پنجشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۸۸

Cut The Crap.

آدم‌های بعضن هنوز عزیز، و عمدتن دیگه غیرعزیزی که خط و خطوط من رو زیر پا گذاشتید،
اون سکانس‌های کیل‌بیل رو به خاطر دارید که اوما تورمن توی roaring rampage of revenge اش، سراغ هر کدوم از سوِژه‌های انتقامش که می‌رفت، اولین باری که چشمش بعد چهار سال به‌شون می‌افتاد دوربین زوم می‌شد روی چشم‌های آبی پراز خشم‌ش و اون آهنگ کوتاه گوش‌خراش بیــــــب بیــــــــــــب پخش می‌شد و بیتریکس ضربه‌های اون آدمه رو می‌دید به تن بی‌دفاع روی زمین‌افتاده‌ش، با تمام خشم و نفرت و انتقامی که ذره‌ذره جمع می‌شد تا یهو حمله کنه؟
هر یه باری که به هر نحوی یادآوری می‌کنید کارهاتونو، دوربین زوم می‌شه رو چشم‌های قهوه‌ای من، با همون آهنگ؛ و من به ضربه‌هاتون فکر می‌کنم به اعتماد و احترامی که براتون داشتم. به این که به خودتون اجازه دادید پاتونو از در کلیسای مزبور بذارید تو و بکنید هر کاری که کردید.
خواهش می‌کنم، برای صرفه‌جویی تو وقت و انرژی و خیلی چیزای دیگه‌ی خودم و خودتون؛ و برای نیفتادن خیلی اتفاق‌های ناخوشایند دیگه، همین جا فیلم رو پاز کنید و یه کاری نکنید که الا تورمن درون‌ام مجبور بشه شمشیر هاتوری هانزوی مزبور رو دربیاره و یه جورهای ناجوری شیفت-دیلیت‌تون کنه.
بی تشکر ..
ال.

هیچ نظری موجود نیست: