نگفتم، نگفتم که ما منتظر پاییزیم
دیدین اصن که امروز، صاف همین امروز که ما کامینگ سون بوده گی منو کرده بودیم تو بوق هوا اصن چه یهو پاییزی شدبا اون بادهای سرد خوش بو و قطره های ریز گوگولی که جون می ده با نیش باز زیرش راه بری و ملت چپ چپ نگات کنن!
حالا شما هی بگین تصادفی بوده!
بعد هم که اصن امشب کلــــــــــــــــی به من خوش گذشت
و بعد مدت های مدید نیشم چندین ساعت متوالی باز بود
و کلی مرکز توجه بودم و کادوهای گوگولی گرفتم و حتا یه جفت کفش اولد فشنی هم دارم حالا!!
فلذا این پست نگاشته می شه به منظور تشکر فراوان و ماچ های متوالی از امین و یلدا و کوکولی و عاصفه که یه پری برث دی به این خوشگلی واسم درست کردن که این قده بهم خوش بگذره و این قده حالم خوب بشه
و آقای صاب کافه کوبا که خیلی خودش رو کنترل کرد ما رو بیرون نکرد، مخصوصن موقع آموزش بلوجاب به یه نفری!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر