يكي بوده،
اينطوري يادت مياد:
صداش (آخ...صداش)
دستاش
بوي بدنش
حتي سردي چشماش
هموني رو ميگم كه هروقت اراده مي كرده، باهاش مي خوابيدي،
هموني كه مثل كش بود...
....هموني كه ديگه هيچي كارساز نبود.
گذشت.
يكمي جملهم جواده، ولي شد تجربه.
حالا ديگه،
ميگم يادآوري.
اينش مهم نيست.
حالا،
ديدي ديگه هيشكي صداش، صدا نميشه؟
ديدي دستاي هيشكي ديگه حالي به حاليت نميكنه؟
ديدي به التماس ميفته، تو خميازه ميكشي؟
دنبال ربط ايندوتا نگردين.
مچكرم.
۱ نظر:
سلام الیزه خانم امیدوارم سالم و سلامت باشید
آبجی غرض از مزاحمت
وب من بلاک شده از گوگل
و چون آبجی وب شما قدیمی و فعال هست اگه لطف کنید لینک و لوگوی ما را در وبتان قرار دهید
اگه خدا بخواد مشکل حل بشه ممنون می شوم وب منو به نام
فروش کامیون کامیونت مینی بوس
http://www.truckmaster.ir
لطف می کنید ممنون میشم
باتشکر
ارسال یک نظر