بعد از 18 بار متوالی آهنگ سنگ صبور سنتوری رو از مغازه های مختلف توی مرکز خرید میلاد نور شنیدن، می تونم با اطمینان بگم سنتوری و آهنگ هاشو می شه به عنوان جند.ه ترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گذاری کرد!!
من پست قبل یادم رفت بگم که به فرمایشی بودن انتخابات اعتقادی ندارم؟؟ به نظر من دخالت هایی که توی انتخابات می شه در حد تقلب باقی می مونه ولی در نهایت عمده ی نتیجه با رای مردمه. در تایید نظرم هم اشاره می کنم به هماهنگی - به قول تاریخ ادبیاتی ها- «روح» مردم هر دوره با نتایج انتخاباتش!! والله زمان خاتمی ما کجا این قدر توسری خور بودیم که برای پشت ساق پامون هم تکلیف معلوم کنن؟ هزار ماشالله خانوم ها کت می پوشیدن تا ناف و شلوار تا زانو! و کسی هم اگر چیزی می خواست بهشون بگه سروصدای قضیه تا اون ور دنیا می رفت (و یادتونه که طرح ها همیشه ضربتی و کوتاه مدت بود نه مثل حالا که گشت ارشاد شیفت شب هم کم مونده بذاره!!) حالا الان مثال حجابی زدم مساله فقط حجاب نیست من حضور ذهن ندارم و دارم تند تند می نویسم. خلاصه که یعنی می خواستم بگم معمولن خلایق هر چه لایق و نتیجه ی انتخابات عمومن با رای دهندگان هماهنگی داره. چیکارتون کنم نرید رای بدید خب. به جاش بشینید تو خونه VOA نگاه کنید و دعا کنید امریکا بیاد از دست آخوندها نجاتتون بده. طبق معمول هم اقلیت فدای حماقت اکثریت می شه خب.
فقط من خواهش اکید می کنم کسی دوباره نیاد بگه "رای دادن تایید مشروعیت نظام محسوب می شه" که من خشن می شم باز. آخه عقل هم خوب چیزیه. لطفن یه نگاه سلبی بندازید ببینم اگه رای ندید مشروعیت نظام زیر سوال می ره؟! (اصلن اگر فرض کنیم که دروغ گفتن سخته و نمی شه آمار رای ها رو 3 میلیون بیشتر اعلام کرد!) بعد اون وقت فرضن که رفت، خب حالا چی؟ این مشروعیت زیر سوال رفته به چه درد شما می خوره! آخه من سر هر انتخاباتی باید بیام اینا رو بگم؟! :))
ببینم قدیم ها هم همین جوری بود که هر ننه قمری سرش رو می انداخت پایین و بدون ملاحظه ی این که خودش کیه و از کجا اومده و چی حالیشه هر کسی رو که خوشش نمی اومد «تکفیر» می کرد؟؟ یا من اشتباه تصور می کنم که فقط بعضی ننه قمرها اینکارو می کردن؟
آقای دوست پسرمون به این بند یه سری ایراد گرفتن که من چون حال ندارم الان موضوع رو باز نمی کنم. حالا شاید بعدن بحثمون رو این جا پابلیش کردم. عجالتن عرض کنم که من هیچ تعصبی رو سروش یا کس دیگه ندارم فقط مساله اینه که هر کسی اجازه نداره همین جوری فرت بگه فلانی کافره.
ببینم این پست محشر بهار عزیزم رو خوندید؟ نمی دونم چرا من در هشت مارس امسال چیزی برای گفتن ندارم؟ (غیر از یه تولدت مبارک به یه آقای عزیز که هشت مارس متولد شده!) یعنی خب واقعن چیزی به نظرم نمی رسه. به قول پریسا نه تبریک نه تسلیت!! به این فکر کنم می گن سرخوردگی. هوم؟
من پست قبل یادم رفت بگم که به فرمایشی بودن انتخابات اعتقادی ندارم؟؟ به نظر من دخالت هایی که توی انتخابات می شه در حد تقلب باقی می مونه ولی در نهایت عمده ی نتیجه با رای مردمه. در تایید نظرم هم اشاره می کنم به هماهنگی - به قول تاریخ ادبیاتی ها- «روح» مردم هر دوره با نتایج انتخاباتش!! والله زمان خاتمی ما کجا این قدر توسری خور بودیم که برای پشت ساق پامون هم تکلیف معلوم کنن؟ هزار ماشالله خانوم ها کت می پوشیدن تا ناف و شلوار تا زانو! و کسی هم اگر چیزی می خواست بهشون بگه سروصدای قضیه تا اون ور دنیا می رفت (و یادتونه که طرح ها همیشه ضربتی و کوتاه مدت بود نه مثل حالا که گشت ارشاد شیفت شب هم کم مونده بذاره!!) حالا الان مثال حجابی زدم مساله فقط حجاب نیست من حضور ذهن ندارم و دارم تند تند می نویسم. خلاصه که یعنی می خواستم بگم معمولن خلایق هر چه لایق و نتیجه ی انتخابات عمومن با رای دهندگان هماهنگی داره. چیکارتون کنم نرید رای بدید خب. به جاش بشینید تو خونه VOA نگاه کنید و دعا کنید امریکا بیاد از دست آخوندها نجاتتون بده. طبق معمول هم اقلیت فدای حماقت اکثریت می شه خب.
فقط من خواهش اکید می کنم کسی دوباره نیاد بگه "رای دادن تایید مشروعیت نظام محسوب می شه" که من خشن می شم باز. آخه عقل هم خوب چیزیه. لطفن یه نگاه سلبی بندازید ببینم اگه رای ندید مشروعیت نظام زیر سوال می ره؟! (اصلن اگر فرض کنیم که دروغ گفتن سخته و نمی شه آمار رای ها رو 3 میلیون بیشتر اعلام کرد!) بعد اون وقت فرضن که رفت، خب حالا چی؟ این مشروعیت زیر سوال رفته به چه درد شما می خوره! آخه من سر هر انتخاباتی باید بیام اینا رو بگم؟! :))
ببینم قدیم ها هم همین جوری بود که هر ننه قمری سرش رو می انداخت پایین و بدون ملاحظه ی این که خودش کیه و از کجا اومده و چی حالیشه هر کسی رو که خوشش نمی اومد «تکفیر» می کرد؟؟ یا من اشتباه تصور می کنم که فقط بعضی ننه قمرها اینکارو می کردن؟
آقای دوست پسرمون به این بند یه سری ایراد گرفتن که من چون حال ندارم الان موضوع رو باز نمی کنم. حالا شاید بعدن بحثمون رو این جا پابلیش کردم. عجالتن عرض کنم که من هیچ تعصبی رو سروش یا کس دیگه ندارم فقط مساله اینه که هر کسی اجازه نداره همین جوری فرت بگه فلانی کافره.
ببینم این پست محشر بهار عزیزم رو خوندید؟ نمی دونم چرا من در هشت مارس امسال چیزی برای گفتن ندارم؟ (غیر از یه تولدت مبارک به یه آقای عزیز که هشت مارس متولد شده!) یعنی خب واقعن چیزی به نظرم نمی رسه. به قول پریسا نه تبریک نه تسلیت!! به این فکر کنم می گن سرخوردگی. هوم؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر