می شینم پایین پای دومادجان و گربه وار ولو می شم رو زانوش و بهش می گم موهامو ناز کن
بعد یه کم ناز می کنه
می گه موهای تو نه تنها نازناپذیره بس که دست توش نمی ره!
بلکه آدم نمی تونه نازش کنه
چون هی می خواد هر دسته شو بگیره
کشف کنه ببینه به کجا می رسه
بعد من فکر می کنم که این خوشگل ترین تعریفیه که می شه از من و موهام رو هم کرد!
بعد هم که من هنوز گربه ی درونم فعاله و ارتباطات انسانی لازم ام و اصن خوابم نمی بره که اینجوری.
بعد یه کم ناز می کنه
می گه موهای تو نه تنها نازناپذیره بس که دست توش نمی ره!
بلکه آدم نمی تونه نازش کنه
چون هی می خواد هر دسته شو بگیره
کشف کنه ببینه به کجا می رسه
بعد من فکر می کنم که این خوشگل ترین تعریفیه که می شه از من و موهام رو هم کرد!
بعد هم که من هنوز گربه ی درونم فعاله و ارتباطات انسانی لازم ام و اصن خوابم نمی بره که اینجوری.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر