من آدم غر زدن نیستم. اصلاح می کنم: الان دیگه آدم غر زدن نیستم. تا زنده ای چیز یاد می گیری، هوم؟ من یکی به قیمت گرونی یاد گرفتم اگر هم به فرض محال قرار باشه چیزی عوض بشه، دائم گفتن عوضش نمی کنه. مثل این می مونه که یکی هی یه سوزنی بکنه توی تنت، تو هم هر دفعه بگی آخ. آخ مزبور به قدر کفایت موقتن درد و عصبانیتت رو تخلیه می کنه که درد سوزنه که خوابید، یادت بره این جایی که وایسادی جاییه که دوباره احتمال سوزن بهت فرو رفتن داره. این جوریه که دور باطل مزبور تکرار می شه، بعد یه مدت آخ های تو هم این قدر تکراری می شه که حتا دیگه طرف نمی فهمه دردت میاد واقعنی. بعد تو گیج می شی و دردت میاد و روانی می شی که آخه چه جوری می شه یه آدمی که دوستش داری، دردت بیاره و عین خیالشم نباشه که دردت آورده. دیگه یادت نمی آد که خودت دردت اومدن و هیچ اتفاقی نیفتادن رو تبدیل کردی به الگوی تکرارشونده.
اوهوم. این جوریه که من دیگه آدم غر زدن نیستم. یه زمانی اگه تو موقعیت الانم بودم می رفتم یقه دو سه نفر رو می گرفتم می نشوندم شون و بهشون توضیح می دادم که بابا، الان تو منو آخ، یا تو قبلن منو آخ، یا خلاصه که بابا آخ! ولی الان آدمی هستم که یه نگاه به شون می ندازم، یه نگاه به تمام آخ هایی که صراحتن قبلن گفتم و تو گوش شون فرو نرفته؛ بعد خیلی آروم خودم رو می کشم کنار و از منطقه ی خطر دور می کنم. از آدم آخ-دار مزبور اصن.
می دونی آدم ها تیغ دارن، عین جوجه تیغی. آدم ها همیشه و بدون استثنا اگه مواظب نباشن تیغ هاشون می ره توی تن همدیگه. من اون قدرهام که غرش رو می زنم پیر نشدم. اما اون قدری هم دیگه خجسته و تازه نفس نیستم که حوصله ی رابطه هایی رو داشته باشم که فقط من توشون باید مواظب باشم تیغ تو تن کسی فرو نره. اصلن هر کسی باید تیغ-واچر اختصاصی روی خودش نصب داشته باشه.
بگیرین آقاجان؛ به خودتون بگیرین. بعله.
اوهوم. این جوریه که من دیگه آدم غر زدن نیستم. یه زمانی اگه تو موقعیت الانم بودم می رفتم یقه دو سه نفر رو می گرفتم می نشوندم شون و بهشون توضیح می دادم که بابا، الان تو منو آخ، یا تو قبلن منو آخ، یا خلاصه که بابا آخ! ولی الان آدمی هستم که یه نگاه به شون می ندازم، یه نگاه به تمام آخ هایی که صراحتن قبلن گفتم و تو گوش شون فرو نرفته؛ بعد خیلی آروم خودم رو می کشم کنار و از منطقه ی خطر دور می کنم. از آدم آخ-دار مزبور اصن.
می دونی آدم ها تیغ دارن، عین جوجه تیغی. آدم ها همیشه و بدون استثنا اگه مواظب نباشن تیغ هاشون می ره توی تن همدیگه. من اون قدرهام که غرش رو می زنم پیر نشدم. اما اون قدری هم دیگه خجسته و تازه نفس نیستم که حوصله ی رابطه هایی رو داشته باشم که فقط من توشون باید مواظب باشم تیغ تو تن کسی فرو نره. اصلن هر کسی باید تیغ-واچر اختصاصی روی خودش نصب داشته باشه.
بگیرین آقاجان؛ به خودتون بگیرین. بعله.
برچسبها: الیز آموز, تحلیلیات, ناطق جرعه ای آب نوشید و افزود

