سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۸۷

آیا برق، پارگی‌های بشری را درمان می‌کند؟

این روزها مثل ترنسفرمر برقی شده‌ام که به یک پریز ناقابل می‌زنندش و اتو و مایکروویو و جاروبرقی و یخچال و کامپیوتر و حتا خدا را چه دیدی یک تردمیل هم وصل می‌کنند به‌اش و آن بدبخت باید جان بکند و همه‌شان را راه بیندازد.
البته این‌ کمترین هیچ تخصصی در امور الکتریکی* ندارد و شاید اصلن به آن چیزی که بنده شده‌ام ترنسفرمر نمی‌گویند (از همین سه‌راهی‌های برق را عرض می‌کنم) و شاید هم اگر همچین بلایی سر ترنسفرمر مذکور بیاورند طوری‌اش نشود و البته الان که فکر می‌کنم قاعدتن هم باید جریان برق منطقه به فنا برود نه خود ترنسفرمر، ولی علی الحساب، به من یکی که خوش نمی‌گذرد.
سی‌فون و بروبچه‌هایش لطف داشته‌اند و برای بخش نقد وبلاگ‌هایشان، الیزه را انتخاب کرده‌اند. اگر از این وبلاگ خوشتان می‌آید گمانم بی‌میل نباشید آن را هم بخوانید. از همین تریبون هم تشکرات فائقه را ابراز می‌دارم.
پیداست حال وبلاگ‌نویسی ندارم، نه؟
* بچه‌ها، بچه‌ها! چرا عصبانی می‌شوید، من که گفتم چیزی حالی‌ام نیست از این علوم جدیده! لبته درست هم هست که خنگ‌بازی درآورده‌ام وگرنه کمی فکر می‌کردم متوجه اقلن الکتریک بودن بحث می‌شدم! طبق فرموده‌ها اصلاح شد!

هیچ نظری موجود نیست: