمی میتونه ببینه فرق این دو جریان از یه مجوز کتاب خیلی بیشتره. اگه بین لاله افتخاری و سهیلا جلودارزاده فرق فقط همین باشه که اولی به لایحه حمایت خانواده رای مثبت بده و دومی منفی، من دومی رو انتخاب میکنم چه برسه حالا که یه نگاه کوتاه به افتضاحات مجلس هفتم هم سر آدمو به دوران میندازه. اصلاحطلبها و مستقلها خوب نیستند؟! بله موافقم ولی از اینها بهترند و راه سومی هم وجود نداره (انقلاب که نمیخوایم بکنیم دوباره؟ یا نکنه منتظر آمریکا هستیم که مثل عراق رستگارمون کنه؟)
بازداشتهای مسلسلوار و پرشدن بند اوین رو یادمون نره، حضور شبانهروزی گشت ارشاد روی اعصاب و روانمون رو یادمون نره، بلایی که همآهنگی دولت با مجلس سرمون آورد (: هیچ نظارتی رو دولت نبود و با دل راحت هر کاری دلاش خواست کرد ) یادمون نره.
آبروریزی توی مجامع بینالمللی، تمام کتابها مجلهها روزنامههایی که به تاریخ پیوستن، تئوریسین تفکیک کتابهای درسی که وزیر آموزش پرورش شده، بلایی که سر معلمها و کارگرها آوردن، سهمیهبندی جنسیتی، لایحه حمایت خانواده ... تو رو خدا اینها رو یادمون نره. اینها محصول یه جریانه که الان حاکم بر کشوره. جریانی که به خاطر ساختار مزخرف قدرت نمیشه یهو عوضاش کرد ولی
ضررش رو میشه کمتر کرد. گوشه موشههاشو که میشه سابید و جمع و جور کرد تا کمتر گند بزنه به زندگیمون.
آها یه نکته ی دیگه. توجه کنید من دارم می گم برید رای بدید نمی گم الزامن برید به اصلاح طلب ها رای بدید (هرچند که به اینا رای بدید بهتره!!) حتا اگر واقعن هم به صلاحیت خانوم افتخاری و جناب حدادعادل معتقدید برید رای بدید. اقلنش اینه که بعدن دلمون خوشه که این ها انتخاب اکثریت هستند نه انفعال اقلیت!! یعنی خب من همیشه گفتم آدم از کار کرده به غلط کردن بیفته شرف داره به این که از نکردن یه کاری پشیمون شه!
بازم بگم؟! باز بون خوش دارم می گم برید رای بدید خب دیگه، مجبورم نکنید به خشونت متوسل بشم!!

