شنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۷

اندر مزایای بزرگ شده‌گی یا به جان مادرم این پست مخاطب خاص ندارد

خوبی‌ش اینه که وقتی بزرگ می‌شی تازه می‌فهمی آدم‌ها اون‌قدری هم که فکر می‌کردی گنده نیستن. تازه دنیات اون‌قدر بزرگ می‌شه که دیگه رو محور آدم‌ها نمی‌چرخه. خوبی‌ش اینه که چشم‌هات اون‌قدر زیاد می‌بینن و اون‌قدر تازه می‌بینن که آدم‌ها دیگه منطقن نمی‌تونن اون‌قدر واست گنده بشن که هیچی غیر از اون‌ها نبینی. خوبی‌ش اینه که بزرگ که می‌شی تازه یاد می‌گیری که خیلی خیلی ساده‌تر از این حرفا، آدم‌ها می‌تونن تو زندگی‌ت بیان و زخم بذارن و لک بذارن و لذت بدن و درد بدن ولی آخر سر برن؛ یه جوری برن که انگار هیچ‌وقت نبودن؛ یه جوری که حتا دلت براشون تنگ نشه. که می‌فهمی این دری‌وری‌های "بی تو هرگز" فقط فیلم و داستانه و تو دنیای واقعی بدون هر آدمی؛ هر آدمی هر قدرم عزیز و اصلن بدون هیچ آدمی دوروبرت هم زندگی ادامه داره و می‌شه زندگی کرد و حتا به تخمت هم نباشه. خوبی‌ش اینه که یاد می‌گیری با خودت و خودت زندگی کنی و لذت‌شو ببری و تنهایی واست درد نباشه. خوبی‌ش اینه که می‌فهمی رفتن و نبودن‌ هیچ آدمی اون‌قدری که می‌گن و فکر می‌کنی ترس‌ناک نیست.

بدی‌ش می‌دونی چیه؟ بدی‌ش اینه که وقتی همه‌ی اینا رو می‌دونی، هیچ آدمی دیگه اون‌قدر واست گنده نمی‌شه که دلت رو به تاپ تاپ بندازه.

هیچ نظری موجود نیست: