پنجشنبه، آبان ۲۰، ۱۳۸۹

Boy that is some pretty good LD that we do

خسته و حوصله م سر رفته و خونه توسط آقای نقاش به گند کشیده شده ام. می خواد برام اپیزود جدید د گود وایف بفرسته. تازه جاروبرقی کشیدنو تموم کردم که اقلن بشه تو خونه راه رفت و فرش ها رو برگردوندم سرجاشون که آقای پیک زنگ می زنه.
پاکت یه کم سنگین تر از فلش مموری ئه. بازش می کنم، یه دونه بیسکوییت می افته بیرون. یه تی بگ، دو تا فلش، یه نوت.
"این عصرونه می باشد. ساقه طلایی نداشتم اما این بیسکوییت بهتره و خارجیه و آمریکاییه"

احساس می کنم ده دوازده تا دندون دیگه لازم دارم برای این که نیشم به اندازه کافی باز بشه.

هیچ نظری موجود نیست: