دیدین این آدمهایی رو که همیشه بدبختن؟ اینایی که کلن یه ابر اندوهگین افسردهای همیشه بر قیافهشون سایه افکنده و همیشه نالهن و بیحوصلهن و غمگینن و بداخلاقن و اگه یه وقت خبطی خطایی چیزی بکنی ازشون بپرسی چطوری؟ گویا کسر شانشون میشه یا زشته و قباحت داره که خوب باشن و بگن "خوبم". گویا که آدمیزاد کلن تولید شده که بدبخت باشد و هر حالتی غیر از آن غلط است و نباید که بود. جمع کنید کاسه کوزهتون رو باباجان. کیه که هیچ مشکلی نداشته و همهی زندگیش روبهراه و مرتب و سالم و سلامت باشه؟! ولیکن آیا همهی عالم مثل شما بدبختند؟ خیر. ملت زندگیشونو میکنن مشکلاتشونو دارن خوشحالیهاشونم دارن به موقعش شاد و خرم و مثبت و یهجوری که آدم میبیندشون از زندگی ناامید نشه هم هستن.
باباجان به کیقسم به کیقسم بدبختی فضیلت نیست. همیشه به نقطهی دوری در فضا خیره بودن و دود سیگار را فیلسوفانه بدان سمت فوت کردن نشانهی عمق شخصیت شما نمیباشد. سالهای نوری در افسردگی یه مشکل و مسالهای چیزی باقی ماندن صرفن نشونهی عدم بلوغ و عدم قابلیت تطبیقپذیری شما با واقعیت است. یاس فلسفی و خود را در پیلهی اندوه پیچیدن برای مسائل انتزاعی بشریت بقرانمجید قسم که هیچ مشکلی رو از شخص شما یا هیچ موجود دیگری حل نخواهد کرد. من خودم به عنوان یه آدمی که شده نزدیک یکسال هم در یک وضعیت بدبختی مزمن باقی موندهباشه خواهرانه به شما عرض میکنم که بله پیش میآد و موردی نداره ولی سعی کنید همیشه بدبخت بودگیتون دلیل عینی داشتهباشه. نشه حالت همیشگی غالب طبیعیتون. یه مرزی برای خودتون همیشه قائل باشید که در مسیر خودرابههادهندگی از اون جلوتر نرید دیگه. به مرز مزبور که رسیدید بگید خب بسه هرچی غصه خوردم و منهدم بودم دیگه بلند شیم جمع کنیم خودمونو. به قول دوستمون که بابا ابر و باد و مه و خورشید و فلک آلردی همه در کار هستند که دهن تو رو سرویس کنند دیگه واقن لازم نیست خودت هم بهشون بپیوندی. اوری وانس این ئه وایل هم خوب باشید، خودتون رو خوب کنید، اینقدری که ازتون میپرسن چطوری، بتونید راستگویانه بگید "خوبم". نمیمیرید که! والا بلا هر از گاهی خوببودگی برای سلامتی امریست مفید و لازم.
این بود انشای من در باب استیصال و به کدامین بیابان سر بنهم-ی خویش از دست جماعت همیشه بدبخت همیشه نالان و دهانی که سرویس میکند مشاهدهی این جماعت از راقم این سطور که کلن هون نشیمن بر سر هیچکاری را ندارم چه برسد به غصه خوردن و عمومن به این دلیل غصه خوردنهام رو متوقف میکنم که حوصلهم سر میره از خوردنشون. از فسردگان ملولم و آدم مثبت انرژیزندگیدراوجوشانام آرزوست آقا، بهخدا.
* و از کرامات شیخ ما این بود که درست در همان روزی که پست هوا کردی در مذمت پرگویی و مدح لالمونی، شبش آمدی و پست دراز عجقوجق ورورهجادویی نگاشتی، و همیشه اذعان میداشت که روزی که در آن آدمی خودش را نقض نکند در شمار روزهای زندگانی نباشد. صلوات.
** دیگه آدم کجا بره امنیت داشتهباشه آخه؟! فیلم حاتمیکیا هم که میریم ببینیم و علیالقاعده باید استرس و بدبختی و فشار عصبی فرو شه بهمون، کراش جاودانی ما آقای فرخنژاد رو نیمتنه لخت میکنن میذارن جلومون که ضجه و شیون حسرت بزنیم و شب خوابمون نبره. به کدامین بیابان آقا به کدامین بیابان؟!
باباجان به کیقسم به کیقسم بدبختی فضیلت نیست. همیشه به نقطهی دوری در فضا خیره بودن و دود سیگار را فیلسوفانه بدان سمت فوت کردن نشانهی عمق شخصیت شما نمیباشد. سالهای نوری در افسردگی یه مشکل و مسالهای چیزی باقی ماندن صرفن نشونهی عدم بلوغ و عدم قابلیت تطبیقپذیری شما با واقعیت است. یاس فلسفی و خود را در پیلهی اندوه پیچیدن برای مسائل انتزاعی بشریت بقرانمجید قسم که هیچ مشکلی رو از شخص شما یا هیچ موجود دیگری حل نخواهد کرد. من خودم به عنوان یه آدمی که شده نزدیک یکسال هم در یک وضعیت بدبختی مزمن باقی موندهباشه خواهرانه به شما عرض میکنم که بله پیش میآد و موردی نداره ولی سعی کنید همیشه بدبخت بودگیتون دلیل عینی داشتهباشه. نشه حالت همیشگی غالب طبیعیتون. یه مرزی برای خودتون همیشه قائل باشید که در مسیر خودرابههادهندگی از اون جلوتر نرید دیگه. به مرز مزبور که رسیدید بگید خب بسه هرچی غصه خوردم و منهدم بودم دیگه بلند شیم جمع کنیم خودمونو. به قول دوستمون که بابا ابر و باد و مه و خورشید و فلک آلردی همه در کار هستند که دهن تو رو سرویس کنند دیگه واقن لازم نیست خودت هم بهشون بپیوندی. اوری وانس این ئه وایل هم خوب باشید، خودتون رو خوب کنید، اینقدری که ازتون میپرسن چطوری، بتونید راستگویانه بگید "خوبم". نمیمیرید که! والا بلا هر از گاهی خوببودگی برای سلامتی امریست مفید و لازم.
این بود انشای من در باب استیصال و به کدامین بیابان سر بنهم-ی خویش از دست جماعت همیشه بدبخت همیشه نالان و دهانی که سرویس میکند مشاهدهی این جماعت از راقم این سطور که کلن هون نشیمن بر سر هیچکاری را ندارم چه برسد به غصه خوردن و عمومن به این دلیل غصه خوردنهام رو متوقف میکنم که حوصلهم سر میره از خوردنشون. از فسردگان ملولم و آدم مثبت انرژیزندگیدراوجوشانام آرزوست آقا، بهخدا.
* و از کرامات شیخ ما این بود که درست در همان روزی که پست هوا کردی در مذمت پرگویی و مدح لالمونی، شبش آمدی و پست دراز عجقوجق ورورهجادویی نگاشتی، و همیشه اذعان میداشت که روزی که در آن آدمی خودش را نقض نکند در شمار روزهای زندگانی نباشد. صلوات.
** دیگه آدم کجا بره امنیت داشتهباشه آخه؟! فیلم حاتمیکیا هم که میریم ببینیم و علیالقاعده باید استرس و بدبختی و فشار عصبی فرو شه بهمون، کراش جاودانی ما آقای فرخنژاد رو نیمتنه لخت میکنن میذارن جلومون که ضجه و شیون حسرت بزنیم و شب خوابمون نبره. به کدامین بیابان آقا به کدامین بیابان؟!
برچسبها: الیز آموز, گاو خشمگین

